إِلَّا كَالْأَنْعَامِ... تا آخر، دلالت دارد که انسان گمراه چون پی عقل نرفته و دنبال هوی و هوس رفته و عقل خود را به کار نینداخته از حیواناتی که عقل ندارند بدتر است، زیرا حیوانات کفران نعمت عقل را نکرده‌اند. رسول خدا(ص) می‌فرماید: «استرشدوا العقل ترشدوا و لا تعصوه فتندموا»، یعنی؛ از عقل راهنمائی بخواهید تا ترقی کنید و از فرمان عقل سرپیچی مکنید که پشیمان می‌گردید. بهرحال شخص با تقوی هوای نفس خود را تابع أمر خدا قرار می‌دهد و عقل را بر هوا ترجیح می‌دهد زیرا که هوای نفس انسان را فرماندار زمانه می‌کند بخلاف عقل. آیه 45 الی 48
متن آیه:
أَلَمْ تَرَ إِلَى رَبِّكَ كَيفَ مَدَّ الظِّلَّ وَلَوْ شَاءَ لَجَعَلَهُ سَاكِنًا ثُمَّ جَعَلْنَا الشَّمْسَ عَلَيهِ دَلِيلًا(الفرقان/45) ثُمَّ قَبَضْنَاهُ إِلَينَا قَبْضًا يسِيرًا(الفرقان/46) وَهُوَ الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ اللَّيلَ لِبَاسًا وَالنَّوْمَ سُبَاتًا وَجَعَلَ النَّهَارَ نُشُورًا(الفرقان/47) وَهُوَ الَّذِي أَرْسَلَ الرِّياحَ بُشْرًا بَينَ يدَي رَحْمَتِهِ وَأَنْزَلْنَا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً طَهُورًا(الفرقان/48)
ترجمه: آیا ندیدی و توجه به پروردگارت نکردی که چگونه سایه را پهن کرد و اگر خواسته بود آن را ساکن قرار داده بود سپس خورشید را دلیل بر او قرار دادیم(45) سپس آن را به سوی خود گرفتیم گرفتن آسانی(46) و او آنست که برای شما شب را پوششی قرار داد و خواب را راحتی و روز را برای جنبش قرار داد(47) و او آنست که برای بشارت باد را در جلو رحمت خود فرستاد و از آسمان آب پاک کننده را نازل کردیم(48). 
نکات: یکی از نعمت‌های بزرگ إلهی برای اکثر ساکنین زمین سایه است و سایه کیفیتی است بین نور و ظلمت، نه نور خالص است و نه ظلمت خالص مانند سایه‌ای که از فجر است تا طلوع آفتاب و مانند سایة داخل سقف‌ها و کنار دیوارها و طبع انسان از روشنی محض و از ظلمت محض دوری می‌کند و متمایل به سایه است زیرا روشنی خالص نور چشم را ضایع می‌کند و گرمای تند موذی را بوجود می‌آورد. و لذا خدای تعالی بهشت را به *وَظِلٍّ مَمْدُودٍ*(الواقعة: 30). و این سایه ببرکت آفتاب وجودش محرز و نفعش هویدا شده پس خورشید دلیل وجود او و نفع او می‌باشد. و چون خورشید میل به غروب کند سایه نیز کم‌کم از بین می‌رود و خدا او را قبض می‌کند. و جملة: مَاءً طَهُورًا دلالت دارد بر مطهریت باران و سایر آبها که در "احکام القرآن" نوشته‌ایم. آیه 49 الی 52
متن آیه:
لِنُحْيي بِهِ بَلْدَةً مَيتًا وَنُسْقِيهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِي كَثِيرًا(الفرقان/49) وَلَقَدْ صَرَّفْنَاهُ بَينَهُمْ لِيذَّكَّرُوا فَأَبَى أَكْثَرُ النَّاسِ إِلَّا كُفُورًا(الفرقان/50) وَلَوْ شِئْنَا لَبَعَثْنَا فِي كُلِّ قَرْيةٍ نَذِيرًا(الفرقان/51) فَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَجَاهِدْهُمْ بِهِ جِهَادًا كَبِيرًا(الفرقان/52)
ترجمه: تا به آن آب زنده کنیم شهر مرده را و آن را به آنچه آفریده‌ایم از چهار پایان و مردمان بسیاری بیاشامانیم(49) و بتحقیق آن را بین ایشان گردانیدیم تا متذکر شوند، پس بیشتر مردم نخواستند مگر کفران را(50) و اگر بخواهیم مبعوث می‌کنیم در هر قریه‌ای ترساننده‌ای(51) پس کافران را اطاعت مکن و با ایشان بآن قرآن جهاد کن جهاد بزرگی(52). 
