رفت، تا اینکه هر یک از عرب که متهّم به فساد اخلاق بود می‌گفت من بد حاملی برای قرآنم و این را در ذم خود می گفت. مثلا در جنگ يمامه با مسيلمه كذاب كه از سخت‌ترین جنگهای اسلامی بود، پرچم به دست سالم مولی حذیفه بود به لشکریان گفت می‌خواهید بگویم برای چه این پرچم را به دست من سپرده‌اند برای اینکه من حامل قرآنم و مانند صاحب قرآن ایستادگی دارم، سپس گفت بد حاملی برای قرآنم اگر تا آخر استقامت نکنم، در این هنگام بر مسلمین بانگ زد و همه را مضطرب کرد و گفت ای اهل قرآن زینت دهید قرآن را به عمل، سپس حمله افکند و دشمن را مغلوب ساخت. 
اگر کسی قصه اسعد بن زراره و ذکوان بن قیس را که از مدینه آمدند مکه و مسلمان شدند به برکت شنيدن قرآن، و سپس به برکت قرائت قرآن اسلام را در مدینه منتشر ساختند، بخواند، تعجّب خواهد کرد، و همین آیات قرآن بود که در حبشه باعث میل نجاشی به اسلام شد، و به واسطه آیات قرآن تمام مجلس سلطان به گریه افتادند، و غلغله و ولوله بپا کرد و اشک چشمان اهل مجلس را جاری ساخت و اسلام در حبشه نفوذ کرد. قرآن دل‌ها را منقلب و پوست بدن را می‌لرزاند و شیرینی و جذابیت قرآن، موجب رغبت مسلمین شد و آن را با کمال شوق حفظ و نشر دادند. آيه 51 الي 52
متن آيه:
وَأَنْذِرْ بِهِ الَّذِينَ يخَافُونَ أَنْ يحْشَرُوا إِلَى رَبِّهِمْ لَيسَ لَهُمْ مِنْ دُونِهِ وَلِي وَلَا شَفِيعٌ لَعَلَّهُمْ يتَّقُونَ(الأنعام/51) وَلَا تَطْرُدِ الَّذِينَ يدْعُونَ رَبَّهُمْ بِالْغَدَاةِ وَالْعَشِي يرِيدُونَ وَجْهَهُ مَا عَلَيكَ مِنْ حِسَابِهِمْ مِنْ شَيءٍ وَمَا مِنْ حِسَابِكَ عَلَيهِمْ مِنْ شَيءٍ فَتَطْرُدَهُمْ فَتَكُونَ مِنَ الظَّالِمِينَ(الأنعام/52)
ترجمه: و آنان را که از محشورشدن بسوی پروردگارشان می‌ترسند به این قرآن بترسان، نیست برای ایشان غیر از خدا سرپرستی و نه شفیعی شاید ایشان بپرهیزند(51) و آنان را که پروردگار خود را به صبح و شب می‌خوانند و قصدشان رضای اوست طرد مکن، چیزی از حساب ایشان بر تو نیست و چیزی از حساب تو بر ایشان نیست تا ایشان را طرد کنی و از ستمگران باشی.(52)
نکات: عبدالله بن مسعود روایت کرده که اشراف قریش بر رسول خدا(ص) گذشتند در حالیکه نزد او صهیب وبلال وخباب وعمار وغیر ایشان از ضعفاء  مسلمین بودند وگفتند: ای محمد اینان را بر قوم خود ترجیح داده‌ای آیا ما تابع اینان باشیم، اینان را از نزد خود دور کن تا ما نزد تو بیائیم، آن جناب فرمود: مَا أَنَا بِطَارِدِ الْمُؤْمِنِينَ. گفتند: چون ما نزد تو بیائیم ایشان را بگو برخیزند تا ما با تو بنشینیم، رسول خدا(ص) خواست بپذیرد درخواست ایشان را که این آیه نازل شد، رسول خدا(ص) به آن مؤمنین فرمود: "مرحبا بمن عاتبنی ربی فیهم" و گفت: " الحمدلله الذی لم یمتنی حتی أمرنی أن أصبر نفسی مع قوم من أمتی معکم المحیا و معکم الممات".آيه 53 الي 54
متن آيه:
وَكَذَلِكَ فَتَنَّا بَعْضَهُمْ بِبَعْضٍ لِيقُولُوا أَهَؤُلَاءِ مَنَّ اللَّهُ عَلَيهِمْ مِنْ بَينِنَا أَلَيسَ اللَّهُ بِأَعْلَمَ بِالشَّاكِرِينَ(الأنعام/53) وَإِذَا جَاءَكَ الَّذِينَ يؤْمِنُونَ بِآياتِنَا فَقُلْ سَلَامٌ عَلَيكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَ أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ ثُمَّ تَابَ مِنْ بَعْدِهِ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُ غَفُورٌ رَحِيمٌ(الأنعام/54)
