نی به کفر و ایمان اهمیت ندهد توبة او حقیقت ندارد، یعنی راه را نیافته، و لذا حق‌تعالی فرموده: وَلَا لِيهْدِيهُمْ سَبِيلًا، و از این است که خدا او را نمی‌آمرزد. و در این آیات خدا اصول دین خود را بیان کرده، توجه لازم است.آيه 139 الي 141
متن آيه:
الَّذِينَ يتَّخِذُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَيبْتَغُونَ عِنْدَهُمُ الْعِزَّةَ فَإِنَّ الْعِزَّةَ لِلَّهِ جَمِيعًا(النساء/139) وَقَدْ نَزَّلَ عَلَيكُمْ فِي الْكِتَابِ أَنْ إِذَا سَمِعْتُمْ آياتِ اللَّهِ يكْفَرُ بِهَا وَيسْتَهْزَأُ بِهَا فَلَا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّى يخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيرِهِ إِنَّكُمْ إِذًا مِثْلُهُمْ إِنَّ اللَّهَ جَامِعُ الْمُنَافِقِينَ وَالْكَافِرِينَ فِي جَهَنَّمَ جَمِيعًا(النساء/140) الَّذِينَ يتَرَبَّصُونَ بِكُمْ فَإِنْ كَانَ لَكُمْ فَتْحٌ مِنَ اللَّهِ قَالُوا أَلَمْ نَكُنْ مَعَكُمْ وَإِنْ كَانَ لِلْكَافِرِينَ نَصِيبٌ قَالُوا أَلَمْ نَسْتَحْوِذْ عَلَيكُمْ وَنَمْنَعْكُمْ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ فَاللَّهُ يحْكُمُ بَينَكُمْ يوْمَ الْقِيامَةِ وَلَنْ يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلًا(النساء/141)
ترجمه: آنانکه کفار را دوستان خود می‌گیرند بجای مؤمنین، آیا نزد کفار عزت می‌جویند، پس به تحقیق عزت مخصوص خداست بتمام آن(139) و به تحقیق در این کتاب بر شما نازل شده که هرگاه شنیدید به آیات خدا کفران و انکار واستهزاء می‌شود پس با ایشان ننشینید تا به سخنی دیگر بپردازند و اگرنه بی‌تردید شما در این هنگام مانند ایشانید، براستی خدا منافقین و کفار را در دوزخ جمع می‌کند(140) کسانی که به شما چشم دوخته‌اند، پس اگر به شما از خدا پیروزی رسد گویند آیا ما با شما نبودیم، و اگر کافران را نصیبی باشد، گویند آیا ما بر شما استیلا نداشتیم و شما را از گزند مؤمنین بازنداشتیم، پس خدا حکم می‌کند بین شما در روز قیامت، و هرگز خدا قرار نداده برای کافران راهی بر ضرر مؤمنین.(141)
نکات: چون مشرکین مکه در مجالس خود به قرآن و آیات آن استهزاء می‌کردند حق‌تعالی در سورة انعام آیة 68 فرموده: 
(وَإِذَا رَأَيتَ الَّذِينَ يخُوضُونَ فِي آياتِنَا فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ حَتَّى يخُوضُوا فِي حَدِيثٍ غَيرِهِ) (انعام: 68)
سپس در مدینه نیز دانشمندان یهود همین کار را کردند، و لذا خدا در آیات فوق فرموده که منافقان برای عزت طلبی با یهود دوستی نکنند، و نیز فرموده: نَزَّلَ عَلَيكُمْ فِي الْكِتَابِ ... که در این قرآن، یعنی سورة انعام، دستور نازل شد که با چنين استهزاءکنندگان مجالست نکنید، و إلّا شما و منافقین نیز مانند کفارید، پس معلوم شد که اگر کسی در مجلسی که به قرآن توهین می‌شود بنشیند، و راضی باشد کافر است، اگر موحدین در مکه با مشرکین می‌نشستند ناچار بودند أما منافقین مدینه ناچار نبودند که با یهود مجالست کنند پس چون به اختیار خود در مجلس استهزاء ایشان نشستند مانند ایشان کافرند، یکی دیگر از صفات منافقین این است که اگر مسلمین غلبه کنند و پیروزی با ایشان باشد خود را می‌چسبانند که ما هم با شماییم، و اگر کفار بهره‌ای ببرند به کفار می‌گویند ما طرفدار شما بوده و شر مسلمین را از شما دور می‌کردیم، و ما شما را از دخول در اسلام بازداشتیم برای اینکه می‌دانستیم که اسلام فایده ندارد. ومقصود از جملة: ... يحْكُمُ بَينَكُمْ، حکم خداست بین مؤمنین ومنافقین. و جملة وَلَنْ يجْعَلَ اللَّهُ لِلْكَافِرِينَ  ... دلالت دارد که کفار از نظر حجت و دلیل غلبه بر مسلمین ندارند که مقصود از سبیلاً راه استدلال و حجت باشد، و ممکن است بگوییم به هیچ وجه و به هیچ طریقی نمی‌توانند بر ضررمسلمین اقدام کند، به شرطی که مسلمین مسلمان باشند حقیقتا نه اسماً.آيه 142 الي 146