نکات: چرا أَنْعَامًا وَأَنَاسِي كَثِيرًا فرموده؟ برای آن که احتیاج أنعام به آب بیشتر از طیور است و کلمة کثیر برای این است که بسیاری از بلاد و قری از آب غیر باران مشروب می‌شوند. و ضمیر صَرَّفْنَاهُ ممکن است به باران برگردد و مقصود این باشد که ما باران را می‌گردانیم بین ایشان، گاهی برای قومی و محلی و گاهی قوم و محل دیگری تا همه مشروب و سیراب شوند و گاهی کم و زیاد می‌شود برای قومی بواسطة کفران و عصیان، چنانکه رسول خدا(ص) فرمود: «ما من عام بأمطر من عام ولکن إذا عمل قوم بالمعاصي حول الله ذلك إلی غیرهم فإذا عصوا جمیعا صرف الله ذلك إلی الفیافي». و ممکن است ضمیر آن برگردد به کلام خدا، یعنی؛ ما این گفتارها و بیان این آیات را برای مردم بیان می‌کنیم تا پند گیرند ولی اکثر مردم کفران کردند تا جائی که آمدن باران را نسبت به قرب و بعد ستارگان دادند. و ضمیر بِهِ در جملة: وَجَاهِدْهُمْ بِهِ، ممکن است برگردد به قرآن و یا کلام خدا و یا برگردد به عدم اطاعت کفار که خود یک نوعی از جهاد در مکة مشرفه بوده است. آيه 103 الي 104
متن آيه:
وَلَوْ أَنَّهُمْ آمَنُوا وَاتَّقَوْا لَمَثُوبَةٌ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ خَيرٌ لَوْ كَانُوا يعْلَمُونَ(البقرة/103) يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَقُولُوا رَاعِنَا وَقُولُوا انْظُرْنَا وَاسْمَعُوا وَلِلْكَافِرِينَ عَذَابٌ أَلِيمٌ(البقرة/104)
ترجمه: و محققا اگر ایشان ایمان می‌آوردند و پرهیزکار بودند به طور حتم پاداشی نزد خدا بهتر بودشان، اگر می‌دانستند(103) ای مؤمنین مگوئید راعِنا (ما را مراعات کن) و بگوئید انظرنا (ما را نظر بدار) و بشنوید و برای کافران عذاب است دردناک.(104)
نکات: پس از آنکه دنیاپرستی و دین‌فروشی دانشمندان را بیان کرده، در این آیات تذکر داده که ایمان و تقوی مفیدتر از علم بی‌تقوی است. و جملة راعِنا دلالت دارد که اکثر مسلمین بی‌سواد بودند، و از رسول خدا(ص) توقع داشتند که ایشان را مراعات کند و در بیان مطالب توضیح بیشتری بدهد، و لذا می‌گفتند «رَاعِنَا» یهودیان از این کلمه سوءاستفاده کردند و معنای این کلمه در لغت عبرانی به معنی "بشنو نشنوی!" بود، و این کلمه را به معنی نزد خودشان به رسول خدا(ص) می‌گفتند چنانکه در سورة نساء آیة 46 در ذم یهود و این سخن از تمسخرشان آمده که می‌گفتند: (وَاسْمَعْ غَيرَ مُسْمَعٍ وَرَاعِنَا لَيا بِأَلْسِنَتِهِمْ وَطَعْنًا فِي الدِّينِ)(نساء: 46)«و ایشان می‌گویند بشنو در حالیکه شنوا نیستی و گویند راعِنا برای بازی با زبان و تمسخر در دین».أما رسول خدا(ص) مقصود ایشان را نمی‌دانست، تا اینکه سعد بن معاذ شنید و مقصودشان را فهمید وبه ایشان تغییر کرد و فرمود ای دشمنان خدا اگر پس از این چنین سخنی از شما بشنوم گردن شما را می‌زنم، و به رسول خدا(ص) اطلاع داد، پس این آیه نال شد که دیگر کسی این کلمه را نگوید و در عوض آن (انْظُرْنَا) بگوید، و بعضی (رَاعِنَا) را از مادة رعونت که به معنی حماقت و سستی باشد گرفته‌اند و گفته‌اند مقصود یهود این معنی بوده. به هر حال رسول خدا(ص) اطلاع نداشت، و مقصود ایشان را نمی‌دانست. معلوم می‌شود رسول خدا(ص) هر لغتی را نمی‌دانسته چه برسد به امام، پس اخباری که می‌گوید امام هر زبانی را می‌داند مجعول است، مگر اینکه بعضی از زبانها را تعلیم گرفته باشد، و اگر حضرت سليمان(ع) منطق طیر را می‌دانسته لازم نمی‌آید هر پیمبری مانند او باشد زیرا هر پیمبری را خدا چیزی مرحمت کرده که به دیگران نداده است. و جملة:(انْظُرْنَا) ممکن است از مادة نظر باشد یعنی انظر إلینا، بما نظری کن، و ممکن است به معنی انظار و مهلت باش