ترجمه: و این چنین مبتلا کردیم بعضی را به بعضی تا بگویند آیا این جماعتند که خدا از میان ما بر ایشان منت گذاشته آیا خدا داناتر نیست به شکرگزاران(53) و چون بیایند نزد تو آنانکه به آیات ما ایمان می‌آورند پس بگو سلام بر شما پروردگار شما بر خود لازم نموده رحمت را که هر کس از شما عمل سوئی کند به نادانی سپس بعد از آن توبه کند و اصلاح نماید پس محققا او آمرزندة رحیم است.(54)
نکات: این آیات راجع به فقراء و اغنیاء می‌باشد که حق‌تعالی هر یک را باعث آزمایش دیگری قرار داده، از این آیات استفاده می‌شود که هر کس ایمان آورد وگناهی مرتکب شد خدا توبة او را می‌پذیرد واگر چنین شخصی نزد رسول خدا(ص) می‌آمد آن جناب مأمور بود به او سلام کند یعنی رحمت خدا را به او ابلاغ کند واگرچه فقیر و بی‌سواد باشد. و مقصود از جملة: أَنَّهُ مَنْ عَمِلَ مِنْكُمْ سُوءًا بِجَهَالَةٍ این نیست که گناهی را به خطا مرتکب شده باشد و یا ندانسته که گناه است مرتکب شده زیرا خطا و جهل به موضوع گناه نیست بلکه مقصود این است که هر کس مرتکب گناه شد کار جاهلانه کرده ولو اینکه عمدا مرتکب شود زیرا ترجیح داده لذت کم را بر لذت بسیار دائمی آخرتی و او جاهل است به مقدار درجاتی که از دست داده و جاهل است به آثار ومفاسد گناهی که مرتکب شده.آيه 55 الي 57
متن آيه:
وَكَذَلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ وَلِتَسْتَبِينَ سَبِيلُ الْمُجْرِمِينَ(الأنعام/55) قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ قُلْ لَا أَتَّبِعُ أَهْوَاءَكُمْ قَدْ ضَلَلْتُ إِذًا وَمَا أَنَا مِنَ الْمُهْتَدِينَ(الأنعام/56) قُلْ إِنِّي عَلَى بَينَةٍ مِنْ رَبِّي وَكَذَّبْتُمْ بِهِ مَا عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ إِنِ الْحُكْمُ إِلَّا لِلَّهِ يقُصُّ الْحَقَّ وَهُوَ خَيرُ الْفَاصِلِينَ(الأنعام/57)
ترجمه: واین چنین تفصیل می‌دهیم آیات را و برای اینکه ظاهر و روشن گردد راه مجرمین(55) بگو به تحقیق من نهی شده‌ام از اینکه عبادت کنم آن کسانی را که می‌خوانید غیر از خدا، بگو پیروی نمی‌کنم هوی‌ها و آراء شما را که درصورت پیروی از شما گمراه شده‌ام و از هدایت جویان نیستم(56) بگو براستی که من با خود حجتی از پروردگارم دارم و شما به آن تکذیب کردید نیست نزد من آنچه را به عجله می‌جوئید نیست فرمان مگر برای خدا او حق را بیان می‌کند و او بهترین جداکنندگان حق از باطل است.(57)
نکات: حق‌تعالی تعبیرکرده از بت‌ها الَّذِينَ تَدْعُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ  با اینکه الَّذِينَ بر عقلاء اطلاق می‌شود و بت‌ها که از ذو‌ی‌العقول نمی‌باشند، برای اینکه آن بت‌ها مجسمه و تمثالها بوده از کسانی که آنان از ذوی‌العقول و از بندگان صالحین بودند. بنابراین در حقیقت بت پرستان به آن بندگان صالح توجه کرده و صالحین را برای قضاء حاجت و انجام مراد می‌خواندند، و خدا همان را گمراهی شمرده و رسول خود را نهی نموده. و مقصود از جملة: مَا تَسْتَعْجِلُونَ  عذابی است که کفار و مشرکین از رسول خدا(ص) می‌خواستند، و می‌گفتند: * إِن كَانَ هَـذَا هُوَ الْحَقَّ مِنْ عِندِكَ فَأَمْطِرْ عَلَيْنَا حِجَارَةً مِّنَ السَّمَاءِ أَوِ ائْتِنَا بِعَذَابٍ أَلِيمٍ&، این است که رسول خدا(ص) مأمور است که بگوید عذاب نزد من و به اختیار من نیست.آيه 58 الي 59
متن آيه:
قُلْ لَوْ أَنَّ عِنْدِي مَا تَسْتَعْجِلُونَ بِهِ لَقُضِي الْأَمْرُ بَينِي وَبَينَكُمْ وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِالظَّالِمِينَ(الأنعام/58) وَعِنْدَهُ مَفَاتِحُ الْغَيبِ لَا