23) مثل این دو گروه مانند کور و کر و بینا و شنوا است. آیا این دو در مثل یکسانند؟ آیا متذکر نمی‌شوید؟(24)
نکات: چون حق‌تعالی اصناف کفار و منافقین و بدعت‌گزاران را ذکر کرد در این آیات اهل ایمان و عمل و فروتنان را در مقابل آنان ذکر کرده و دو گروه مقابل یکدیگر آورده. انسان باید سعی کند و خود را از گروه مؤمنین بگرداند. حق‌تعالی پس از ذکر این آیات و بیان حقایق و کفر و ایمان، بذکر قصة نوح پرداخته تا خواننده خسته و ملول نگردد، و فرمود: آیه 25 الی 27
متن آیه:
وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلَى قَوْمِهِ إِنِّي لَكُمْ نَذِيرٌ مُبِينٌ(هود/25) أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ إِنِّي أَخَافُ عَلَيكُمْ عَذَابَ يوْمٍ أَلِيمٍ(هود/26) فَقَالَ الْمَلَأُ الَّذِينَ كَفَرُوا مِنْ قَوْمِهِ مَا نَرَاكَ إِلَّا بَشَرًا مِثْلَنَا وَمَا نَرَاكَ اتَّبَعَكَ إِلَّا الَّذِينَ هُمْ أَرَاذِلُنَا بَادِي الرَّأْي وَمَا نَرَى لَكُمْ عَلَينَا مِنْ فَضْلٍ بَلْ نَظُنُّكُمْ كَاذِبِينَ(هود/27)
ترجمه: و به تحقیق نوح را بسوی قومش فرستادیم که بگوید به تحقیق من برای شما بیم دهندة آشکارم(25) که نپرستید جز الله را براستی که من از عذاب روز دردناک بر شما می‌ترسم(26) پس آن گروه اشرافی که کافر بودند از قوم او، گفتند: ما تو را مگر بشری مانند خودمان نمی‌بینیم، و نمی‌بینیم تو را پیروی کرده باشند جز مردمان پست ما، در ظاهر رأی، و نمی‌بینیم برای شما بر خودمان برتری باشد بلکه شما را دروغگویان گمان می‌کنیم.(27)
نکات: نوح(ع) از پیامبران بزرگ است که به تمام مردم مبعوث شده. و مقصود از کلمة إِلَى قَوْمِهِ همان أمت اوست زیرا در آن زمان تمام روی زمین قوم یکدیگر حساب می‌شدند. و جملة:أَنْ لَا تَعْبُدُوا إِلَّا اللَّهَ ، دلالت دارد که بعثت برای دعوت بسوی توحید بوده آن هم توحید عبادی زیرا از سایر آیات احوال نوح معلوم می‌شود که قوم نوح عده‌ای از مردمان صالح را که مرده بودند پرستش می‌کردند و در نذر و حوائج خود به آنان توجه داشتند. و جملة: هُمْ أَرَاذِلُنَا دلالت دارد که مؤمنین به نوح(ع) مردم فقیری بودند دارای کسبهای بی‌اهمیت که به حسب ظاهر مورد توجه نبودند. و مقصود از کلمة: بَادِي الرَّأْي، این است که بدون فکر و تأمل به تو ایمان آورده‌اند و رأی ایشان ابتدائی است و یا اینکه به ظاهر رأی ایمان آورده‌اند نه بباطن.آیه 28 الی 30
متن آیه:
قَالَ يا قَوْمِ أَرَأَيتُمْ إِنْ كُنْتُ عَلَى بَينَةٍ مِنْ رَبِّي وَآتَانِي رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ فَعُمِّيتْ عَلَيكُمْ أَنُلْزِمُكُمُوهَا وَأَنْتُمْ لَهَا كَارِهُونَ(هود/28) وَيا قَوْمِ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مَالًا إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَمَا أَنَا بِطَارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّهُمْ مُلَاقُو رَبِّهِمْ وَلَكِنِّي أَرَاكُمْ قَوْمًا تَجْهَلُونَ(هود/29) وَيا قَوْمِ مَنْ ينْصُرُنِي مِنَ اللَّهِ إِنْ طَرَدْتُهُمْ أَفَلَا تَذَكَّرُونَ(هود/30)
ترجمه: گفت: ای قوم من آیا بدیدة بصیرت دیده‌اید که اگر من بر دلیل و برهانی از پروردگارم باشم و او مرا از نزد خود رحمتی داده باشد که بر شما پوشیده باشد، آیا ما شما را به قبولی آن ملزم و مجبور ساخته‌ایم در حالیکه شما نمی‌خواهید(28) و ای قوم من از شما بر رسالت مالی را درخواست نمی‌کنم مزد من جز بر خدا نیست و من آنان را که ایمان آورده‌اند طرد نمی‌کنم براستی که ایشان پروردگار خود را ملاقات خواهند کرد لیکن من شما را قومی نادان می‌بینم(29) و ای قوم من: چه کس مرا از جانب خدا یاری می‌کند اگر ایشان را طرد کنم آیا متذکر نمی‌شوید؟(30)
