ما را ذبح می‌کردند و زنان شما را زنده می‌گذاشتند (برای بیگاری) و در این امر بلاء بزرگی از پروردگارتان وجود داشت(6). 
نکات: پس از آنکه حق‌تعالی به رسول خود فرموده مردم را از تاریکی‌ها بیرون آور، برای تسکین قلب و ثبات قدم او در شدائد، کیفیت صبر انبیاء و شدائد ایشان را در مقابل قوم خودشان تذکر می‌دهد. و مقصود از «أیام الله» روزهای سختی و خوشی‌ انبیاء بوده از قبیل روزهای شکنجة بنی اسرائیل و روزهای نزول «من» و «سلوی» که باید در روزهای سخت صبر کنند و روزهای راحت و نعمت شکر گزارند. آيه 40 الي 46
متن آيه:
يَا بَنِي إِسْرَائِيلَ اذْکُرُواْ نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْکُمْ وَأَوْفُواْ بِعَهْدِي أُوفِ بِعَهْدِکُمْ وَإِيَّايَ فَارْهَبُونِ(40) وَآمِنُواْ بِمَا أَنزَلْتُ مُصَدِّقاً لِّمَا مَعَکُمْ وَلاَ تَکُونُواْ أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً وَإِيَّايَ فَاتَّقُونِ(41) وَلاَ تَلْبِسُواْ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُواْ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ(42) وَأَقِيمُواْ الصَّلاَةَ وَآتُواْ الزَّکَاةَ وَارْکَعُواْ مَعَ الرَّاکِعِينَ(43) أَتَأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبِرِّ وَتَنسَوْنَ أَنفُسَکُمْ وَأَنتُمْ تَتْلُونَ الْکِتَابَ أَفَلاَ تَعْقِلُونَ(44) وَاسْتَعِينُواْ بِالصَّبْرِ وَالصَّلاَةِ وَإِنَّهَا لَکَبِيرَةٌ إِلاَّ عَلَى الْخَاشِعِينَ(45) الَّذِينَ يَظُنُّونَ أَنَّهُم مُّلاَقُو رَبِّهِمْ وَأَنَّهُمْ إِلَيْهِ رَاجِعُونَ(46)
ترجمه: ای فرزاندان اسرائیل (اسرائیل حضرت یعقوبست) به یاد آرید نعمتم را که به شما عطا کردم، و به پیمان من وفا کنید من به پیمان شما وفا می‌کنم، و ازمن بترسید(40) و به آنچه نازل کرده‌ام در حالیکه تورات شما را تصدیق می‌کند ایمان آورید، و اولین کافر به آن مباشید، و آیات مرا به بهاء اندکی نفروشید، و فقط از قهر من بپرهیزید(41) و حق را به باطل مشتبه مسازید وحق را کتمان مکنید و حال آنکه می‌دانید(42) و نماز را به پا دارید و زکات بدهید و با رکوع‌کنندگان رکوع کنید(43) آیا شما مردم را به نیکی أمر می‌کنیدو خود را فراموش می‌نمائید در حالیکه شما کتاب خدا را می‌خوانید آیا عقل خود را به کار نینداخته‌اید(44) و بوسیلة صبر و نماز از خدا یاری جوئید ومحققا آن بزرگست مگر بر فروتنان(45) فروتنانیکه گمان ملاقات پروردگار خود را دارند و معتقدند که به او رجوع خواهند نمود.(46)
نکات: حق‌تعالی نعمت بی‌شماری و باولاد یعقوب عنایت کرد، از آن جمله پیمبرانی از میان آنان برانگیخت و ایشان را ملک و سلطنت بخشید واز شر ستمگران نجاتشان داد، و برای ایشان من و سلوی و مائده فرستاد و دریا را برای آنان شکافت، و کتابهای آسمانی به آنان داد. چون این آیات در مدینه نازل شده و در آنجا یهودیان و بنی‌اسرائیل زیاد بودند خدا اولاً نعمتهای عمومی را در آیات قبل بر ایشان شمرد، سپس نعمت‌های خصوص بنی‌اسرائیل را، تا به آن متوجه شوند و برای شکر آن ایمان آورند، و لاأقل از فساد و ضدیت دست بردارند. و یهودیان زمان رسول خدا(ص) چون به آن نعم افتخار می‌کردند و انبیاء بنی‌اسرائیل را از خود می‌دانستند لذا خدا ایشان را مخاطب نموده، و بر ایشان منت نهاده واز ایشان وفای به عهد را می‌طلبد. و از جملة عهود و پیمانهای تورات این بود که اگر خاتم الأنبیاء آمد به او ایمان آورند، و لذا یهودیان زمان رسول