 در فرهنگ قرآن و اسلام ياد کنيم و نشان دهيم که مسلمين از پيش، براي اين کار بزرگ آماده مي‌شدند و آگاهي لازم را براي هجرت دريافت مي‌داشتند.

قبل از هر چيز بايد دانست که هجرت به مفهوم اسلامي آن، دورشدن از محيط فشار و اختناق و پانهادن در محيط باز و آزاد است، تا انسانِ خداپرست و متعهّد بتواند در پرتو آزادي، عقايد خود را آشکار سازد و به وظايف خويش عمل کند.

هجرت بمعنايي که گذشت يکي از برجسته‌ترين تعاليمي است که قرآن مجيد آن را توصيه کرده و پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- جامة عمل بر آن پوشانده است. بنابراين هجرت، قانوني ضروري و کلّي بشمار مي‌آيد نه حادثه‌اي شخصي که اتفاقاً براي پيامبر ما و ياران او پيش آمده باشد. از اين رو ملاحظه مي‌کنيم که قرآن مجيد هجرت را ويژة مسلمين عصر پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- نشمرده و در برخي از سوره‌هاي خود مثلاً از هجرت ابراهيم -عليه السلام- ياد مي‌کند[1] و نيز از هجرت موسي -عليه السلام- و قومش از مصر بسوي فلسطين مکرّر سخن به ميان مي‌آورد.

پيش از هجرتِ پيامبر اسلام -صلى الله عليه وآله وسلم- و يارانش به مدينه، مسلمين بارها بوسيلة آيات قرآن به اين حرکت نيک‌فرجام تشويق شده بودند چنانکه در سورة مکّي عنکبوت مي‌خوانيم:

)يَاعِبَادِي الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ أَرْضِي وَاسِعَةٌ فَإِيَّايَ فَاعْبُدُون( (عنکبوت: 56).

مفهوم آية شريفه اين است که: اي بندگان من که به خدا و فرستادگانش ايمان آورده‌ايد همانا زمين من پهناور است پس، به سرزميني ديگر رهسپار شويد تا در آنجا بتوانيد تنها مرا بندگي کنيد.

باز قرآن کريم در سورة مکّي زُمَر مي‌فرمايد: 

)قُلْ يَاعِبَادِ الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا رَبَّكُمْ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا فِي هَذِهِ الدُّنْيَا حَسَنَةٌ وَأَرْضُ اللَّهِ وَاسِعَةٌ...( (زمر: 10).

در اينجا نيز پيام إلهي اينست که: بگو: اي بندگان من که ايمان آورده‌ايد از نافرماني خداوندگارتان پرهيز کنيد، براي کسانيکه در اين دنيا نيکي کرده‌اند پاداش نيکي خواهد بود و زمين خدا (براي اينکه آزادانه به نيکوکاري بپردازيد) فراخ و پهناور است....

همچنين در سورة مبارکة نحل مي‌خوانيم:

)وَالَّذِينَ هَاجَرُوا فِي اللَّهِ مِنْ بَعْدِ مَا ظُلِمُوا لَنُبَوِّئَنَّهُمْ فِي الدُّنْيَا حَسَنَةً وَلأَجْرُ الآخِرَةِ أَكْبَرُ …( (نحل: 41).

«کسانيکه براي خدا هجرت کردند – پس از آنکه ستم ديدند – همانا جايگاهي نيکو در دنيا به آنان دهيم و پاداش آخرتشان بزرگتر است...».

مفاد اين آيات کريمه – که در سوره‌هاي مدني نيز ادامه يافته – مسلمانان را به حرکت از محيط پراختناق و آکنده از فشار مکّه، تشويق مي‌کرد و به آنها اميد مي‌بخشيد که علاوه بر پاداش عالي آخرت، در همين زندگي از آينده‌اي بهتر و محيطي آسوده‌تر و قدرتي بيشتر برخوردار خواهند شد چنانکه در سورة مدني نساء نيز آمده است: 

)وَمَنْ يُهَاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الأَرْضِ مُرَاغَمًا كَثِيرًا وَسَعَةً...(  (نساء: 100).

«کسي که در راه خدا هجرت کند، در زمين (پهناور خدا) جولانگاه بسيار و گشايشي از تنگناها خواهد يافت...».

آزادي و سپس تلاش در راه آرمانهاي مقدّس، از بزرگترين نعمتهايي است که هجرت با خود بهمراه داشته و اسباب پيروزي مسلمين را به تأييد خدا فراهم آورده است.

مسلمانان، باايمان به اين تعاليم هجرت کردند بنابراين مي‌دانستند که چه مي‌کنند و اميدوار بودند که به قدرت و شکوه مي‌رسند بويژه که در سوره‌هاي گوناگونِ مکّي از پشتيباني خداوند و پيروزي نهايي آنها سخن رفته بود چنانکه در سورة صافّات آمده است: 

)وَإِنَّ جُندَنَا لَهُمْ الْغَالِبُونَ ( (صافات: 173).

