انکه در قرآن مجيد مي‌خوانيم: 

)قُلْ مَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أَجْرٍ وَمَا أَنَا مِنْ الْمُتَكَلِّفِينَ ( (ص: 86)

«اي پيامبر بگو که من بر رسالت خود، هيچ مزدي از شما نمي‌خواهم و من از کساني نيستم که ادّعائي را بر خود بندند».

باز مي‌فرمايد: 

)قُلْ لاَ أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ هُوَ إِلاَّ ذِكْرَى لِلْعَالَمِينَ ( (أنعام: 90)

«بگو که من بر رسالت خود، هيچ مزدي از شما نمي‌خواهم، اين قرآن (که به من وحي شده) جز اندرزي براي جهانيان نيست».

پس کار پيامبر بمراتب شريفتر و والاتر و مهمتر از برترين مزدوران عالم بود که بزرگترين خدمات را بدون مزد و پاداش انجام مي‌داد ولي نه آنکه چون مزدي نمي‌گرفت همواره از هداياي اين و آن زندگي مي‌کرد! اين دروغ واضحي است که آثار تاريخي آنرا رد مي‌کند.

رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در دوران مکّه به کار بازرگاني مي‌پرداخت و از اين راه اموالي فراهم آورده بود بطوريکه در سورة مکّي ضحي مي‌خوانيم: 

)وَوَجَدَكَ عَائِلاً فَأَغْنَى ((ضحي: 7).

«خداوند ترا فقير يافت و بي‌نيازت کرد».

چون به مدينه هجرت نمود چند رأس گوسپند خريده و از آنها و نيز از شتر خود بهره مي‌جست[2] (چنانکه صحرانشينان عرب غالباً از همينراه ارتزاق مي‌کردند) و لذا از أبوسعيد خُدري رسيده که گفت: 

«کانَ رَسولُ اللهِ صلى الله عليه وسلم يعلِفُ النّاضِحَ ويعقِلُ البَعيرَ ويقِمُ البَيتَ ويحلِبُ الشّاةَ ويخصِفُ النَّعلَ ويرقَعُ الثَّوبَ ويأکُلُ مَعَ خادِمِهِ ويطحَنُ عَنهُ إِذا أَعيا ويشتَري الشَّيءَ مِنَ السّوقِ وَلا يمنَعُهُ الحَياءُ أَن يعلَقَهُ بِيدِهِ أَو يجعَلَهُ في طَرَفِ ثَوبِهِ وينقَلِبَ إِلي أَهلِهِ...»[3].

يعني: «رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- شتر را علف مي‌داد و پاي آنرا مي‌بست و خانه را جاروب مي‌کرد و گوسفند را مي‌دوشيد و پاي‌افزار را مي‌دوخت و جامه را وصل مي‌زد و با خدمتکارش غذا مي‌خورد و چون او خسته مي‌شد، آردکردن گندم را خود بعهده مي‌گرفت و کالا را از بازار مي‌خريد و شرم او را بازنمي‌داشت از اينکه کالا را بر دست خود بياويزد و يا آنرا در گوشة لباسش نهد و بسوي خانوادة خويش حمل کند...».

آري، پيامبراز دوستانش هديه را مي‌پذيرفت ولي هداياي ايشان را جبران مي‌نمود چنانکه از عائشه رسيده که گفت: 

«کانَ رَسولُ الله صلى الله عليه وسلم يقبَلُ الهَدِيةَ ويثِيبُ عَلَيها».

(الوفا باحوال المصطفي، اثر ابن جوزي، ص 466)

يعني: «رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- هديه را قبول مي‌کرد و در برابرآن، هديه مي‌داد».

با وجود اينها پيامبر اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- در کمال قناعت زندگاني را مي‌گذرانيد و مي‌گفت: 

«مالي وَلِلدُّنيا إنَّما أَنا وَالدُّنيا بِمَنزلَةِ رَجُلٍ نَزَلَ تَحتَ شَجَرَةٍ فَقالَ في أَصلِها حَتّي إِذا فأءَ الفَيءُ ارتَحَلَ فَلَم يرجِع إِلَيها أَبداً». (الوفا بأحوال المصطفي، ص 475)

يعني: «مرا با دنيا چه کار؟! وضع من در دنيا مانند مردي رهگذر است که زير درختي فرود آيد و پيش از ظهر چند لحظه در زير شاخه‌هاي درخت بخوابد، سپس همينکه نيمروز آيد وسايه برگردد از آن جايگاه کوچ کند و هيچگاه بسوي آن درخت بازنگردد»!.

