ت بلقیس را حاضر کند. 
غلات و اهل بدعت، به این آیه استدلال کرده‌اند بر ولایت مطلقة تکوینی برای هر امامی برای کل جهان، اما این استدلال صحیح نیست زیرا اگر هم قائل شویم این عمل به دعا و یا به فعل آصف انجام شده باشد تازه خود آصف ولایت تکوینی نداشته نه بر کل جهان و نه برای بعضی از آن. و در زمان ما آنکه به اسباب طبیعی دست یافته و به کرة ماه می‌رود هیچ نوع ولایت حتی ولایت تکوینی جزئی هم ندارد چنانکه خود دانشمندانشان هم معترفند از آن جمله بعضی از ایشان چنین نوشته‌اند: «از وقتی که اعلام شد که زمین جز قطعه خاکی در عوالم بی‌پایان نیست، ایمان کهن محکوم به مرگ گشت، دیگر در جهان بظاهر بی‌پایان، مرکزیت زمین موهوم شد، زمین مقام خود را از دست داد و اعتقاد به اینکه قدرت سازمان دهنده‌ای از پشت این جهان بظاهر اندازه ناپذیر، روزی به این کرة حقیر پا نهاده و بصورت انسان در آمده و بخاطر گناهان و عصیان یک نوع ناچیز، رنج کشیده و کشته شده است نا ممکن گشت ...... 
ثانیا: اگر کسی چیزی داشت نمی‌توان برای شخص دیگری هم ثابت کرد، زیرا قیاس صحیح نیست، آن هم قیاس غیر پیغمبران را به پیغمبران. 
آری، احتمال قوی آنست که آورندة تخت اصلا بشر نبوده است. آیه 41 الی 42
متن آیه:
قَالَ نَكِّرُوا لَهَا عَرْشَهَا نَنْظُرْ أَتَهْتَدِي أَمْ تَكُونُ مِنَ الَّذِينَ لَا يهْتَدُونَ(النمل/41) فَلَمَّا جَاءَتْ قِيلَ أَهَكَذَا عَرْشُكِ قَالَتْ كَأَنَّهُ هُوَ وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهَا وَكُنَّا مُسْلِمِينَ(النمل/42)
ترجمه: سلیمان گفت تختش را برایش تغییر دهید ببینیم آیا به شناخت آن راهی دارد و یا از کسانی است که راه نمی‌یابند(41) و چون بلقیس وارد شد گفته شد آیا تخت تو چنین است، گفت گویا همین است و به ما دانش عطا شده پیش از آن معجزه، و ما مطیع بوده‌ایم(42). 
نکات: جملة: وَأُوتِينَا الْعِلْمَ مِنْ قَبْلِهَا، مورد اختلافست که گویندة این جمله بلقیس است و یا حضرت سلیمان است، اگر از قول بلقیس باشد معنی چنین می‌شود که چون بلقیس معجزة احضار تخت را دید، گفت گویا همان تخت است و ما علم به خدا و ایمان داشته‌ایم قبل از دیدن این معجزه. و اما اگر از قول سلیمان باشد معنی چنین می‌شود که سلیمان برای تشکر از خدا گفت: ما علم به خدا و قدرت او داشته پیش از این معجزه و پیش از ایمان ملکة سبا. ولی معنی اول ظاهرتر است. آیه 43 الی 44
متن آیه:
وَصَدَّهَا مَا كَانَتْ تَعْبُدُ مِنْ دُونِ اللَّهِ إِنَّهَا كَانَتْ مِنْ قَوْمٍ كَافِرِينَ(النمل/43) قِيلَ لَهَا ادْخُلِي الصَّرْحَ فَلَمَّا رَأَتْهُ حَسِبَتْهُ لُجَّةً وَكَشَفَتْ عَنْ سَاقَيهَا قَالَ إِنَّهُ صَرْحٌ مُمَرَّدٌ مِنْ قَوَارِيرَ قَالَتْ رَبِّ إِنِّي ظَلَمْتُ نَفْسِي وَأَسْلَمْتُ مَعَ سُلَيمَانَ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ(النمل/44)
ترجمه: و ملکة سبا آنچه را غیر خدا می‌پرستید بازش داشته بود از ایمان زیرا او از گروه کافران بود(43) به او گفته شد داخل قصر شو، پس پس زمانی که قصر را دید پنداشت که آبی عمیق است و ساق‌های خود را برهنه کرد، سلیمان گفت: این ساخت قصر از شیشه است، ملکه گفت: پروردگارا من به خود ستم کرده‌ام و با سلیمان مطیع خدا مالک و صاحب اختیار جهان شده و اسلام آوردم(44). 
