سابست، و ملک اسم جنس است و اطلاق بر تمام فرشتگان می‌شود، و مقصود از عرش، عرش عدالت وکرسی عدالت است، و مأمورین انفاذ عدالت و مجریان آن هشت ملک است که هر کدام آنان مأمورینی زیر فرمان دارند. و مقصود از هَاؤُمُ اقْرَءُوا كِتَابِيهْ، این است که نامة من موجب افتخار من است از خواندن مردم خجل نیستم و هاء آخر كِتَابِيهْ؛ هاء سکت است که برای عظمت کتابي و حسابي می‌آورند، و همچنین این ‌هاء در اواخر بسیاری از آیات این سوره آمده است.آیه 25 الی 29
متن آیه:
وَأَمَّا مَنْ أُوتِي كِتَابَهُ بِشِمَالِهِ فَيقُولُ يا لَيتَنِي لَمْ أُوتَ كِتَابِيهْ(الحاقة/25) وَلَمْ أَدْرِ مَا حِسَابِيهْ(الحاقة/26) يا لَيتَهَا كَانَتِ الْقَاضِيةَ(الحاقة/27) مَا أَغْنَى عَنِّي مَالِيهْ(الحاقة/28) هَلَكَ عَنِّي سُلْطَانِيهْ(الحاقة/29)
ترجمه: و اما آنکه نامة او بدست چپ او داده شود می‌گوید ای کاش که نامة من به من داده نشده بود(25) و نمی‌دانستم که چیست حساب من(26) ای کاش آن پایان کار بود(27) مال من رفع احتیاج من نکرد(28) قدرتی که داشتم از دستم برفت.(29)
نکات: آنکه نامة او را بدست چپش دهند چون ببیند مضطرب شود و به تأسف و حسرت گوید ای کاش نامة مرا به من نمی‌دادند از بس سیئات در آن می‌بیند ومرگ خود را می‌طلبد. و ضمیر يا لَيتَهَا به کجا برمی گردد ممکن است برگردد به آن حالتی که به او رخ داده می‌گوید: ای کاش این حالت پایان عمرم بود، چون الْقَاضِيةَ به معنی مرگ آمده، و ممکن است برگردد به مرگ یعنی مرگم پایان کارم بود و دیگر زنده نمی‌شدم و الْقَاضِيةَ به معنی قاطعة باشد یعنی؛ قاطعة عمري. و ممکن است ضمیر را برگردانیم به اعمال یعنی ای کاش اعمالم از بین رفتنی بود ودیگر در نامه ثبت نبود و یا مجسم نمی‌گردید نعوذ باله  من الفضیحة في یوم الحسرة. از پیغمبر(ص) نقل شده که: یقول ابن آدم: مالي مالي! وهل لك من مالك إلا ما تصدقت فأبقیت و أکلت فأفنیت و ألبست فأبلیت؟!آیه 30 الی 37
متن آیه:
خُذُوهُ فَغُلُّوهُ(الحاقة/30) ثُمَّ الْجَحِيمَ صَلُّوهُ(الحاقة/31) ثُمَّ فِي سِلْسِلَةٍ ذَرْعُهَا سَبْعُونَ ذِرَاعًا فَاسْلُكُوهُ(الحاقة/32) إِنَّهُ كَانَ لَا يؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظِيمِ(الحاقة/33) وَلَا يحُضُّ عَلَى طَعَامِ الْمِسْكِينِ(الحاقة/34) فَلَيسَ لَهُ الْيوْمَ هَاهُنَا حَمِيمٌ(الحاقة/35) وَلَا طَعَامٌ إِلَّا مِنْ غِسْلِينٍ(الحاقة/36) لَا يأْكُلُهُ إِلَّا الْخَاطِئُونَ(الحاقة/37)
ترجمه: بگیریدش و در بندش کنید(30) آنگاه به دوزخش افکنید(31) آنگاه به زنجیری که هفتاد زراع است او را درآورید(32) زیرا او به خدای بزرگ ایمان نداشت(33) به إطعام مستمند ترغیب نمی‌کرد و میلی نمی‌داشت(34) پس برای او امروز در اینجا دوستی نیست(35) و طعامی به جز غسلین نیست(36) غذائی که نمی‌خورند آنرا جز خطاکاران.(37)
نکات: خُذُوهُ به تقدیر یقول می‌باشد یعنی؛ می‌فرماید، و یا گفته می‌شود یقال. و جملة إِنَّهُ كَانَ... برای تعلیل است یعنی علت این عذاب این است که ایمان نداشت. و جملة فَلَيسَ لَهُ.... که با فاء تفریع آمده دلالت دارد که چون اطعام مسکین نمی‌کرد در آنروز دوستی ندارد و طعامی جز غِسْلِينٍ  برای او نیست، یعنی اگر اطعام مسکین می‌کرد دوستی داشت، یعنی همان مسکین ممکن بود او را برهاند، و غِسْلِينٍ آب چرک وکثافت دوزخیان است. و در حدیث آمده که چون خدایتعالی گوید خُذُوهُ پنجاه هزار مأمور با تازیانه‌ها بر سر او بریزند.آیه 38 الی 52
متن آیه:
