 عذرها معتذر می‌شدند و رسول خدا(ص) بدون تحقیق و بدون اینکه بداند راستگوی ایشان کدام و دروغگویشان کدام است به ایشان إذن می‌داد و لذا از طرف حق‌تعالی به او عتاب شد که چرا ندانسته به ایشان إذن قعود دادی؟ پس معلوم می‌‌شود رسول خدا(ص) به احوال ایشان علم نداشته و ندانسته کاری کرده و برای او سزاوار نبوده، و معلوم باشد که حرکت منافقین با مجاهدین نفعی نمی‌داشت زیرا کسی که ایمان به جهاد و شهادت ندارد در میدان مبارزه کاری صورت نمی‌دهد بلکه سخنانی فتنه‌انگیز و شک‌آمیز و زحمت‌آور و کارهای ناشایسته از ایشان صادر می‌شود چنانکه خدا در همین آیات بیان کرده ولی در عین حال نباید رسول خدا(ص) بدون تحقیق ایشان را از جنگ و جهاد معذور دارد و إذن قعود بدهد بلکه آنان خودشان بدون إذن از سفر جهاد خودداری می‌کردند و عذری نداشتند و أذن رسول خدا(ص) را بهانه نمی‌کردند و نفاقشان ظاهر می‌گشت، زیرا بدون إذن قعود، مؤمنین به حال ایشان آگاه می‌شدند. و معنی سَمَّاعُونَ لَهُمْ دو وجه است: یکی همان معنی که ذکر شد، و معنی دوم که احتمال می‌رود این است که بعضی از مؤمنین به سخن ایشان گوش می‌دادند و گول سخنان ایشان را می‌خوردند و سست می‌شدند.
آیه 48 الی 52
متن آیه:
لَقَدِ ابْتَغَوُا الْفِتْنَةَ مِنْ قَبْلُ وَقَلَّبُوا لَكَ الْأُمُورَ حَتَّى جَاءَ الْحَقُّ وَظَهَرَ أَمْرُ اللَّهِ وَهُمْ كَارِهُونَ(التوبة/48) وَمِنْهُمْ مَنْ يقُولُ ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي أَلَا فِي الْفِتْنَةِ سَقَطُوا وَإِنَّ جَهَنَّمَ لَمُحِيطَةٌ بِالْكَافِرِينَ(التوبة/49) إِنْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَإِنْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يقُولُوا قَدْ أَخَذْنَا أَمْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَيتَوَلَّوْا وَهُمْ فَرِحُونَ(التوبة/50) قُلْ لَنْ يصِيبَنَا إِلَّا مَا كَتَبَ اللَّهُ لَنَا هُوَ مَوْلَانَا وَعَلَى اللَّهِ فَلْيتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ(التوبة/51) قُلْ هَلْ تَرَبَّصُونَ بِنَا إِلَّا إِحْدَى الْحُسْنَيينِ وَنَحْنُ نَتَرَبَّصُ بِكُمْ أَنْ يصِيبَكُمُ اللَّهُ بِعَذَابٍ مِنْ عِنْدِهِ أَوْ بِأَيدِينَا فَتَرَبَّصُوا إِنَّا مَعَكُمْ مُتَرَبِّصُونَ(التوبة/52)
ترجمه: و به تحقیق از پیش فتنه‌جوئی می‌کردند و طالب فتنه بودند و أمور را برای تو دگرگون می‌ساختند تا اینکه حق آمد و أمر خدا اشکار شد وحال آنکه ایشان خوش نداشتند(48) و بعضی از منافقین آنانند که می‌گویند به من إذن بده و مرا به فتنه میفکن آگاه باش که آنان در فتنه افتاده‌اند و محققا دوزخ محیط به کافرین است(49) اگر نیکی به تو رسد ایشان را خوش نیاید و اگر به تو مصیبتی برسد می‌گویند ما جلوتر احتیاط خود را گرفتیم (که در خانه‌ها نشستیم) و رومی‌گردانند در حالیکه خوشحالند(50) بگو: به ما نمی‌رسد مگر آنچه خدا برای ما نوشته (و مقدر کرده) اوست مولای ما و بر خدا باید توکل کنند مؤمنان(51) بگو: آیا برای ما جز یکی از دو نیکی را انتظار می‌برید( یا شهادت و یا پیروزی) و برای شما ما انتظار داریم که خدا از جانب خودش و یا به دست ما عذابی به شما برساند، پس منتظر باشید که ما نیز با شما از منتظرانیم.(52)
نکات: پیامبر اسلام(ص) همواره مبتلا بود به یک عده مخالفین از مشرکین و یا منافقین، و هر کس نیز در دنیا خواسته مردم را بیدار کند و به سعادت برساند مبتلا بوده به همین کسان. ومقصود از فتنه را در جملة: ائْذَنْ لِي وَلَا تَفْتِنِّي ، ممکن است بگوئیم زحمت است یعنی مرا مبتلا به زحمت سفر نکن، و ممکن است بگوئیم مقصود از فتنه عصیان است یعنی اگر إذن ندهی من نخواهم آمد و به کفر و عصیان مبتلا می‌شوم. و مقصود از إحدی در «إِحْدَى الْحُسْنَيينِ» این است که مؤمن در جهاد منتظر یکی از دو نیکی است یا کشته‌شدن در راه خدا و با غنیمت‌بردن وپیروز‌شدن.