«همانا، سپاه ما بي‌ترديد پيروزند».

و نيز در سورة روم مي‌خوانيم: 

)وَكَانَ حَقًّا عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ( (روم: 47).

«ياري مؤمنان حقّي بود که ما برعهده گرفتيم».

و همچنين در سورة مؤمن آمده است: 

]إنّا لَنَنْصُرُ رُسُلَنا وَالَّذينَ آمَنُوا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَ يومَ يقُومُ الأشْهاد[  (مؤمن: 51).

«ما فرستادگان خود و مؤمنان را در زندگاني دنيا و روزيکه گواهان قيام کنند (يعني روز رستاخير) ياري مي‌کنيم».

و بالأخره در سورة مکّي قمر مي‌خوانيم: 

)سَيُهْزَمُ الْجَمْعُ وَيُوَلُّونَ الدُّبُرَ ( (قمر: 45).

«اين گروه (کافران) بزودي شکست مي‌‌خورند و پشت خواهند کرد».

آري، هجرت مسلمين با چنين اميدي همراه بود و البتّه اميد مقدّس و درستي هم بود که به تحقّق پيوست.

هجرت نه تنها درميان مسلمانان بلکه در بين اقوام ديگر نيز منشأ قدرت و ماية پيشروي شده است مثلاً در مشرق زمين، آريايي‌ها قومي مهاجر بودند که به پديدآوردن حکومت و تمدّن ايراني نائل آمدند و يا در قرون اخير، مهاجراني که از اروپا بسوي امريکا حرکت کردند تمدّن وسيع و تازه‌اي در ميان نهادند جز آنکه هجرت اسلامي، بلحاظ هدف از اين قبيل مهاجرتها ممتاز بوده است. بنابر تعليم اسلام، براي مال‌اندوزي و سُلطه‌جويي نبايدهجرت کرد بلکه براي خدا يعني إقامة آئين و إشاعة شريعت وي بايد حرکت نمود هرچند ممکن است ثروت و دولت نيز در پي حرکت مزبور بيايد ولي نظر اصلي و هدف نهايي براي مهاجرِ مسلمان، جلب رضاي خدا شمرده مي‌شود. بدين صورت اسلام، هدف هجرت را از «چپاول اقوام و تسلّط بر سرزمينها»: به اهداف معنوي‌ برگرداند چنانکه رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- فرمود: 

«إِنَّما الأَعمالُ بِالنّيةِ (بِالنِّياتِ) وَلِکُلِّ امرِيءٍ ما نَوي فَمَن کانَت هِجرَتُهُ إلَي اللهِ ورَسولِهِ فَهِجرَتُهُ إِلَي اللهِ ورَسولِه. ومَن کانَت هِجرَتُهُ إلَي دُنيا يصيبُها أَو امرَأَةٍ يتَزَوَّجُها فَهِجرَتُهُ إِلَي ما هاجَرَ إِلَيهِ»!. (صحيح بخاري، جز اوّل، صفحة 1 و مسند طيالسي، چاپ لبنان، صفحة 9، و مسند احمد بن حنبل، جزء اوّل، صفحة 25)

يعني: «جز اين نيست که اعمال وابسته به نيت است و هر کس متناسب با آنچه نيت کرده نصيب دارد. بنابراين کسي که بسوي خدا و رسولش هجرت کند البتّه هجرت او بسوي خدا و رسولش محسوب مي‌شود و کسي که به خاطر (مال) دنيا يا براي زني که با وي ازدواج کند راه هجرت در يپش گيرد در اين صورت هجرت وي بسوي آن مال‌ و زن بشمار مي‌آيد»!.

پس مسلمانان، اميد وصول به آسايش و قدرت و پيروزي داشتند ولي آنرا براي خدا و اجراي فرمانهاي او مي‌خواستند چنانکه قرآن کريم پيش از آنکه مهاجرانِ صدر اسلام به قدرت برسند، آيندة ايشان را بدين گونه يپش‌بيني و توصيف مي‌کند: 

)الَّذِينَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيَارِهِمْ بِغَيْرِ حَقٍّ إِلاَّ أَنْ يَقُولُوا رَبُّنَا اللَّهُ وَلَوْلاَ دَفْعُ اللَّهِ النَّاسَ بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لَهُدِّمَتْ صَوَامِعُ وَبِيَعٌ وَصَلَوَاتٌ وَمَسَاجِدُ يُذْكَرُ فِيهَا اسْمُ اللَّهِ كَثِيرًا وَلَيَنصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ * الَّذِينَ إِنْ مَكَّنَّاهُ