متن آيه:
إِنَّ الْمُنَافِقِينَ يخَادِعُونَ اللَّهَ وَهُوَ خَادِعُهُمْ وَإِذَا قَامُوا إِلَى الصَّلَاةِ قَامُوا كُسَالَى يرَاءُونَ النَّاسَ وَلَا يذْكُرُونَ اللَّهَ إِلَّا قَلِيلًا(النساء/142) مُذَبْذَبِينَ بَينَ ذَلِكَ لَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَلَا إِلَى هَؤُلَاءِ وَمَنْ يضْلِلِ اللَّهُ فَلَنْ تَجِدَ لَهُ سَبِيلًا(النساء/143) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَتَّخِذُوا الْكَافِرِينَ أَوْلِياءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ أَتُرِيدُونَ أَنْ تَجْعَلُوا لِلَّهِ عَلَيكُمْ سُلْطَانًا مُبِينًا(النساء/144) إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ مِنَ النَّارِ وَلَنْ تَجِدَ لَهُمْ نَصِيرًا(النساء/145) إِلَّا الَّذِينَ تَابُوا وَأَصْلَحُوا وَاعْتَصَمُوا بِاللَّهِ وَأَخْلَصُوا دِينَهُمْ لِلَّهِ فَأُولَئِكَ مَعَ الْمُؤْمِنِينَ وَسَوْفَ يؤْتِ اللَّهُ الْمُؤْمِنِينَ أَجْرًا عَظِيمًا(النساء/146)
ترجمه: بدرستیکه منافقین با خدا خدعه می‌کنند و خدا جزادهندة آنان است، و چون به نماز ایستند به کسالت بایستند، به مردم خودنمایی می‌کنند(ریاکارند) و خدا را یاد نمی‌کنند مگر اندکی(142) مرددند بین کفر و ایمان نه بسوی ایشانند و نه بسوی آنان، و هر که را خدا گمراه کند برایش راهی نخواهی یافت(143) ای مؤمنین کفار را دوست نگیرید به جای مؤمنین، آیا می‌خواهید برای خدا حجتی روشن بر ضرر خود قرار دهید(144) براستیکه منافقین در پست‌ترین درجة از آتشند و برای ایشان یاوری نخواهی یافت(145) مگر آنانکه توبه کنند و اصلاح نمایند و به خدا چنگ زنند و دین خود را برای خدا خالص نمایند پس ایشان با مؤمنانند و به همین زودی خدا به مؤمنین أجر بزرگی خواهد داد.(146)
نکات: منافق یعنی کافر مسلمان نما، و آنقدر که منافقین به رسول خدا(ص) و دین خدا خیانت و آزار کردند کفار نکردند، گویند یکی از منافقین مزاحم رسول خدا(ص) عبدالله بن ابی بود که قبل از ورود رسول خدا(ص) به مدینه، برای ریاست شهر مدینه کاندید شده بود و تاجی از زرسرخ برایش آماده کرده بودند، و جهت ریاست خود از پیروانش پیمان گرفته بود، أما چون پیامبرخدا(ص) وارد مدینه شد و عدة زیادی به او گرویدند و بیعت کردند، بکارشکنی اقدام کرد، چون دید نتیجه ندارد آمد مسلمان شد و در پنهان دست از دسیسه‌بازی برنداشت، به یهودیان مدینه و مشرکین مکه می‌گفت بظاهر با محمد و در باطن با شمایم، و حتی در بعضی از جنگها با پیغمبر می‌آمد ولی به تضعیف قلوب وبرهم‌زدن مسلمین می‌پرداخت به حدی که در غزوة بنی‌المصطلق ومراجعت به مدینه، دروغی برای عایشه ساخت وبا سایر منافقین نشر داد که آیات تطهیر عایشه در سورة نور است. بهر حال او و یا سایر منافقين مسجدی ساختند وخواستند رسول خدا(ص) را آنجا برند، خطاب رسید آنجا مرو که در آیة 108 سورة توبه خواهد آمد، و در سورة منافقین نیز ذکری از آزار منافقین شده مراجعه شود، بی‌جهت نیست که خدا فرموده: إِنَّ الْمُنَافِقِينَ فِي الدَّرْكِ الْأَسْفَلِ، و دَرَک به معنی درجه است، أما لغت درجه برای ترقی گفت