شد در حالی که خدا می‌تواند آن را شور و یا تلخ گرداند و این دلیلی بر معاد است، همان خدائی که به آب باران حیات می‌بخشد می‌تواند به ابدان مرده حیات بخشد، و لذا در حدیث آمده که خدا را دریائی است ماء الحیوان قبل از قیامت از آن بر زمین می‌بارد تا بدان بشریت همه زنده شوند. و مقصود از فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ این است که بیاد خدا و نام عظیم او، او را منزه بخوان، رسول خدا(ص) فرمود: در رکوع به این آیه عمل کنید. آیه 75 الی 82
متن آیه:
فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ(الواقعة/75) وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ(الواقعة/76) إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ(الواقعة/77) فِي كِتَابٍ مَكْنُونٍ(الواقعة/78) لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ(الواقعة/79) تَنْزِيلٌ مِنْ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الواقعة/80) أَفَبِهَذَا الْحَدِيثِ أَنْتُمْ مُدْهِنُونَ(الواقعة/81) وَتَجْعَلُونَ رِزْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ(الواقعة/82)
ترجمه: به مواقع نجوم قسم نمی‌خورم(75) و حقا که این قسم سوگندی است بزرگ اگر بدانید(76) که حقیقتا این قرآن قرآنی است ارجمند و کثیر الخیر(77) در کتابی است محفوظ(78) آن را لمس و درک نمی‌کند مگر پاکان(79) نازل شده از پروردگار جهانیان(80) آیا به این گفتار نو شما بی‌اعتنائید(81) و نصیب خود را تکذیب قرار می‌دهید(82). 
نکات: جملة: فَلَا أُقْسِمُ... کلمة لا را ما نافیه گرفتیم و معتقدیم که حروف زائده در قرآن نیست پس اگر لا را لاء نافیه بگیریم یعنی از وضوح مطلب و روشنی آن این است که محتاج به قسم نیست که قرآن کتابی ارجمند و پر برکت است و فرموده: من قسم نمی‌خورم برای ارجمندی قرآن و اگر قسم بخورم سوگند عظیمی است برای عظمت جواب قسم که إِنَّهُ لَقُرْآنٌ كَرِيمٌ باشد. و ممکن است جملة فَلَا أُقْسِمُ...، قسم باشد مانند آن که عرب می‌گوید: لا والله و در این صورت معنی چنین می‌شود «پس چنین نیست که شما مشرکین تصور کرده قرآن را منکرید همانا به مواقع نجوم قسم می‌خورم...» و این نیز در اصطلاح عرب وجود دارد و مانند آنکه خدا در سورة نساء آیة 65 فرموده: (فَلَا وَرَبِّكَ لَا يؤْمِنُونَ حَتَّى يحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَينَهُمْ) و خد در آیات دیگر نیز به آسمان و ستارگان قسم یاد فرموده، مانند آیة: «وَالسَّمَاءِ وَالطَّارِقِ» و یا آیة: «وَالسَّمَاءِ ذَاتِ الْبُرُوجِ»، و اگر مقصود از مواقع النجوم قرآن باشد چنانکه ذکر کردیم در این صورت به قرآن قسم یاد شده مانند آن که در سورة یس نیز فرموده: «يـس* وَالْقُرْآنِ الْحَكِيمِ» که قسم به قرآن است. و جملة: لَا يمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُونَ جملة نافیة خبریه است و ناهیه نیست زیرا اگر نهی بود باید لا يَمسَسهُ   باشد، و خبریه وقتی صادق است که کسی قرآن را مس نکند مگر با طهارت و حال آن که چنین نیست بسیاری از اشخاص بدون وضو و غسل قرآن را مس می‌کنند، پس مقصود از الْمُطَهَّرُونَ طهارت ظاهری نیست که اگر طهارت ظاهری بود متطهرون می‌فرمود، بلکه مقصود از الْمُطَهَّرُونَ پاک دلان است که ایشان قرآن را درک می‌کنند نه ناپاکان، پس مقصود پاکان از شرک می‌باشند. و مقصود از لَا يمَسُّهُ؛ لا یدرکه می‌باشد یعنی فهم ایشان درک و مس نمی‌کند مگر اینکه موحد باشند و اگر درک بکنند درک کامل که موجب نجات باشد نیست، و مقصود نفی کمال است نه نفی وجوده. و ممکن است مقصود از الْمُطَهَّرُونَ، فرشتگان باشند. بهر حال آنچه ذکر شد چیزیست که ما می‌‌فهمیم، اگر چه به نظر ما مستحب است که انسان همام تدبر و قرائت و مس قرآن خود را به وضو و غسل نیز متطهر نماید. و مقصود از بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ممکن است موارد نزول آیات قرآن باشد. آیه 83 الی 96