فَلَا أُقْسِمُ بِمَا تُبْصِرُونَ(الحاقة/38) وَمَا لَا تُبْصِرُونَ(الحاقة/39) إِنَّهُ لَقَوْلُ رَسُولٍ كَرِيمٍ(الحاقة/40) وَمَا هُوَ بِقَوْلِ شَاعِرٍ قَلِيلًا مَا تُؤْمِنُونَ(الحاقة/41) وَلَا بِقَوْلِ كَاهِنٍ قَلِيلًا مَا تَذَكَّرُونَ(الحاقة/42) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الحاقة/43) وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَينَا بَعْضَ الْأَقَاوِيلِ(الحاقة/44) لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْيمِينِ(الحاقة/45) ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِينَ(الحاقة/46) فَمَا مِنْكُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حَاجِزِينَ(الحاقة/47) وَإِنَّهُ لَتَذْكِرَةٌ لِلْمُتَّقِينَ(الحاقة/48) وَإِنَّا لَنَعْلَمُ أَنَّ مِنْكُمْ مُكَذِّبِينَ(الحاقة/49) وَإِنَّهُ لَحَسْرَةٌ عَلَى الْكَافِرِينَ(الحاقة/50) وَإِنَّهُ لَحَقُّ الْيقِينِ(الحاقة/51) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ(الحاقة/52)
ترجمه: پس قسم نمی‌خورم به آنچه می‌بینید(38) و آنچه نمی‌بینید(39) که این سخن گفتار رسول ارجمندی است(40) و گفتار شاعر خیال‌پردازی نیست اندکی باور می‌کنید(41) و گفتار کاهنی نباشد اندکی پند می‌گیرید(42) نازل شده از پروردگار جهانیان(43) و اگر بعضی از گفتگوها را به ما نسبت می‌داد(44) او را به قدرت و شدت گرفته بودیم(45) سپس شاهرگش را بریده بودیم(46) و هیچکس از شما از جانب او مانع نمی‌شد(47) و محققاً قرآن یادبودی است برای متقین(49) و محققاً ما می‌دانیم که برخی از شما تکذیب‌کنانید(49) و حقا که آن مایة ندامت کافرانست(50) و بدرستی که آن حقیقت یقین است(51) پس بنام پروردگار بزرگتر تسبیح کن.(52)
نکات: فَلَا أُقْسِمُ، لا را ما نافیه گرفتیم، ونفی قسم برای وضوح مطلب است. و مقصود از رَسُولٍ كَرِيمٍ جبرئیل است. و جملة: وَلَوْ تَقَوَّلَ... دلالت دارد که قرآن گفتار محمد(ص) نیست بلکه تمامش گفتار خدا است و محمد حق ندارد چیزی زیاد و یا کم کند. حال آن عده کسانیکه خود را عالم دینی معرفی و بنام دین دروغها و بدعتها نشر داده مردم را گمراه می‌کنند باید این آیات را ببینند و بروند توبه کنند و بدانند اگر به راه کج خود ادامه دهند عذاب سختی در انتظار ایشان است. و اینکه فرموده قرآن حسرت برای کافران است زیرا چون ببینند به این کتاب خدائی عمل نکرده و استفاده ننموده‌اند حسرت می‌خورند. 
تمام شد ترجمة سورة حاقه در 14 ربیع‌الثانی 1387هـ و الحمدلله.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1729.txt">آيه 5-1 (المعارج)</a><a class="text" href="w:text:1730.txt">آيه 18-6 (المعارج)</a><a class="text" href="w:text:1731.txt">آيه 35-19 (المعارج)</a><a class="text" href="w:text:1732.txt">آيه 44-36 (المعارج)</a></body></html>سورة معارج مکی و دارای 44 آیه می‌باشد.

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِيمِ
آیه 1 الی 5
متن آیه:
سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ(المعارج/1) لِلْكَافِرِينَ لَيسَ لَهُ دَافِعٌ(المعارج/2) مِنَ اللَّهِ ذِي الْمَعَارِجِ(المعارج/3) تَعْرُجُ الْمَلَائِكَةُ وَالرُّوحُ إِلَيهِ فِي يوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ(المعارج/4) فَاصْبِرْ صَبْرًا جَمِيلًا(المعارج/5)
ترجمه: بنام خدای کامل‌الذات والصفات رحمن رحیم. سائلی سؤال کرد از عذابی که آمدنی است(1) برای کفار از آن عذاب جلوگیری نیست(2) از امر خدای صاحب وسائل ترقیات(3) فرشتگان و روح به سوی او بالا می‌روند در روزی که اندازة آن پنجاه هزار سال است(4) پس صبر کن صبر نیکو.(5)
نکات: در جملة: سَأَلَ سَائِلٌ، مقصود از سائل در اینجا نضربن الحارث و سایر مشرکین می‌