قا که ابرار در ناز و نعمتند(22) بر روی مبلها نگرانند(23) طراوت نعمت را در چهره‌شان می‌توانی شناخت(24) از شراب سر بمهر بنوشانندشان(25) مهر آن مشک است و در آن باید رغبت و همچشمی نمایند رغبت‌کنندگان(26) و چاشنی آن از تسنیم است(27) چشمه‌ای که مقربان از آن می‌نوشند.(28)
نکات: وَمَا أَدْرَاكَ مَا عِلِّيونَ  دلالت بر دو مطلب دارد یکی بر اهمیت و عظمت علیین و دیگر اینکه رسول خدا(ص) نمی‌دانسته عِلِّيينَ چیست که خدا فرموده تو چه می‌دانی و یا تو ندانسته‌ای. بدانکه چشمه‌ها و شرابهای بهشتی چند نوع است: یکی: کافور است برای آنکه سرد و گوارا و خوشبو است، دوم: سلسبیل که از زیر عرش سرازیر و در خیابانها و کاخهای بهشت روانست، سوم: تسنیم که مخصوص مقربین است و آن بهترین نوشیدنی بهشت است، چهارم: شربت زنجبیل که منشأ آن جلو عرش است، پنجم: رحیق که رسول خدا(ص) فرموده هر کس شراب دنیا را ترک کند از آن می نوشد، ششم: کوثر که از شیر سفیدتر و از عسل شیرین تر است. و نهرهای جنت متعدد است نام یکی نهر لبن ودیگری عسل مصفی و دیگر خمر. اللهم ارزقنا.آیه 29 الی 36
متن آیه:
إِنَّ الَّذِينَ أَجْرَمُوا كَانُوا مِنَ الَّذِينَ آمَنُوا يضْحَكُونَ(المطففين/29) وَإِذَا مَرُّوا بِهِمْ يتَغَامَزُونَ(المطففين/30) وَإِذَا انْقَلَبُوا إِلَى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ(المطففين/31) وَإِذَا رَأَوْهُمْ قَالُوا إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ(المطففين/32) وَمَا أُرْسِلُوا عَلَيهِمْ حَافِظِينَ(المطففين/33) فَالْيوْمَ الَّذِينَ آمَنُوا مِنَ الْكُفَّارِ يضْحَكُونَ(المطففين/34) عَلَى الْأَرَائِكِ ينْظُرُونَ(المطففين/35) هَلْ ثُوِّبَ الْكُفَّارُ مَا كَانُوا يفْعَلُونَ(المطففين/36)
ترجمه: به تحقیق آنانکه مجرمند به اهل ایمان می‌خندیدند(در دنیا)(29) و چون به آنان عبور می‌کردند به هم چشمک می‌زدند(30) و چون به طرف کسانشان می‌رفتند شادمان می‌رفتند(31) و چون مؤمنین را می‌دیدند می‌گفتند حقا که اینان گمراهند(32) در حالیکه ایشان برای نگهبانی مؤمنین فرستاده‌ نشده‌اند(33) پس امروز (روز قیامت) آنانکه ایمان آورده‌اند به کفار می‌خندند(34) در حالیکه بر کرسیها تکیه زده می‌نگرند(35) که آیا به کفار پاداش آنچه می‌کرده‌اند داده شده است.(36)
نکات: یکی از صفات مذمومة اهل نفاق و کفر این است که به فکر تمسخر به دیگران و عیبجوئی مؤمنین می‌باشند و همه را گمراه می‌خوانند در حالیکه خود حق و باطل را تمیز نمی‌دهند، چنانکه ما مقداری از خرافات دینی منافقین و مشرکین را بیان کردیم کسی از همین مشرکین به ما گفت: ای بی‌دین، گفتم: دین چیست شما که داری بیان کن، به فکر فرو رفت و معلوم شد ندانسته دین چیست، این کسان به اهل ایمان می‌خندند، پس خدا این گناهشان را بزرگ شمرده و در آخرت آن طور که ذکر شد مجازات می‌شوند یعنی مؤمنین به ایشان می‌خندند. و جملة إِنَّ هَؤُلَاءِ لَضَالُّونَ دلالت دارد که مؤمنین را تکفیر می‌کنند و گمراه می‌خوانند، و لذا رسول خدا(ص) فرموده: ید الله فوق روس المکفرین ترفرف بالرحمة، یعنی دست قدرت خدا بالای سر تکفیرشدگان است و رحمت او بر سر ایشان پر می‌زند. تمام شد ترجمة مطففین وله الحمد.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1800.txt">آيه 6-1 (الإنشقاق)</a><a class="text" href="w:text:1801.txt">آیه 15-7 (الإنشقاق)</a><a class="text" href="w:text:1802.txt">آيه 25-16 (الإنشقاق)</a></body></html>درکلمات و خطبات رسول خدا(ص) و سایر أئمه(ع) در فصل سابق ذکر شد که قرآن برای همه حتّی برای رسول خدا(ص) و أئمة هدی(ع) امام و مقتدا و هدایت است. اکنون در اینجا نیز دلائل و کلماتی ذکر می‌شود: 
در قرآن سورة هود آیة 17 تورات و قرآن را امام نامیده و فرموده: 
أَفَمَنْ كَانَ عَلَى بَينَةٍ مِنْ رَبِّهِ وَيتْلُوهُ شَاهِدٌ مِنْهُ وَمِنْ قَبْلِهِ كِتَابُ مُوسَى إِمَامًا وَرَحْمَةً
«آیا آنکه بر دلیل روشنی از پروردگارش باشد (یعنی قرآنی به او نازل شده باشد) و با اضافه در پیروی قرآن شاهدی از خود داشته باشد و از پیش کتاب موسی یعنی تورات امام و رحمت بود».