متن آیه:
فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ(الواقعة/83) وَأَنْتُمْ حِينَئِذٍ تَنْظُرُونَ(الواقعة/84) وَنَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيهِ مِنْكُمْ وَلَكِنْ لَا تُبْصِرُونَ(الواقعة/85) فَلَوْلَا إِنْ كُنْتُمْ غَيرَ مَدِينِينَ(الواقعة/86) تَرْجِعُونَهَا إِنْ كُنْتُمْ صَادِقِينَ(الواقعة/87) فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ(الواقعة/88) فَرَوْحٌ وَرَيحَانٌ وَجَنَّتُ نَعِيمٍ(الواقعة/89) وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنْ أَصْحَابِ الْيمِينِ(الواقعة/90) فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيمِينِ(الواقعة/91) وَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُكَذِّبِينَ الضَّالِّينَ(الواقعة/92) فَنُزُلٌ مِنْ حَمِيمٍ(الواقعة/93) وَتَصْلِيةُ جَحِيمٍ(الواقعة/94) إِنَّ هَذَا لَهُوَ حَقُّ الْيقِينِ(الواقعة/95) فَسَبِّحْ بِاسْمِ رَبِّكَ الْعَظِيمِ(الواقعة/96)
ترجمه: پس چرا وقتی جان به گلو رسید (جرئت تکذیب ندارید ای مکذبین)(83) و حال آن که شما در آن هنگام ناظرید(84) و ما از شما به محتضر نزدیکتریم ولیکن نمی‌بینید(85) پس چرا اگر روز جزاء را باور ندارید و یا مقهور نیستید(86) جان را بر نمی‌گردانید اگر راست گوئید(87) پس اگر محضر از مقربین باشد(88) برای او راحتی و ریحان خوشبو و باغ پر نعمت است(89) و اما اگر محتضر از یاران سمت راست باشد(90) پس سلام و سلامتی برای تو از یاران دست راست(91) و اما اگر از تکذیب کنندگان گمراه باشد(92) پس ما حضری او از آب جوشان است(93) با ورود به دوزخ(94) حقا که این همان حقیقت یقینی است(95) پس تسبیح کن بنام پروردگارت که بزرگست(96). 
نکات: جملة: فَأَمَّا إِنْ كَانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ تا آخر دلالت صریح ندارد که کیفیت خوشی و یا ناراحتی در عالم برزخ چگونه است؟ و فاء؛ فَرَوْحٌ می‌رساند که قیامت با رفتن از دنیا فاصلة مشهودی ندارد و جمع آن با آیات لبث که می‌گوید «لَبِثْنَا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ» چگونه است؟ این خود جای تأمل است. و به نظر ما باید گفت احساس عالم برزخ آن قدر کم است که وقتی انسان در قیامت حاضر می‌شود چنین احساس می‌کند که چند لحظه قبل مرده و فاصله‌ای بین مرگ او تا قیامت وجود نداشته و بفاصلة چند لحظه در قیامت حاضر شده است، بنابراین انسان باید همواره مراقب اعمال خود باشد و بداند که با فرا رسیدن مرگ، خود را در صحرای محشر و فزع اکبر و حساب و کتاب قیامت حاضر خواهد یافت و در این دنیا خیال نکند فاصلة زیادی تا قیامت دارد، خیر چنین نیست. و مقصود از جملة: فَسَلَامٌ لَكَ مِنْ أَصْحَابِ الْيمِينِ اگر مخاطب «لَكَ» پیامبر باشد معنی چنین است که اصحاب یمین طلب رحمت می‌کنند برای تو که هادی ایشان بودی. و اگر مخاطب محتضر باشد معنی چنین می‌شود؛ که اصحاب یمین طلب رحمت می‌کنند برای تو ای محتضر. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:1637.txt">آيه 2-1 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1638.txt">آیه 6-3 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1639.txt">آيه 8-7 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1640.txt">آیه 10-9 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1641.txt">آيه 14-11 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1642.txt">آیه 16-15 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1643.txt">آيه 19-17 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1644.txt">آيه 22-20 (الحدید)</a><a class="text" href="w:text:1645.txt">آيه 24-23 (الحدید)</a><a class="text" hr