ل الکتاب عن شيء وکتابکم الذي أنزل علي رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- أحدث تقرؤنه محضا لم يشب وقد حدثکم أن أهل الکتاب بدلوا کتاب الله وغيروه...» (صحيح بخاري، چاپ مصر، الجزء التّاسع، کتاب الإعتصام بالکتاب و السّنة، صفحه 136) يعني: «چکونه از اهل کتاب چيزهايي را مي‌پرسيد، با آنکه کتاب خودتان که بر رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- نازل شده تازه‌تر است و شما آن را که خالص است و چيزي بدان افزوده نشده مي‌خوانيد و به شما خبر داده که اهل کتاب، کتاب خدا را تبدل کرده و دگرگون ساخته‌اند...»!
[5]- سورة التّوبة» آيه 30.
[6]- هر چند عرب، خويشاوندي را محترم مي‌شمرد ولي در بسياري از موارد بر سر متاع دنيا و لذّات نفس، پيوند از خويشاوندان مي‌بريد و از اينرو در قرآن مجيد به صورت ملامت و تقريع آمده است: )فَهَلْ عَسَيْتُمْ إِنْ تَوَلَّيْتُمْ أَنْ تُفْسِدُوا فِي الأَرْضِ وَتُقَطِّعُوا أَرْحَامَكُمْ ( (محمد: 22).
[7]- اين، تمام سخنِ جعفر بن ابي‌طالب است که در فصل پيشين وعده داده بوديم تا آنرا بياوريم. ابن اسحاق و طبري و ديگران آورده‌اند که پس از اين سخنان، پادشاه حبشه از جعفر -رضي الله عنه- پرسيد: آيا چيزي از آنچه پيامبرتان آورده در خاطر داري تا آنرا بر ما بخواني؟ جعفر پاسخ داد: آري و سپس سوره مريم -عليه السلام- را (با توجّه به آنکه نجاشي بر آيين مسيح -عليه السلام- بود) خواند بطوري که مجلس را منقلب کرد و اشکها از ديدگان جاري شد و نجاشي به موافقت با توقف مسلمين در آن ديار و حمايت از آنان سخن گفت.
[8]- درباره بردگي ضمن مباحث آينده سخن خواهيم گفت در اينجا همين اندازه يادآور مي‌شود که مسلمين در دوران مکّه، بردگان را از مشرکان خريداري کرده و آزاد مي‌ساختند.
[9]- و به زبان فارسي، کتاب «جاهليت و اسلام» اثر آقاي يحيي نوري در اين زمينه قابل استفاده است.
[10]- ترجمه بيت از نويسنده است.
[11]- اين ماجري چنانکه از ظاهرش پيدا است در دوران پيش از هجرت رخداده، آنگاه که پيامبر خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در مکّه بسر مي‌برد. امّا در مکّه هرچند قرآن کريم «مُسکر» را از «روزي نيک يا حلال» جدا شمرده بود (چنانکه در آيه 67 از سوره النحل آمده: ﴿وَمِنْ ثَمَرَاتِ النَّخِيلِ وَالأَعْنَابِ تَتَّخِذُونَ مِنْهُ سَكَرًا وَرِزْقًا حَسَنًا﴾ ولي حکم تحريم مسکرات به شکل قطعي در مدينه نازل شده است (البقره: 219 و المائدة: 90) بنابراين، آن مرد مشرک براي بازگرداندن أعشي تعبير «حرام» را از پيش خود ساخته بود تا بتواند او را از ديدار پيامبر -صلى الله عليه وآله وسلم- منصرف سازد.
[12]- به تفاسير «طبري» و «قرطبي» و «بيضاوي» و «مجمع‌البيان» ذيل آيه 121 از سوره الأنعام نگاه کنيد.
[13]- مقصود از جلاله، حيوان نجاست‌خوار است که در اسلام، خوردن آن حلال نيست.
[14]- قراريط، نام جايگاهي است که رسول خدا -صلى الله عليه وآله وسلم- در کودکي گوسفندان اهل مکّه را بدانجا مي‌چرانيد، قال رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- و أنا رعيتها لأهل مکة بالقراريط (طبقات ابن سعد، الجزء الأوّل، صفحه 80).
[15]- به تفاسير مذکور ذيل آيه 51 از سوره نساء بنگريد.
[16]- به کتاب «اخبار مکّه» اثر ابوالوليد ازرقي (متوفي در حدود 250 ه‍. ق) از صفحة 110 به بعد نگاه کنيد.
