ن گل شد حالتان زار 

اگر قرآن شما را نور بخشید
		ز آیاتش شما هشیار گشتید 

شما را گر که قرآن رهنما شد
		أسف باشد که ملّت زان جدا شد 

شما را هجر گل گر نوحه‌گر کرد 
		
مرا گلزار دین خونین جگر کرد 
چو از قرآن جدا کردند ملّت 
		بیاوردند هر کفری به راحت

هزاران سد ره در راه قرآن
		که هر سدی شده نانی و دکّان
 
مرا این غصّه و غم زار کرده 
		که بی دین نام دین ابزار کرده

همه دارند با قرآن حقّ جنگ 
		یکی با لاف عرفان میزند سنگ 
یکی با فلسفه بافد در آیات 
		یکی اخباری از بهر وجوهات

یکی با روضه‌های جور واجور
		کند از ثقل اکبر خلق را دور 

همه گویندگان اندر غلّوند
		ز قرآن دور و از دانش خلّوند

یکی شیخی شده آورده آفات 
		یکی صوفی بیاورده خرافات

یکی مدّاح و بافد ضدّ قرآن
ج		شده از چاپلوسی او ثناخوان

برای حیدر و اولاد پاکش 
		شده دین گریه و زارّی و افغان

بقرآن حملوا لم یحملوا خوان 
		که تا بینی فلان بسیار و بهمان 

برای ردّ أوهام و خرافات 
		نباشد چاره‌ای جز فهم آیات 

برای دفع شرک و دعوت ناس
 		بدست آرید آیاتی ز اخلاص 

بود لازم شما را حفظ آیات 
		سلاحی بهر دفع این خرافات
 
برای مرده‌ها خوانند قرآن
		نباشد مرده را تکلیف‌ و فرمان

برای زنده قانون است و انذار
		که تا کامل کند رفتار و کردار

از این بازی که با قرآن نمودند
		به اهل دین نه سر ماند ونه دستار

اگر خوانی یکی آیات توحید
		همه دارند زان اعراض و انکار 

بود قرآن سند در دین اسلام 
		ولی نتوان سند را کرد اظهار 

درین شهری که ما هستیم ساکن
		مقّدس‌هاش با قرآن به پیکار

اگرچه اکثرش باشند بی‌دین 
		ولی در اهل دینش نیست جز کین

اگر امن و امان هر جا ز دین است 
		در اینجا موذیان هستند دیندار 

شده قرآن همی مهجور و متروک
		ز جور هوچیان اهل آزار

همه غافل ز آیات الهی 
		به شبهه حق بپوشانند ز اخبار

شده دین زاری و افغان و ندبه 
		ز قرآن بی‌خبر هستند بازار

انیسی ز اهل قرآن نیست اینجا 
		بجز چندی ز ابرار و ز اخیار

برای نشر آیات الهی 
		نه یاری نی طرفداری نه هوشیار

ندیدم ساعتی أمن و عدالت 
		مگر آینده عدل آید پدیدار

بشارت بر تو پس خوش باش ای دل 
		برو آینده را نزدیک بشمار 

به این زودی شود بیدار ملّت
		که قرآن می‌کند افراد بیدار 

مشو بی‌تاب از آزار جهال
		که قرآن آورد دانش دگر بار

بسوزد دل نه بتوانم مداوی
		که دین بر مفت‌ خواری گشته ابزار

با رشادش تدّبر نیست کس را
		همه محروم از این نور دادار

نداند کس دیگر آیات تنزیل 
		شده تعطیل این گنج گهربار 

تمام حوزه‌ها خالی ز آیات 
		شده برنامه‌ها خالی ز انوار

نباشد در مدارس درس آیات
		هدی‌ للناس نی باشد سر و کار

خدا این بنده را تأیید کن تا
		کتابت را یکی باشد ز انصارآيه 36
متن آيه:
وَاعْبُدُوا اللَّهَ وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيئًا وَبِالْوَالِدَينِ إِحْسَانًا وَبِذِي الْقُرْبَى وَالْيتَامَى وَالْمَسَاكِينِ وَالْجَارِ ذِي الْقُرْبَى وَالْجَارِ الْجُنُبِ وَالصَّاحِبِ بِالْجَنْبِ وَابْنِ السَّبِيلِ وَمَا مَلَكَتْ أَيمَانُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يحِبُّ مَنْ كَانَ مُخْتَالًا فَخُورًا
ترجمه: و خدا را عبادت کنید، و هیچ چیزی را شریک او نکنید، و به والدین و خویشان و یتیمان و مساکین و همسایگان نزدیک و همسایة دور و یار نزدیک و راهگذر و آنکه به ملکیت شما درآمده، احسان کنید، زیرا خدا دوست نمی‌دارد خودخواهی که به خود می‌نازد.(36)
