ِيدَ بِمَا كَانُوا يكْفُرُونَ(يونس/70)
ترجمه: او آن خدائی است که برای شما شب را قرار داد تا در آن آرام گیرید و روز را روشن، براستی که در این، آیاتی است برای گروهی که می‌شنوند(67) گفتند: خدا فرزندی گرفت، او منزه است، او بی‌نیاز است، از آنِ اوست آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، نزد شما دلیلی بر این گفتار نیست، آیا می‌گوئید و به خدا نسبت می‌دهید چیزی را که نمی‌دانید(68) بگو براستی آنانکه افترا به دروغ بر خدا می‌بندند رستگار نمی‌شوند(69) بهره و متاعی در دنیا دارند سپس بازگشت ایشان بسوی ما است سپس ایشان را عذاب سخت می‌چشانیم به سبب آنچه کافر می‌شدند.(70)
نکات: این آیات رد است بر قول آنانکه فرزندی برای خدای سبحان قائل شدند به چند برهان که در آیه اشاره شده: اول: منزه بودن او از صفات بشری. دوم: بی‌نیاز بودن او از صاحب و فرزند. سوم: نداشتن ایشان دلیلی و حجتی بر قول خود. آیه 71
متن آیه:
وَاتْلُ عَلَيهِمْ نَبَأَ نُوحٍ إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ يا قَوْمِ إِنْ كَانَ كَبُرَ عَلَيكُمْ مَقَامِي وَتَذْكِيرِي بِآياتِ اللَّهِ فَعَلَى اللَّهِ تَوَكَّلْتُ فَأَجْمِعُوا أَمْرَكُمْ وَشُرَكَاءَكُمْ ثُمَّ لَا يكُنْ أَمْرُكُمْ عَلَيكُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُوا إِلَي وَلَا تُنْظِرُونِ
ترجمه: و بخوان بر ایشان خبر نوح را وقتی که به قوم خود گفت: ای قوم من اگر بودن من و یادکردنِ من آیات خدا را بر شما گران و بزرگ می‌آید، پس بدانید من بر خدا توکل‌ کرده‌ام پس شما فکر و همت و شریکان خود را جمع کنید سپس کار شما بر شما پوشیده نماند سپس بر من حکم کنید و مهلتم ندهید.(71)
نکات: حق‌تعالی برای اینکه خواننده از مواعظ و بیان دلائل ملول نشود، گاهی هدایت و قوانین و سنن و مواعظ را در خلال قصه بیان می‌کند تا خواننده با وجد و نشاط قرائت کند و به اضافه تسلیت و عبرتی برای رسول خدا(ص) و امتش باشد، در اینجا نوح پس از آنکه نزدیک به هزار سال میان قومش بود می‌فرماید: اگر بودن من میان شما و سخنان من بر شما گران آمده وخسته شده‌اید چند کار بکنید: 1- هر چه می‌توانید از مکر و کید خود و وسائل پیروزی خود را فراهم کنید. 2- شریکان و هم‌مسلکان خود را به یاری خود بخوانید. 3- هدف ومقصد خود را برای خودتان روشن سازید. 4- هر حکمی خواستید بر من برانید. 5- مهلتم ندهید. ولی بدانید توکل من بر خداست و من از هدف خود برنمی‌گردم.آيه  6 و 7
‏متن آيه : ‏
‏ إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُواْ سَوَاءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنذِرْهُمْ لاَ يُؤْمِنُونَ ‏(6) خَتَمَ اللّهُ عَلَى قُلُوبِهمْ وَعَلَى سَمْعِهِمْ وَعَلَى أَبْصَارِهِمْ غِشَاوَةٌ وَلَهُمْ عَذَابٌ عظِيمٌ(7)
 
ترجمه: محققاً برای آنانکه کافرند یکسانست چه بترسانی‌شان و چه نترسانی‌شان ایمان نمی‌آورند(6) خدایتعالی بر دلها و گوش ایشان مهر زده و بر چشمانشان پرده است و بر ایشان عذاب بزرگی است.(7)