[17]- در اينجا ممکن است به ما اعتراض شود که چرا در اثبات رويدادهاي ديرينه، از قرآن گواه مي‌آوريد؟! پاسخ اين است که ما در هر مبحث از تاريخ شواهدي نشان مي‌دهيم و سپس از آيات شريفه قرآن که بسياري از رويدادهاي روزگار پيامبررا منعکس نموده، استفاده مي‌کنيم زيرا به قول اهل تحقيق، قرآن مجيد بهترين آينه‌ايست که مي‌توان احوال قديم عرب را در آن مشاهده کرد، بويژه که قرآن با مخالفاني سرسخت روبرو بوده که از هيچ فرصتي در ايرادگيري نسبت به آيات آن دريغ نمي‌ورزيدند و اگر کمترين سخني برخلاف رويدادهاي جاري، در قرآن مي‌يافتند؛ بانگ و فرياد برآورده و از اين راه مسلمانان را در حقانيت قرآن به ترديد مي‌افکندند و مخالفان ما نيز (چه در شرق و چه در غرب) بيش از اين کاري انجام نداده و نمي‌دهند؛ آنها نيز مي‌کوشند تا از تاريخ عرب و قرآن کريم، بر اثبات درستي آراء خود گواه آورند، چنانکه نويسندة 23 سال هم بر اين راه رفته است؛ جز آنکه ايشان از نقل نادرست تاريخ و سيره يا تحريف معاني قرآن و حديث،  خودداري نمي‌ورزند و ما از اين کار سخت گريزان و بيزار هستيم. پس هيچ نيازي نيست که براي تحقيق در تاريخ اسلام به نقل اقوال و حمل آثار! فلان خاورشناس اروپايي و امريکايي بپردازيم، زيرا آخرين مدرک و مستند ايشان همين تواريخ اسلامي و عربي است که در ميان ما رواج دارد.
[18]- در فصول آينده از گسترش اسلام که به مصداق آيه ﴿لاَ إِكْرَاهَ فِي الدِّينِ﴾ شکل تحميلي نداشته، به تفصيل سخن خواهيم گفت.
[19]- پرتو خورشيد پنهان نماند و نور حق خاموشي نگيرد.
[20]- طه حسين مي‌نويسد: «ونحن نعتقد أن هذا الشّعر الّذي يضاف إلي أمية بن أبي الصّلت و إلي غيره من المتحنّفين الّذين عاصروا النّبي أوجاؤوا قبله إنّما نحل نحلاً» (في الأدب الجاهلي، طبع عصر، چاپ دهم، صفحه 145) يعني: «ما معتقديم اشعاري که به امية بن ابي الصّلت منسوب است و همچنين آنچه به حنفاي ديگر که معاصر پيامبر و با پيش از او بوده‌اند نسبت داده شده، سروده ايشان نيست».
[21]- «آيا همه خدايان را يکي کرده، اين چيزي بس شگفت است»؟!.
[22]- راغب اصفهاني (متوفي در 502 هجري) در کتاب «المفردات في غريب القرآن» مي‌نويسد: الطّاغوت عبارة عن کل متعد وکل معبود من دون الله = هر متجاوزي را طاغوت گويند و هر معبودي را جز خدا طاغوت خوانند.
[23]- دقّـت شود، فعل «استقيموا» در آيه کريمه با «إلي» همراه شده و با عبارت «فاستقيمواله» تفاوت دارد بنا بر همين ملاحظه است که زمخشري در معناي آيه مي‌نويسد: «فاستووا إليه بالتّوحيد وإخلاص العبادة غير ذاهبين يميناً وشمالاً ولا ملتفتين إلي ما يسوّل لکم الشّيطان من إتّخاذ الأولياء والشّفعاء وتوبوا إليه ممّا سبق لکم من الشّرک» يعني: «با توحيد و إخلاص در بندگي، مستقيماً به سوي خدا روي آوريد و به راست و چپ نرويد و به فريب‌هاي شيطان توجّه نکنيد که شما را به گرفتن اولياء و شفيعان تشويق مي‌کند و از شرک گذشته خود به سوي خدا توبه آوريد».
[24]- مستدرک الوسائل نوري، چاپ سنگي طهران، المجلد الثّالث، کتاب الأيمان، صفحه 51 و التّاج الجامع للأصول في أحاديث الرّسول -صلى الله عليه وآله وسلم-، چاپ مصر، الجزء الثّالث، صفحه 75.
[25]- التّاج الجامع للأصول في أحاديث الرّسول -صلى الله عليه وسلم-، صفحه 227، به نقل از صحيح ابوداود سنن ابن‌ماجه.
[26]- همان کتاب، صفحه 222، به نقل از صحيح ابوداود صحيح ترمذي، البته فال نيک‌زدن نهي نشده است يعني اگر کسي از پيش‌آمد حوادثِ نيک به خداوند اميدوار شده و در انتظار رحمت باشد به انحراف نيافتاده است و زياني از اين روحيه نمي‌بيند.
[27]- الجامع الصّغير في أحاديث البشير النذير، اثر سيوطي، چاپ مصر، الجزء