ه‌اند چنین نیست که رزق خودشان را برگردانند بر بنده‌ها و کنیزهای خود تا همه‌شان در آن رزق مساوی شوند آیا پس به نعمت خدا انکار می‌کنند(71) و خدا برای شما از جنس خودتان جفت‌ها قرار داد و از جفت‌های شما پسران و نوادگان برای شما قرار داد و از چیزهای پاکیزه شما را روزی داد پس آیا به باطل ایمان می‌آورند و به نعمت خدا ایشان کفر می‌ورزند(72). 
نکات: یکی از حالات انسان که دلالت دارد بر دخالت ارادة خدا و تدبیر او، همین است که در این آیات اشاره کرد که بعضی بر بعضی در روزی برتری دارند. گاهی زیرکترین مردم سعی می‌کند در طلب دنیا و چیز کمی عاید او می‌شود و گاهی احمق و جاهلترین مردم درهای رزق بر او باز می‌شود. پس بحسب طمع و تدبیر و عقل نیست بلکه مقسمی است غیبی که فرموده: «نَحْنُ قَسَمْنَا بَيْنَهُمْ مَعِيشَتَهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا». و لذا شافعی می‌گوید: 
و من الدلیل علی القضاء و کونه
		بؤس اللبیب و طیب عیش الأحمق

