د فی سبیل الله..." و امام زین العابدین(ع) در دعای روز پنجشنبه به خدا عرض می‌کند: "إلهی بذمة الاسلام أتوسل إلیک". ونیز حضرت امیر(ع) در دعای کمیل به خدا عرض می‌کند: "و یتوسل إلیک بربوبیتک"، ودر دعای یمانی فرموده: "فإنی أتوسل إلیک بتوحیدک و تهلیلک و تمجیدک و تکبیرک و تعظیمک"، و در مناجات دیگر فرموده: "فقد جعلت الاعتراف بالذنب إلیک وسائل عللی"، پس از کلمات خدا ورسول و بزرگان اسلام معلوم می‌شود که وسیله ایمان و اسلام و تقوی است نه اینکه اشخاص باشند زیرا خدا مانند سلاطین نیست که از حال بنده بی‌خبر باشد ودعای او را نشنود واز بندة خود دور باشد ومحتاج به وسیله وواسطة اشخاص باشد که عرض بندگان را به او برسانند، بعضی از مردمان عوام ونفهم خیال می‌کنند بین خدا وبنده کسی واسطه ویا وسیله می‌باشد وبه خیال خود یکی از بندگانی که از دنیا رفته واز دنیا اطلاع ندارند می‌خواند بعنوان وسیله. باضافه خدای‌تعالی نفرموده وسیله را بخوانید بلکه فرموده: «وَابْتَغُوا» یعنی بجوئید، پس وسیله جستنی است نه خواندنی زیرا نفرموده: ادعوا الوسیلة، و مردم نمی‌توانند یکی از بندگان صالحین که از دنیا رفته است بجویند ممکن نیست انسان فلان شخصی را که هزار سال است از دنیا رفته بجوید وپیدا کند و یا تهیه نماید، زیرا او در این عالم نیست و خواندن او شرک است زیرا خدای‌تعالی در آیات قرآن خواندن غیر خدا را شرک دانسته، وسیلة مقربان خدا فضائل نفسانی و اعمال صالحه است چنانکه ذکر شد. (پس همانطور که انسان در امور مادی محتاج وسیله است در امور معنوی نیز چنین است).آيه 36 الي 37
متن آيه:
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا لَوْ أَنَّ لَهُمْ مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لِيفْتَدُوا بِهِ مِنْ عَذَابِ يوْمِ الْقِيامَةِ مَا تُقُبِّلَ مِنْهُمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ(المائدة/36) يرِيدُونَ أَنْ يخْرُجُوا مِنَ النَّارِ وَمَا هُمْ بِخَارِجِينَ مِنْهَا وَلَهُمْ عَذَابٌ مُقِيمٌ(المائدة/37)
ترجمه: محققا آنانکه کافر شدند اگر همة آنچه در زمین است ومانند آن مال ایشان باشد برای اینکه فدیه دهند تا به آن فدا خود را از عذاب روز قیامت برهانند از ایشان پذیرفته نشود و برای ایشان عذاب دردناک است(36) می‌خواهند که از آتش خارج شوند و حال اینکه ایشان از آن خارج‌شدنی نیستند و برای ایشان عذابی پایدار است.(37)
نکات: روز قیامت جز ایمان و عمل صالح پذیرفته نیست و لذا اگر کافر تمام آنچه در زمین است داشته باشد و بخواهد همه را بدهد در مقابل آزادی از کیفر پذیرفته نیست و دستگاه عدل إلهی رشوه و فدیه‌پذیر نیست.آيه 38 الي 40
متن آيه:
وَالسَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيدِيهُمَا جَزَاءً بِمَا كَسَبَا نَكَالًا مِنَ اللَّهِ وَاللَّهُ عَزِيزٌ حَكِيمٌ(المائدة/38) فَمَنْ تَابَ مِنْ بَعْدِ ظُلْمِهِ وَأَصْلَحَ فَإِنَّ اللَّهَ يتُوبُ عَلَيهِ إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ(المائدة/39) أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ يعَذِّبُ مَنْ يشَاءُ وَيغْفِرُ لِمَنْ يشَاءُ وَاللَّهُ عَلَى كُلِّ شَيءٍ قَدِيرٌ(المائدة/40)
ترجمه: و مرد دزد و زن دزد، دستهای ایشان را ببرید به پاداش آنچه کرده‌اند عقوبتی است از خدا وخدا عزیز حکیم است(38) پس هر کس پس از ستم خود توبه کند و اصلاح نماید پس محققا خدا توبة او را می‌پذیرد بدرستیکه خدا آمرزندة رحیم است(39) آیا نمی‌دانی که مخصوص خداست ملک آسمانها و زمین هر کس را بخواهد عذاب می‌کند و هر کس را بخواهد می‌آمرزد، و خدا به هر چیزی تواناست.(40)