خدا(ص) مسؤولند که چرا پيش‌قدم در ایمان نشدند بلکه بعناد پرداخته و اول کافر به آن شدند. و أما عهود و کلماتی که در تورات و انجیل می باشد راجع به محمد(ص)،پس توصیه می‌شود که به سفر پیدایش تورات باب 17 شمارة 20 و بسفر تثنیه باب 33 و باب 18 شمارة 17 مراجعه شود، و در انجیل یوحنا باب 14 و باب 15 شمارة 26 و بانجیل برنابا بکتاب اعمال رسولان باب 13 شمارة 1 تا 4 و شمارة 43 و بفصل 112 آیة 13 تا 18 مراجعه گردد. و در جملة: «إِيَّايَ فَارْهَبُونِ» کلمة إیای مقدم شده بر فارهبون و هم بر فاتقون، و این دلالت بر حصر دارد، یعنی فقط از خدا بترسید و از قهر او برحذر باشید. و کلمة «مصدقاً» حال است برای ماء موصوله در جملة "بِمَا أَنزَلْتُ". و اگر حال باشد از ضمیر آمنوا، یعنی اگر شما به تورات و انجیل تصدیق دارید باید به محمد ایمان آورید، زیرا تکذیب او تکذیب تورات و انجیل است از دو جهت یکی اینکه نشانه‌های نبوت محمد(ص) در آن دو کتاب ذکر شده، و شهادت کتب أنبیاء حق است. دوم اینکه قرآن محمد تصدیق کرده تورات را، و ایمان شما باعث ازدیاد تصدیق به کتب انبیاء سابق است، به اضافه محمد(ص) بی‌سواد است، و تورات را نخوانده، پس خبر او و تصدیق او به تورات از وحی است. و ضمیر جملة «أَوَّلَ کَافِرٍ بِهِ» ممکن است برگردد به "ما أنزل"، که قرآن باشد، یعنی شما یهودیان اولین کافر به قرآن نباشید. اگر کسی بگوید چگونه ایشان اولین کافر به قرآن نباشند در صورتیکه مشرکین قریش اولین کافر به قرآن بودند؟ جواب این است که اولیت، اولیت زمانی نیست، بلکه اولیت رتبی است، یعنی کفر اهل کتاب به قرآن و ضرر آن شدیدتر و بالاتر است. و ممکن است معنی چنین باشد؛ شما یهودیان حاضر نسبت به یهودیان آینده اولین کافر به قرآن نباشید، یعنی یهودیان بعدی اگر به شما اقتدا کنند شما مسؤولید. و ممکن است ضمیر "اوّل کافر" برگردد به ماء موصوله در جملة: ...مامعکم...، یعنی اگر ایمان به قرآن نیاورید اولین کافر به تورات می‌باشید، زیرا آیاتی در وصف محمد(ص) در تورات آمده، پس تکذیب کرده‌اید و پس از شما به شما اقتدا خواهند کرد، پس اولین کسیکه با علم و معرفت ستر حقیقتی را کرده شمائید نه اهل مکه.
و جملة: «وَلاَ تَشْتَرُواْ بِآيَاتِي ثَمَناً قَلِيلاً» دلالت دارد که عده‌ای از علمای یهود برای حفظ دکان و ریاست خود و برای گرفتن تحف و هدایا و وجوه دینی که از فقرا و زیردستان و عوام یهود می‌گرفتند به محمد ایمان نیاوردند، زیرا در صورت ایمان به محمد(ص) بازارشان کساد می‌شد و لذا آیات إلهی را نپذیرفتند در مقابل بهاء کم دنیا، و حتی آیات تورات را نیز که موجب اسلام عوام ایشان می‌شد به خاطر منافع دنیا عمل نکردند، و آن آیات را به عوام ارائه نمی‌دادند، عیناً مانند زمان ما که علماء و رؤسای دینی همّشان گرفتن وجوهات است، و لذا برای بردن منافع حقائق قرآن را کتمان می‌کنند، وطبق میل عوام خرافات را ترویج می‌کنند، و مسلم است که منافع دنیا نسبت به منافع دین بسیار ناچیز و قلیل است.
حق‌تعالی پس از آنکه در آیة 41 أمر بایمان و ترک کفر نموده، در آیة بعد فرموده دیگران را گمراه نسازید، و گمراه‌کردن دیگران بدو طریق است: 
اول اینکه در راه حق و دلائل آن ایراد و اشکال‌تراشی کند و راه شک و شبهه بازکند برای طالبین حق.
دوم اینکه راه حق و دلائل آن را کتمان کند و بیان ننماید جملة: "لاتلبسوا..." نهی از طریق اول، و جملة: "تکتموا..." نهی از طریق دوم است، مانند علمای یهود که چنین می‌کردند. و جمله: «وأنت