خدا در اینجا تورات را امام و رحمت‌خوانده جائیکه تورات امام و رحمت باشد، به طریق أولی قرآن امام و رحمت است. خدایتعالی مکرّر به رسول خود فرموده: 
اتَّبِعْ مَا أُوحِي إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ (انعام: 106)
و در احزاب آیة 2 فرموده: 
وَاتَّبِعْ مَا يوحَى إِلَيكَ مِنْ رَبِّكَ
و در اعراف آیة 203 فرمود: 
قُلْ إِنَّمَا أَتَّبِعُ مَا يوحَى إِلَي مِنْ رَبِّي
«بگو فقط من از آنچه از طرف پروردگارم بمن وحی می‌شود پیروی می‌کنم».
و در سورة زخرف آیة 43 فرموده: 
فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِي إِلَيكَ
«چنگ بزن به آنچه به تو وحی می‌شود».
پس چون به رسول خدا(ص) واجب شده پیرو قرآن باشد یقیناً به حکم آیة: 
*لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ&      (الأحزاب: من الآية21) 
بر تمام امامان(ع) و سایر افراد أمّت واجب است پیرو قرآن باشند. به اضافه حقّ تعالی در سورة اعراف بر عموم مسلمین واجب فرموده پیروی قرآن را و در آیة 3 فرموده: 
اتَّبِعُوا مَا أُنْزِلَ إِلَيكُمْ مِنْ رَبِّكُمْ (اعراف: 3)
«پیروی کنید آنچه را به سوی شما از پروردگارتان نازل شده».
اگرچه در فصول سابق از کلمات علی(ع) و سایر ائمّه(ع) بسیار نقل کردیم که صریحاً فرموده‌اند قرآن إمام و مقتدای همه می‌باشد، اکنون می‌گوئیم حضرت علی(ع) در صحیفة علویه در دعای بعد تسلیم الصّلاه عرض می‌کند: «أن رسولک محمدا(ص) نبیی و أن الدین الذی شرعت له دینی و أن الکتاب الذی أنزل إلیه إمامی»، یعنی: «خدایا من شهادت می‌دهم که پیغمبرت محمّد(ص) پیغمبر من است و محققا آن دینی که برای او تشریع کردی دین من است و محقّقا آن کتابی که به او نازل نمودی إمام من است، و باضافه در نهج‌البلاغه در خطبة 180 و سایر خطب خود فرمودند که؛ قرآن حجّت الله علی خلقه و قرآن را برای تمام خلق حجّت دانسته، و خود او از این حجّت پیروی کرده، و در وسائل الشّیعه باب سوّم از أبواب القراءة روایت کرده از آن حضرت که فرمود: «ألا أخبرکم بالفقیه حقا من لم یترک القرآن رغبة عنه إلی غیره». یعنی آیا خبردهم شما را به فقیه حقیقی، آن است که قرآن را رها نکند در حالیکه از آن اعراض کند و به غیر قرآن توجّه نماید.
پس چنانکه ذکر شد آن حضرت(ع) قرآن را هم إمام و هم حجّت می‌داند، و خود متدّین به قرآن و احکام و آیات آن بوده، چگونه عدّه‌ای از عوام خود را پیرو علی(ع) دانسته و از قرآن بی‌خبر و بلکه به آن توهین می‌کنند، و می‌گویند قرآن کافی نیست، آن وقت همان عوام چون بخواهند اثبات امامت آن حضرت کنند به قرآن چنگ می‌زنند، آیاتی را به ميل خود تأویل بامامت می‌کنند در صورتیکه تأویل قرآن برای غیر خدا جائز نيست چنانچه در بحث تأویل خواهد آمد. حال بایدگفت دوست ادّعائی علی(ع) که از قرآن بی‌خبر و برخلاف آیات آن رفتار و عقائدی دارد قطعاً دشمن علی(ع) است. و اگر پیغمبری از طرف خدا کتابی آورد و در آن کتاب ذکر شده ب