نکات: طبق این آیات، انذار برای کفار مساوی است، پس خدا برای چه پیغمبر برای ایشان فرستاده؟ جواب این است که مقصود از کفار به قرینة تقابل این آیه با آیات متقین کفار بی‌بند و بار بی‌تقوای بی‌پروای بی‌باکی است که از ضرر و زیان پرهیز ندارند، و برای دفع خطر از خود گوش به سخن انبیاء نمی‌دهند، و گرنه بسیاری از کفار طالب سعادت و قابل هدایتند. اگر کسی بگوید چرا خدا بر دل ایشان مهر زده که هدایت وارد آن نشود، پس ایشان در عدم هدایت تقصیری ندارند؟ جواب این است که کار خدا روی جریان اسباب و مسببات است. بنابراین بی‌‌بندوباری و عدم پرهیز و اعراض از حق سبب می‌باشد برای کفر و عدم ورود هدایت، و چون کفار باختیار خود سبب را اختیار کردند، مسبب که مهر برای عدم ورودهدایت است، بر آن مترتب شده و چون جریان اسباب و مسببات بجعل إلهی است، و لذا خدا بخود نسبت داده. و دیگر اینکه در این آیه سمع مقدم بر بصر آمده لشرف السمع علی البصر، زیرا سمع وسیله‌ است برای وصول به علوم و وصول به هدایت. و جهت اینکه سمع مفرد آمده و قلوب و ابصار جمع، این است که سمع مصدر است و مصدر جمع بسته نمی‌شود، و قلب و بصر مصدر نیست.آیه 72 الی 74
متن آیه:
فَإِنْ تَوَلَّيتُمْ فَمَا سَأَلْتُكُمْ مِنْ أَجْرٍ إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُسْلِمِينَ(يونس/72) فَكَذَّبُوهُ فَنَجَّينَاهُ وَمَنْ مَعَهُ فِي الْفُلْكِ وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ وَأَغْرَقْنَا الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنَا فَانْظُرْ كَيفَ كَانَ عَاقِبَةُ الْمُنْذَرِينَ(يونس/73) ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِ رُسُلًا إِلَى قَوْمِهِمْ فَجَاءُوهُمْ بِالْبَينَاتِ فَمَا كَانُوا لِيؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ كَذَلِكَ نَطْبَعُ عَلَى قُلُوبِ الْمُعْتَدِينَ(يونس/74)
ترجمه: پس اگر روبگردانید من از شما اجری نمی‌خواهم، نیست اجرم مگر بر خدا و مأمورم که از مسلمین بوده باشم(72) پس او را تکذیب کردند پس او و کسانی که با او بودند در کشتی نجات دادیم، و ایشان را جانشینان غرق‌شدگان قرار دادیم و آنان را که به آیات ما تکذیب کردند غرق نمودیم، پس بنگر چگونه بود عاقبت بیم‌داده‌شدگان(73) سپس  بعد از او رسولانی بسوی قوم خودشان فرستادیم که با حجتهای روشن بسوی آنها آمدند و ایشان ایمان آورنده نبودند بواسطة آنچه از پیش تکذیب به آن کرده‌اند، این چنین بر دلهای تعدی‌کنندگان مهر زدیم.(74)
نکات: جملة: إِنْ أَجْرِي إِلَّا عَلَى اللَّهِ دلالت دارد که رهبر دینی باید برای کار خود أجر نخواهد. جملة: وَجَعَلْنَاهُمْ خَلَائِفَ  دلالت دارد بر اینکه هر کجا لفظ خلیفه در قرآن استعمال شده به معنای جانشین گذشتگان است نه خلافت إلهی. جملة: فَمَا كَانُوا لِيؤْمِنُوا بِمَا كَذَّبُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ، دلالت دارد که هر قومی چون به راه خطا رفتند و به عقیده‌ای مبتلا شدند آن ابتلا مانع از هدایت ایشان می‌شود و باز اگرچه بفهمند حاضر به برگشت نیستند.آیه 75 الی 78
متن آیه:
ثُمَّ بَعَثْنَا مِنْ بَعْدِهِمْ مُوسَى وَهَارُونَ إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ بِآياتِنَا فَاسْتَكْبَرُوا وَكَانُوا قَوْمًا مُجْرِمِينَ(يونس/75) فَلَمَّا جَاءَهُمُ الْحَقُّ مِنْ عِنْدِنَا قَالُوا إِنَّ هَذَا لَسِحْرٌ مُبِينٌ(يونس/76) قَالَ مُوسَى أَتَقُولُونَ لِلْحَقِّ لَمَّا جَاءَكُمْ أَسِحْرٌ هَذَا وَلَا يفْلِحُ السَّاحِرُونَ(يونس/77) قَالُوا أَجِئْتَنَا لِتَلْفِتَنَا عَمَّا وَجَدْنَا عَلَيهِ آبَاءَنَا وَتَكُونَ لَكُمَا الْكِبْرِياءُ فِي الْأَرْضِ وَمَا نَحْنُ لَكُمَا بِمُؤْمِنِينَ(يونس/78)
ترجمه: سپس بعد از ایشان موسی و هارون را با آیات خودمان بسوی فرعون و گروهش مبعوث نمودیم پس تکبر ورزیدند و قومی گنهکار بودند(75) پس چون حق از جانب ما بر ایشان آمد گفتند: نیست این مگر جاودئی آشکار(76) موسی گفت: آیا حق را چون برای شما آمده می‌گوئید این سحر است در حالیکه ساحران رستگار نمی‌شوند(77) گ