نکات: پس از آنکه قوم نوح چهار دلیل بر رد نوح آوردند: اول: اینکه تو بشری مانند ما. دوم: اینکه پیروان تو از مردم پست بی‌فکرند. سوم: اینکه شما بر ما برتری ندارید. چهارم: اینکه ما گمان دروغ بر شما داریم. در جواب ایشان حضرت نوح(ع) می‌گوید شما دیدة بصیرت خود را بکار اندازید اگر من حجتی از پروردگارم داشته باشم، در مقابل حجت، سخنان شما ارزشی ندارد. زیرا من مدعی نیستم که موجودی غیر بشر و یا بشری غیر شما هستم و شما اگر تکبر را کنار گذارید و سخن بشری مانند خود را بپذیرید خوب است، و اما اینکه گفتید پیروان من چنین و چنانند چه ربطی به دعوت من دارد یعنی اگر بگوئید فقیرند که من أجر نمی‌‌خواهم چه فقیر باشند و چه غنی. و اگر می‌گوئید منافقند جواب شما این است که ایشان ملاقات پروردگار خواهند کرد و خدا باطن ایشان را می‌داند. و اما اینکه گفتید: برتری ندارید. ما که مدعی برتری نیستیم. و أما اینکه گفتید: ما گمان دروغ بر شما داریم، گمان که دلیل نمی‌شود. پس فکر کنید و از من دلیل بخواهید و احتمال دهید که شاید من مشمول رحمت خدا باشم و بر شما پوشیده باشد. باضافه ما که شما را مجبور به متابعت خود نکرده‌ایم. و لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيهِ مَالًا، دلالت دارد که مبلغ توحید نباید أجر بگیرد و گرفتن سهم امام وخمس از دین أنبیاء(ع) نبوده است.آیه 31
متن آیه:
وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ وَلَا أَعْلَمُ الْغَيبَ وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ وَلَا أَقُولُ لِلَّذِينَ تَزْدَرِي أَعْينُكُمْ لَنْ يؤْتِيهُمُ اللَّهُ خَيرًا اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا فِي أَنْفُسِهِمْ إِنِّي إِذًا لَمِنَ الظَّالِمِينَ
ترجمه: و برای شما نمی‌گویم که خزینه‌های خدا نزد من است، و غیب نمی‌دانم و نمی‌گویم که من فرشته‌ام و برای کسانی که چشمانتان ایشان را کوچک شمرده نمی‌گویم خدا به ایشان خیر نخواهد داد، خدا به آنچه در جان ایشان است داناتر است. بدرستی که در این صورت من از ستمگرانم.(31)
نکات: جملة: وَلَا أَقُولُ لَكُمْ عِنْدِي خَزَائِنُ اللَّهِ  دلالت دارد که انبیا مأمور رزق و حیات و قدرت و شفاء نیستند واین جملات جواب است برای قوم. زیرا قوم خیال می‌کردند فرستادة خدا واتباع او باید دارای خزائن إلهی باشند نه فقیر و پست. و جملة: وَلَا أَعْلَمُ الْغَيبَ  دلیل است بر اینکه أنبیاء غیب نمی‌دانند، واین جواب در مقابل قوم است که می‌گفتند: پیروان تو مردم منافق و رذل می‌باشند. نوح(ع) می‌فرماید: من علم به باطن ایشان که غیب است ندارم. وَلَا أَقُولُ إِنِّي مَلَكٌ دلیل است بر اینکه انبیاء قدرت ملک را ندارند، و این نیز جواب است در مقابل قوم که می‌گفتند پیروان تو زشتکارند نوح(ع) می‌گوید من ملک نیستم که به أمر خدا اعمال زشت ایشان را ثبت کنم.آیه 32 الی 34
متن آیه:
قَالُوا يا نُوحُ قَدْ جَادَلْتَنَا فَأَكْثَرْتَ جِدَالَنَا فَأْتِنَا بِمَا تَعِدُنَا إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ(هود/32) قَالَ إِنَّمَا يأْتِيكُمْ بِهِ اللَّهُ إِنْ شَاءَ وَمَا أَنْتُمْ بِمُعْجِزِينَ(هود/33) وَلَا ينْفَعُكُمْ نُصْحِي إِنْ أَرَدْتُ أَنْ أَنْصَحَ لَكُمْ إِنْ كَانَ اللَّهُ يرِيدُ أَنْ يغْوِيكُمْ هُوَ رَبُّكُمْ وَإِلَيهِ تُرْجَعُونَ(هود/34)
ترجمه: گفتند: ای نوح با ما مجادله کر