آیه 53 الی 57
متن آیه:
قُلْ أَنْفِقُوا طَوْعًا أَوْ كَرْهًا لَنْ يتَقَبَّلَ مِنْكُمْ إِنَّكُمْ كُنْتُمْ قَوْمًا فَاسِقِينَ(التوبة/53) وَمَا مَنَعَهُمْ أَنْ تُقْبَلَ مِنْهُمْ نَفَقَاتُهُمْ إِلَّا أَنَّهُمْ كَفَرُوا بِاللَّهِ وَبِرَسُولِهِ وَلَا يأْتُونَ الصَّلَاةَ إِلَّا وَهُمْ كُسَالَى وَلَا ينْفِقُونَ إِلَّا وَهُمْ كَارِهُونَ(التوبة/54) فَلَا تُعْجِبْكَ أَمْوَالُهُمْ وَلَا أَوْلَادُهُمْ إِنَّمَا يرِيدُ اللَّهُ لِيعَذِّبَهُمْ بِهَا فِي الْحَياةِ الدُّنْيا وَتَزْهَقَ أَنْفُسُهُمْ وَهُمْ كَافِرُونَ(التوبة/55) وَيحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنَّهُمْ لَمِنْكُمْ وَمَا هُمْ مِنْكُمْ وَلَكِنَّهُمْ قَوْمٌ يفْرَقُونَ(التوبة/56) لَوْ يجِدُونَ مَلْجَأً أَوْ مَغَارَاتٍ أَوْ مُدَّخَلًا لَوَلَّوْا إِلَيهِ وَهُمْ يجْمَحُونَ(التوبة/57)
ترجمه: بگو: چه برغبت و چه به کراهت انفاق کنید از شما پذیرفته نمی‌شود زیرا شما قومی تباهکار و عصیانکارید(53) و چیزی مانع قبولی نفقات ایشان نیست جز اینکه ایشان به خدا و رسول او کافر شدند و جز در حال کسالت نماز را به پا نمی‌دارند و جز در حال کراهت انفاق نمی‌کنند(54) پس اموال و اولادشان تو را به عجب نیاورد، جز این نیست که خدا می‌خواهد ایشان را در زندگی دنیا به مال و اولاد عذاب کند و جانهایشان از دنیا برود در حالیکه کافرند(55) و قسم می‌خورند به خدا که ایشان از شمایند وحال آنکه از شما نیستند ولیکن ایشان قومی ترسو می‌باشند(56) اگر پناهگاه یا غارها ویا سوراخی می‌بافتند هر آینه بسوی آن متوجه شده درحالیکه شتاب می‌کردند.(57)
نکات: از این آیات روشن است که عمل خیر فاسق و کافر را خدا نمی‌پذیرد یعنی در مقابل آن ثواب نمی‌دهد، ولی مخفی نماند اگر عمل خیری اثر طبیعی دنیوی داشته باشد اثر خود را می‌کند و اگر چه أجر آخرتی نداشته باشد، و همچنین عمل منافق نیز پذیرفته نمی‌شود زیرا او عقیده ندارد و اگر عملی طبق قرآن کند یا از روی کراهت یا بی‌رغبتی است زیرا عقیده‌ای به روز جزاء ندارد، و عبادت او به کسالت بوده یعنی آن عمل را بر خود تحمیل دانسته، و لذا حق‌تعالی نمی‌پذیرد. به خلاف مؤمن که در عبادت میل و رغبت و خشوع داشته وانفاق و زکات او نیز با خشوع و رغبت است چنانکه خدا فرموده: 
(وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ)
جملة: فَلَا تُعْجِبْكَ... دلالت دارد که اموال و اولاد داشتن هر کس به نفع او تمام نمی‌شود و بسا می‌شود مانند منافقین عمر خود را صرف تحصیل اموال و اولاد کرده و از خدا و دین خود بی‌خبر مانده و عمری به زحمت و مشقت برای بدست‌آوردن مال و از آن سخت‌تر حفظ مال از آفات و حوادث دنیوی، صرف کرده و آخر الأمر چون عقیدة پابرجائی به خدا و قیامت نداشته از مال واولاد سودی نبرده جز تحمیل مشقات و این عذاب دنیوی آن، و أما در آخرت: فی حلالها حساب و فی حرامها عقاب.
آیه 58 الی 59
متن آیه:
وَمِنْهُمْ مَنْ يلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ فَإِنْ أُعْطُوا مِنْهَا رَضُوا وَإِنْ لَمْ يعْطَوْا مِنْهَا إِذَا هُمْ يسْخَطُونَ(التوبة/58) وَلَوْ أَن