نکات: جملة: وَصَدَّهَا مَا كَانَتْ ... را چند معنی کرده‌اند و ظاهر همانست که ما ترجمه کردیم، و جملة مَا كَانَتْ تَعْبُدُ را فاعل صَدَّهَا قرار دادیم و این می‌رساند که توجه و پرستش غیر خدا مانع خدا پرستی است. حضرت سلیمان قصری با عظمت ساخته بود و زمین ساخت آن را با شیشة صاف بنا کرده بود که زیر شیشه آب بود و لذا ملکة سبا ساق پا را برهنه کرد تا از آب بگذرد زیرا خیال کرد پای او میان آب می‌رود، و آخر الأمر ایمان آورد و آیا سلیمان او را تزویج کرد برای خود یا خیر؟ مورد اختلاف است، و حق‌تعالی مسکوت گذاشته و باید گفت: «اسکتوا عما سکت الله»! آیه 45 الی 47
متن آیه:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى ثَمُودَ أَخَاهُمْ صَالِحًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ فَإِذَا هُمْ فَرِيقَانِ يخْتَصِمُونَ(النمل/45) قَالَ يا قَوْمِ لِمَ تَسْتَعْجِلُونَ بِالسَّيئَةِ قَبْلَ الْحَسَنَةِ لَوْلَا تَسْتَغْفِرُونَ اللَّهَ لَعَلَّكُمْ تُرْحَمُونَ(النمل/46) قَالُوا اطَّيرْنَا بِكَ وَبِمَنْ مَعَكَ قَالَ طَائِرُكُمْ عِنْدَ اللَّهِ بَلْ أَنْتُمْ قَوْمٌ تُفْتَنُونَ(النمل/47)
ترجمه: و به سوی قوم ثمود برادرشان صالح را فرستادیم که خدای کامل الذات و الصفات را بپرستید، آن وقت ایشان دو گروه خصم یکدیگر شدند(45) گفت: ای قوم من چرا شتاب به بدی دارید قبل از نیکی چرا از خدای یکتا آمرزش نمی‌خواهید تا شاید مورد رحمت شوید(46) گفتند: ما به تو و پیروانت فال بد می‌زنیم. صالح گفت: سرنوشت بد شما نزد خدا است بلکه شما گروهی به فتنه مبتلا شده‌اید(47). 
نکات: چون حضرت صالح قوم خود را دعوت کرد ایشان دو فرقة متخاصم شدند گروهی طرفدار و گروهی مخالف، و به آزار یکدیگر قیام کردند و هر یک عذاب را برای دیگری می‌خواست و از خدا عذاب می‌طلبیدند. حضرت صالح فرمود: شما چرا خیر و آمرزش را از خدا نمی‌خواهید؟ کفار قوم او چون دلیل معقولی نداشتند به جزافه‌گویی پرداختند و گفتند: ما بوجود شما فال بد می‌زنیم، یعنی؛ قحطی و گرانی و ظلم و ستم بوجود شما است. از وقتی تو آمده‌ای گرفتاری‌ها و گرانی به استقبال ما آمده است. حضرت صالح در جواب فرموده مقدرات خوب و یا بد شما نزد خدا است. راجع به فال بد، ذیل آیة 18 از سورة یس توضیح خواهیم داد. آيه 110
متن آيه:
وَأَقِيمُوا الصَّلَاةَ وَآتُوا الزَّكَاةَ وَمَا تُقَدِّمُوا لِأَنْفُسِكُمْ مِنْ خَيرٍ تَجِدُوهُ عِنْدَ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ
ترجمه: و نمازرا به پا دارید زکات را بدهید و آنچه از خیر برای خودتان اندوخته کنید، آن را نزد خدا می‌یابید، زیرا خدا به آنچه می‌کنید بینا است.(110)
نکات: پس از آنکه به مؤمنین فرمود در مقابل یهود عفو و گذشت داشته باشید اکنون فرموده هر چه می‌توانید از اعمال صالحه و یا نیرو برای خود تهیه کنید، یعنی در تهیة اعداد قوی باشید تا در وقت حاجت بدرد شما بخورد. و جمل «تجدوه» دلالت دارد که هر کس کار خیری کند، همان خیر را خواهد دید، یعنی ممکن است آن خیر تبدیل به جواهر و مجسم گردد و یا بگو جزای آن مجسم گردد.آیه 48 الی 53
متن آیه:
وَكَانَ فِي الْمَدِينَةِ تِسْعَةُ رَهْطٍ يفْسِدُونَ فِي الْأَرْضِ وَلَا يصْلِحُونَ(النمل/48) قَالُوا تَقَاسَمُوا بِاللَّهِ لَنُبَيتَنَّهُ وَأَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيهِ مَا شَهِدْنَا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَإِنَّا لَصَادِقُونَ(النمل/49) وَمَكَرُوا مَكْرًا وَمَكَرْنَا مَكْرًا وَهُمْ لَا يشْعُرُونَ(النمل/50) فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ مَكْرِهِمْ أَنَّا دَمَّرْنَاهُمْ وَقَوْمَهُمْ أَجْمَعِينَ(النمل/51) فَتِلْكَ بُيوتُهُمْ خَاوِيةً بِمَا ظَلَمُوا إِ