نکات: جملة: وَلَا تُشْرِكُوا بِهِ شَيئًا اطلاق دارد که باید چیزی را شریک خدا نکرد نه در ذات و نه در صفات و نه در افعال و نه در عبادت و نه در حکم. شریک در ذات این است که کسی بگوید دو ذات در قدیم بوده و یا دو وجود در قدیم بوده. و أما شرك در صفات این است که بگوید غیر خدا همه جا حاضر و یا ناظر و یا مدیر و یا مدبر و یا شنوا و یا بینا و یا صفات دیگر خدا را واجد است. و أما شرک در افعال این است که غیر خدا را شافی و یا کافی و یا نگهبان و یا خالق و یا رازق بداند. و شرک در عبادت این است که غیر خدا را بندگی کند و یا غیر خدا را در عبادت بخواند و یا برای غیر خدا کرنش کند مانند کرنشی که برای خدا می‌کند. وشرک در حکم این است که به کسی غیرخدا بگوید: "یا شریک القرآن" و یا حکم کس دیگر را واجب الاطاعه بداند.آيه 37
متن آيه:
الَّذِينَ يبْخَلُونَ وَيأْمُرُونَ النَّاسَ بِالْبُخْلِ وَيكْتُمُونَ مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَأَعْتَدْنَا لِلْكَافِرِينَ عَذَابًا مُهِينًا
ترجمه: آنانکه بخل می‌ورزند و مردم را به بخل أمر می‌کنند، و آنچه خدا از فضل خود به ایشان داده کتمان می‌کنند، و برای کافرین عذاب خوار‌کننده مهیا کرده‌ایم.(37)
نکات: مقصود از بخل، بخل در مال فقط نیست بلکه بخل در علم و بخل در ارشاد و بخل در اظهار حق و کتمان هر چه خدا به ایشان داده و یا ایشان را آگاه ساخته، مانند یهود که بخل ورزیدند از اینکه آگاهی خود را که در حق محمد داشتند به مردم اظهار کنند، و به دیگران أمر می‌کردند که شما نیز از اظهار حق بخل بورزید و آنچه می‌دانید کتمان کنید.آيه 38 الي 42
متن آيه:
وَالَّذِينَ ينْفِقُونَ أَمْوَالَهُمْ رِئَاءَ النَّاسِ وَلَا يؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَلَا بِالْيوْمِ الْآخِرِ وَمَنْ يكُنِ الشَّيطَانُ لَهُ قَرِينًا فَسَاءَ قَرِينًا(النساء/38) وَمَاذَا عَلَيهِمْ لَوْ آمَنُوا بِاللَّهِ وَالْيوْمِ الْآخِرِ وَأَنْفَقُوا مِمَّا رَزَقَهُمُ اللَّهُ وَكَانَ اللَّهُ بِهِمْ عَلِيمًا(النساء/39) إِنَّ اللَّهَ لَا يظْلِمُ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ وَإِنْ تَكُ حَسَنَةً يضَاعِفْهَا وَيؤْتِ مِنْ لَدُنْهُ أَجْرًا عَظِيمًا(النساء/40) فَكَيفَ إِذَا جِئْنَا مِنْ كُلِّ أُمَّةٍ بِشَهِيدٍ وَجِئْنَا بِكَ عَلَى هَؤُلَاءِ شَهِيدًا(النساء/41) يوْمَئِذٍ يوَدُّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَعَصَوُا الرَّسُولَ لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ وَلَا يكْتُمُونَ اللَّهَ حَدِيثًا(النساء/42)
ترجمه: و برای آنانکه اموال خود را برای دیدن مردم انفاق می‌کنند و به خدا و به روز دیگر ایمان ندارند و کسیکه شیطان همدم او باشد پس بد همدمی است(38) و چه چیز بود بر ایشان (یعنی چه ضرری داشت) اگر به خدا و روز دیگر ایمان می‌آوردند و از آنچه خدا روزی ایشان کرده انفاق می‌کردند، و خدا به ایشان داناست(39) محققا خدا به مقدار ذره‌ای ستم نمی‌کند و اگر کار نیکی باشد آن را می‌افزاید واز نزد خود اجر بزرگ می‌دهد(40) پس چگونه باشد وقتی که بیاوریم از هر أمتی به گواهی و تورات بر اینان گواه آوریم(41) آن روز کافران و آنانکه نافرمانی رسول کردند دوست می‌دارند که کاش زمین به ایشان هموار می‌شد (یعنی زیر خاک می‌شدند) و از خدا سخنی را کتمان نمی‌کردند.(42)
نکات: جملة: وَالَّذِينَ ينْفِقُونَ ... عطف است بر لِلْكَافِرِينَ در آیة قبل، و مقصود از قرین بودن شیطان این است که دائما ایشان را وسوسه می‌کند. و مقصود از:لَوْ تُسَوَّى بِهِمُ الْأَرْضُ این است که زیر خاک بودند و زمین را بر روی بدن ایشان هموار می‌