و شاعر دیگر گوید: 
کم عاقل عاقل أعیت مذاهبه
		کم جاهل جاهل تلقاه مرزوقا

هذا الذی ترک الأنام حائرة
		و صیر العالم النحریر زندیقا

و این تفاوت رزق در مال تنها نیست بلکه تفاوت در زیرکی و بلاهت و حسن و وجاهت و زشتی و قباحت و عقل و حماقت و سقم و صحت در میان مردم وجود دارد. یکی عقلش زیادتر، ولی رزقش کمتر، یکی حمقش زیادتر ولی عقلش کمتر و هکذا. چه بسیار اعیان و اشرافی که یک میوة معطر از گلویشان پائین نمی‌رود و چه بسیار فقیری که «صحیح المزاج کامل القوة و قوي البنیة» است ولی غذای سیر گیر او نمی‌آید. و این از قدرت إلهی است. و مقصود از جملة: فَمَا الَّذِينَ فُضِّلُوا.... این است که آنان که مالک همه چیز هستند هیچ وقت مملوک خود را با خودشان مساوی و شریک قرار نمی‌دهند، در این صورت شما مشرکین چگونه یک مخلوقی را با خالق مساوی قرار می‌دهید، و مخلوقی را شریک خالق قرار می‌دهید، و مانند مشرکین زمان ما که می‌گویند فلان بندة صالح که از مقدرات خود خبر ندارد باذن خدا با افعال خدا و یا با بعضی از صفات او شریک است. «سُبْحَانَ اللَّهِ عَمَّا يُشْرِكُونَ» و«تَعَالَى عَمَّا يَصِفُونَ». آیه 73 الی 76
متن آیه:
وَيعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ مَا لَا يمْلِكُ لَهُمْ رِزْقًا مِنَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ شَيئًا وَلَا يسْتَطِيعُونَ(النحل/73) فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ إِنَّ اللَّهَ يعْلَمُ وَأَنْتُمْ لَا تَعْلَمُونَ(النحل/74) ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يقْدِرُ عَلَى شَيءٍ وَمَنْ رَزَقْنَاهُ مِنَّا رِزْقًا حَسَنًا فَهُوَ ينْفِقُ مِنْهُ سِرًّا وَجَهْرًا هَلْ يسْتَوُونَ الْحَمْدُ لِلَّهِ بَلْ أَكْثَرُهُمْ لَا يعْلَمُونَ(النحل/75) وَضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا رَجُلَينِ أَحَدُهُمَا أَبْكَمُ لَا يقْدِرُ عَلَى شَيءٍ وَهُوَ كَلٌّ عَلَى مَوْلَاهُ أَينَمَا يوَجِّهْهُ لَا يأْتِ بِخَيرٍ هَلْ يسْتَوِي هُوَ وَمَنْ يأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَهُوَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(النحل/76)
ترجمه: و عبادت می‌کنند غیرخدا را آنچه را که مالک چیزی از رزق ایشان نیست از آسمان‌ها و زمین و توانایی ندارند (73) پس برای خدا مثلها نزنيد زيرا خدا می داند وشما نمی دانيد (74) خدا مثلی زد: بنده مملوكی كه بر چيزی توانا نيست وآنكه از جانب ما به او رزق نيكو داده ايم پس او پنهانر وآشكار از آن انفاق می كند آيا اين دو نفر مساويند ستايش مخصوص خدا است بلكه بيشتر ايشان نمی دانند (75) وخدا مثلی زده: دو مردی كه يكی از ايشان گنگ ولال است كه بر چيزی قدرت ندارد واو بر مولای خودش بار گرانی است كه هر جا او را بفرستد خيری نمی آورد آيا او مساوی است با آنكه به عدالت امر می كند و اوست بر راه راست (76).
نکات: کلمة: مَا لَا يمْلِكُ ، شامل می‌شود هر معبودی که از جماد باشد و یا از حیوان و یا از عقلاء و اولیاء بدلیل ضمیر «وَلَا يسْتَطِيعُونَ » که برای عقلاء است. پس بصریح قرآن که خدا به رسول خود فرموده: «قُلْ إِنِّي لا أَمْلِكُ لَكُمْ ضَرّاً وَلا رَشَداً»، پیامبر با جمادات دیگر در این جهت مساویست که مالک نفع و ضرری برای کسی نیست و توانایی این کار را ندارد. و جملة: فَلَا تَضْرِبُوا لِلَّهِ الْأَمْثَالَ، دلالت دارد که نباید خدا را تشبیه به خلق نمود و فلان مخلوق را برای او مثل آورد، زیرا او احدی است که لا مثل له. پس کسی که خدا را تشبیه به شاه می‌کند و برای اینکه اولیا و صلحا را در کار خدا دخالت دهد مانند اینکه می‌گوید: دست ما به خدا نمی‌رسد چنانکه به شاه نمی‌رسد! پس باید نزد مقربان او برویم و آنان را واسطه و یا شفیع بگردانیم در قضاء حوائج و غفران گناه و امثال آن!.. که این مثل باطل و ناروا و دلیل بر خدا نشناسی است زیرا خدا مانند شاه نیست، از جهاتی: 
-	شاه از دل رعیت خبر ندارد ولی خدا آگاه است. 
-	شاه از رعیت خود دور و فاصله دارد و خدا چنین نیست. 
-	شاه صادق و کاذب را نمی‌شناسد ولی خدا می‌شناسد. 
-	شاه محتاج به وزیر است و خدا محتاج نیست. و ... 
و مقصود از جملة: عَبْدًا مَمْلُوكًا لَا يقْدِرُ... و جملة: مثلاً «مَثَلًا رَجُلَينِ...» همین است که خالق را با مخلوق و قادر را با عاجز مساوی قرار ندهید و آن را به این تشبیه نکنید و صفات آن را از این نخواهید. آیه 77 الی 78
متن آیه:
وَلِلَّهِ غَيبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ أَوْ هُوَ أَقْرَبُ إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(النحل/77) وَاللَّهُ أَخْرَجَكُمْ مِنْ بُطُونِ أُمَّهَاتِكُمْ لَا تَعْلَمُونَ شَيئًا وَجَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَالْأَبْصَارَ وَالْأَفْئِدَةَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ(النحل/78)
ترجمه: و مخصوص خداست غیب آسمان‌ها و زمین و نیست فرمان قیامت مگر مانند چشم بهم زدن و یا نزدیکتر زیرا خدا بر هر چیز تواناست(77) و خدا شما را از شکم‌های مادرانتان بیرون آورد در حالی که چیزی نمی‌دانستید و برای شما گوش و چشم‌ها و دل‌ها قرار داد شاید شما شکرگزارید(78). 
نکات: در وَلِلَّهِ غَيبُ ، تقدیم جار و مجرور یعنی کلمة لله، دلالت دارد بر اینکه علم غیب به موجودات زمینی و آسمانی منحصر به خدا است. این آیه دلالت دارد بر کمال علم و قدرت خدا. اما علم او بدلیل: وَلِلَّهِ غَيبُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ. و اما قدرت او بدلیل: وَمَا أَمْرُ السَّاعَةِ إِلَّا كَلَمْحِ الْبَصَرِ ... زیرا ایجاد قیامت در لحظه‌ای بمانند چشم بهم‌زدن و یا کمتر دلیل بر قدرت بی‌نهایت اوست. و جملة لَا تَعْلَمُونَ شَيئًا، دلالت دارد بر اینکه هر بشری حتی انبیاء چون از شکم مادران خارج می‌شوند چیزی نمی‌دانند. بنابراین روایاتی که می‌گوید: فلان بندة صالح در شکم مادر سخن با مادر گفته و یا دارای علم بود، از جعلیات و خرافات دروغگویانست و بر ضد قرآن جعل شده که علی(ع) بعد از تولد کتب آسمانی را خوانده و یا دانسته است. خدا ملت ما را از خرافات و از شر خرافه‌گویان 