نکات: مقصود از قطع جداکردن ومقصود از ید انگشتان است بدلیل آیة: 
( فَوَيْلٌ لِّلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتَابَ بِأَيْدِيهِمْ)	(البقره: 79)
و قدر متیقن انگشت است و زیادتر مشکوک است ونباید قطع شود، و برای قطع ید سارق 23 شرط ذکر کرده‌اند: اول آنکه: چیز قابلی بدزدد که از ربع دینار کمتر نباشد. دوم: پنهانی باشد نه علنی. سوم: خود سارق سرقت کرده باشد نه دیگری به امر او. چهارم: اگر با شرکت غیر او بوده سهم او به حد نصاب برسد. پنجم: از حرزی برده باشد نه از خیابان و بیابان بدون حرز. ششم: ثبوت حد باید باقرار دو مرتبة سارق باشد و الا بشهادت عدلین و اگر نه حد ساقط است. هفتم: سارق مکلف باشد. هشتم: ناچار ومضطر نشده باشد. نهم: مکره نباشد... و هکذا إلی تمام الشروط. و جملة: فَمَنْ تَابَ ... دلالت دارد که اگر توبه کند عقوبتی بر او نیست اما قبل از ثبوت نزد حاکم.آيه 41 الي 43
متن آيه:
يا أَيهَا الرَّسُولُ لَا يحْزُنْكَ الَّذِينَ يسَارِعُونَ فِي الْكُفْرِ مِنَ الَّذِينَ قَالُوا آمَنَّا بِأَفْوَاهِهِمْ وَلَمْ تُؤْمِنْ قُلُوبُهُمْ وَمِنَ الَّذِينَ هَادُوا سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ سَمَّاعُونَ لِقَوْمٍ آخَرِينَ لَمْ يأْتُوكَ يحَرِّفُونَ الْكَلِمَ مِنْ بَعْدِ مَوَاضِعِهِ يقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هَذَا فَخُذُوهُ وَإِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا وَمَنْ يرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيئًا أُولَئِكَ الَّذِينَ لَمْ يرِدِ اللَّهُ أَنْ يطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْي وَلَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذَابٌ عَظِيمٌ(المائدة/41) سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ أَكَّالُونَ لِلسُّحْتِ فَإِنْ جَاءُوكَ فَاحْكُمْ بَينَهُمْ أَوْ أَعْرِضْ عَنْهُمْ وَإِنْ تُعْرِضْ عَنْهُمْ فَلَنْ يضُرُّوكَ شَيئًا وَإِنْ حَكَمْتَ فَاحْكُمْ بَينَهُمْ بِالْقِسْطِ إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الْمُقْسِطِينَ(المائدة/42) وَكَيفَ يحَكِّمُونَكَ وَعِنْدَهُمُ التَّوْرَاةُ فِيهَا حُكْمُ اللَّهِ ثُمَّ يتَوَلَّوْنَ مِنْ بَعْدِ ذَلِكَ وَمَا أُولَئِكَ بِالْمُؤْمِنِينَ(المائدة/43)
ترجمه: ای پیغمبر محزون نکنند تو را آنانکه در کفر می‌شتابند از کسانیکه گفتند ایمان آورده‌ایم به دهانهاشان و دلهاشان ایمان نیاورده، و از کسانیکه یهودیند که گوش فرادهنده می‌باشند برای دروغ وگوش فرادهنده می‌باشند برای نفع قوم دیگری که نزد تونیامده‌اند، کلمات را پس از شناخت محل آن تغییر می‌دهند، می‌گویند اگر این کلام محرف به شما داده شده بگیرید و اگر این داده نشده نگیرید و حذر نمائید، و آنرا که خدا آزمایشش را بخواهد تو به نفع او از طرف خدا اختیاری نداری، ایشانند آنانکه خدا نخواسته پاکی دلشان را، برای ایشان در دنیا خواری و برای ایشان در آخرت عذاب بزرگی است(41) گوش فرادهندة کذبند وخورندة رشوه، پس اگر نزد تو آمدند بین ایشان حکم کن ویا از ایشان اعراض کن، واگر از ایشان اعراض کنی هیچگونه ضرری به تو هرگز نزنند، واگر حکم کردی پس بین ایشان بعدالت حکم کن، زیرا خدا مجریان عدالت را دوست می‌دارد(42) وچگونه تو را حاکم قرار می‌دهند وحال آنکه نزد ایشان تورات است که در آن حکم خدا می‌باشد سپس بعد از آن رومی‌گردانند، و ایشان ایمان‌آورنده نیستند.(43)
نکات: این آیات راجع به صفات رذیل