از همين رو بيشتر اوقات گرسنه بسر مي‌برد و غذاي خود و خانواده‌اش اغلب آب و خرما بود! چنانکه عُروة بن زُبَير از خاله‌اش عائشه گزارش کرده است که گفت: 

«کانَ يمُرُّبِنا هِلالٌ وَهِلالٌ وَما يوقَدُ في بَيتٍ مِن بُيوتِ رَسولِ الله صلى الله عليه وسلم نارٌ! قالَ: قُلتُ: يا خالَةُ! فَعَلي أَي شَيءٍ کُنتُم تَعيشُون؟ قالَت: عَلَي الأَسوَدَينِ: التَّمرِ والماءِ»!. (الوفا بأحوال المصطفي، ص 481)

يعني: بر ما ماهها مي‌گذشت و در هيچيک از حجره‌هاي پيامبر آتشي (براي پخت و پز) روشن نمي‌شد! عُروه گفت از عائشه پرسيدم: اي خاله، پس با چه غذائي زندگي مي‌کرديد؟ پاسخ داد: با خرما و آب»!.

و اين خرما را نيز رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- يکباره مي‌خريد تا خانواده‌اش براي يکسال غذا داشته باشند چنانکه از عُمَر گزارش شده که گفت:

«أَنَّ النَّبِي صلى الله عليه وسلم کانَ يبيعُ نَخلَ بَنِي النَّضيرِ ويحبِسُ لأَهلِهِ قُوتَ سَنَتِهِم». (الوفا بأحوال المصطفي، ص 477)

يعني: «پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- خرماي يهوديان بني‌نضير را مي‌خريد و آنرا براي غذاي يکسال خانوادة خود ذخيره مي‌کرد».

پيامبر اکرم -صلى الله عليه وآله وسلم- به اتّفاق همة مورّخان و محدّثان «صدقات» را بر خود و خاندانش حرام کرده بود و از هيچکس صدقه نمي‌پذيرفت، در مدينه گاهي به خريد و فروش مي‌پرداخت و از اين راه سود مي‌برد (فِقهُ السُّنَّه، ج 3، ص 237) و در مناعت طبع و بلندي همّت او جاي ترديد نيست و از وي روايت شده که فرمود: 

«مَلعُونٌ مَن أَلقي کَلَّه عَلَي النّاس». (تهذيب الأحکام، اثر شيخ طوسي و وسائل الشيعه، چاپ سنگي، کتاب التّجاره، ص 570)

يعني: «کسي که بار خويش را بدوش مردم افکند ملعون است»!
--------------------------------------------------------------------------------
[1]- صفحه 144 از کتاب 23 سال.
[2]- ابن هشام در سيره آورده که ابوبکر براي هجرت به مدينه دوشتر آماده کرده بود که به وسيله عامر بن فهيرة کنار غار ثورت آورده شد ولي پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- به ابوبکر گفت: شتري که از آنِ من نيست سوار نمي‌شوم. ابوبکر خواست تا يکي از دو شتر را به پيامبر هديه کند امّا پيامبر نپذيرفت و شتر را از ابوبکر خريد. (سيره ابن هشام، ج 1، ص 487)
[3]- احياء علوم‌الدّين، ج 3، ص 356.جنگ در راه خدا نه براي غنيمت!

نويسندة 23 سال در پي آنچه گذشت مي‌نويسد: 
[با چنين وضعي چاره چيست؟ راه وصول به اين مقصد مهم و اساسي که جامعة کوچک مسلمين سرپاي خود بايستند و معيشت استواري داشته باشند کدامست؟ از ديرباز ميان قبائل عرب اين عادت متداول بود که براي رسيدن به مال و دولت به قبيلة ضعيف‌تر هجوم کنند و مال و خواستة آنها را بچنگ آورند. براي مسلمين يثرب در آن زمان جز اين راه ديگري جود نداشت(!!) از اينجا غزوه‌هاي اسلامي آغاز شد(!!)]. (صفحة 145 کتاب)

واقعاً که از اين تحليل تاريخي آدمي مات و مبهوت مي‌شود!! اين سيره‌نويس توانا! اگر کمترين آگاهي از تعاليم اسلامي داشت مي‌توانست بفهمد که اساساً جنگ و خونريزي در راه غنائم، از ديدگاه اسلام محکوم شده است. جهاد يکي از عبادات اسلامي شمرده مي‌شود و در عبادت، قصد «تقرّب به خدا» بايد داشت نه نيت غارتگري و مال‌اندوزي! و اين موضوعي است که هر نوآموز مسلماني آنرا بخوبي مي‌داند. قرآن مجيد بارها فرموده که: 

)وَقَاتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ...( (بقره: 190).

«در راه خدا پيکار کنيد».

و از پيامبر اسلام پرسيده‌اند: ممکن است کسي براي غنيمت‌گرفتن يا بلندآوازه‌شدن يا شهرت به دلاوري و شجاعت بجنگد پس چه کسي را مي‌توان گفت که در راه خدا پيکار مي‌کند؟ پيامبر پاسخ داده است: «مَن قاتَلَ لِتَکونَ کَلِمَةُ اللهِ هِي العُليا فَهُوَ