د در آورد. و مقصود از جملة يرْمُونَ..... این است که نسبت زنا به زن عفیفه بدهند صریحا، مانند اینکه بگوید: ای زانی و یا تو زنا داده‌ای، اما اگر به زن غیر عفیفه نسبت بدهد در حق او حدی جاری نمی‌شود. و مخاطب به خطاب فَاجْلِدُوهُمْ زمامدار و دولت اسلامی است که نمایندة مسلمین می‌باشد در صورتی که زمامدار و دولت اسلامی موجود باشد! و گرنه تمام مسلمین مخاطبند که طبق قرآن و آیات آن ترتیبی اتخاذ نمایند که احکام اسلامی عمل شود. و هُمُ الْفَاسِقُونَ دلالت دارد بر اینکه نسبت دهنده گناه بزرگی مرتکب شده و از گناه کبائر است. آیه 6 الی 9
متن آیه:
وَالَّذِينَ يرْمُونَ أَزْوَاجَهُمْ وَلَمْ يكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ إِلَّا أَنْفُسُهُمْ فَشَهَادَةُ أَحَدِهِمْ أَرْبَعُ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الصَّادِقِينَ(النور/6) وَالْخَامِسَةُ أَنَّ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَيهِ إِنْ كَانَ مِنَ الْكَاذِبِينَ(النور/7) وَيدْرَأُ عَنْهَا الْعَذَابَ أَنْ تَشْهَدَ أَرْبَعَ شَهَادَاتٍ بِاللَّهِ إِنَّهُ لَمِنَ الْكَاذِبِينَ(النور/8) وَالْخَامِسَةَ أَنَّ غَضَبَ اللَّهِ عَلَيهَا إِنْ كَانَ مِنَ الصَّادِقِينَ(النور/9)
ترجمه: و آنان که زنان خود را نسبت زنا می‌دهند و برای ایشان گواهانی نیست مگر خودشان، پس گواهی یکی از ایشان چهار مرتبه گواهی و شاهد گرفتن خداست که او از راستگویان است(6) و پنجم گفتن لعنت خدا بر او اگر از دروغگویان باشد(7) و از زن عذاب را (یعنی حدی را که سابق ذکر شد و آن جلد بود نه رجم، پس برای زن محصنه جلد است نه رجم و رجم در قرآن ذکر نشده) دفع می‌کند شاهد گرفتن او خدا را چهار مرتبه که مرد از دروغگویان است(8) و پنجم اینکه بگوید غضب خدا بر او اگر مرد از راستگویان باشد(9). 
نکات: مقصود از جملة: «يرْمُونَ ..... وَلَمْ يكُنْ لَهُمْ شُهَدَاءُ....» این است که اگر مردی دید زنش زنا می‌دهد و رفت نزد حاکم شرع شکایت کرد و شاهدی نداشت، می‌تواند آنچه در آیه است عمل کند و این را لعان می‌گویند، یعنی لعن کردن دو نفر یکدیگر و شاهد گرفتن خدا را و از آیه صورت لعان و اجرای آن استفاده می‌شود که مرد چهار مرتبه بگوید: «أشهد بالله أني لمن الصادقین فیما رمیتها به»، سپس در مرتبة پنجم بگوید: «إن لعنة الله علي إن کنت من الکاذبین». سپس زن برای دفع اجرای حد اگر شوهر را کاذب می‌داند چهار مرتبه بگوید: «أشهد بالله إنه لمن الکاذبین» و در مرتبة پنجم بگوید: «إن غضب الله علي إن کان من الصادقین». و باید این جملات را که یک نوع نفرین است به لفظ عربی صحیح بگویند. و مرجع ضمائر را باشاره و یا بردن نام تعیین کنند. چون لعان تمام شد زن و مرد باید از هم جدا شوند و آن زن به آن مرد حرام است. آیه 10 الی 16
متن آیه:
وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَرَحْمَتُهُ وَأَنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ حَكِيمٌ(النور/10) إِنَّ الَّذِينَ جَاءُوا بِالْإِفْكِ عُصْبَةٌ مِنْكُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَكُمْ بَلْ هُوَ خَيرٌ لَكُمْ لِكُلِّ امْرِئٍ مِنْهُمْ مَا اكْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِي تَوَلَّى كِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِيمٌ(النور/11) لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنْفُسِهِمْ خَيرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْكٌ مُبِينٌ(النور/12) لَوْلَا جَاءُوا عَلَيهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاءَ فَإِذْ لَمْ يأْتُوا بِالشُّهَدَاءِ فَأُولَئِكَ عِنْدَ اللَّهِ هُمُ الْكَاذِبُونَ(النور/13) وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيكُمْ وَرَحْمَتُهُ فِي الدُّنْيا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّكُمْ فِي مَا أَفَضْتُمْ فِيهِ عَذَابٌ عَظِيمٌ(النور/14) إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِكُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِكُمْ مَا لَيسَ لَكُمْ بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَينًا وَهُوَ عِنْدَ اللَّهِ عَظِيمٌ(النور/15) وَلَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ قُلْتُمْ مَا يكُونُ لَنَا أَنْ نَتَكَلَّمَ بِهَذَا سُبْحَانَكَ هَذَا بُهْتَانٌ عَظِيمٌ(النور/16)
ترجمه: و اگر فضل خدا و رحمت او بر شما نبود و اگر نبود که خدا توبه‌پذیر حکیم است (البته هلاک می‌شدید و به زحمت می‌افتادید)(10) محققا آنان که آن بهتان را آوردند گروهی از شمایند گمان نکنید شری برای شماست بلکه آن خیر است برای شما برای هر مردی از ایشان گناهی است که مرتکب شده و آنکه از ایشان متصدی قسمت بزرگ آن شد برای او عذاب بزرگی است(11) چرا هنگامی که آن را شنیدید مؤمنین و مؤمنات به خودشان گمان خیر نبردند و نگفتند این دروغ بزرگ آشکاری است(12) چرا بر آن چهار گواه نیاوردند پس چون آن گواهان را نیاوردند آنان نزد خدا خود دروغگویانند(13) و اگر فضل خدا و رحمت او در دنیا و آخرت بر شما نبود البته در آنچه گفتید شما را عذاب عظیمی رسیده بود(14) وقتی که آن را زبانزد می‌کردید و به دهانتان می‌گفتید آنچه به آن علم نداشتید و آن را سهل می‌پنداشتید و حال آنکه آن نزد خدا بزرگ است(15) و چرا وقتی که آن را شنیدید نگفتید ما را نرسیده و برای ما جایز نیست که به این تکلم کنیم خدایا تو منزهی این بهتانی بزرگ است(16). 
نکات: این آیات و چند آیة بعد راجع به گناه بهتان، و پاکی دامن عایشه زوجة رسول خدا(ص) می‌باشد. و قصة مورد نزول چنین است: جمعی از اصحاب رسول روایت کرده‌اند که چون رسول خدا(ص) به سفری می‌رفت یکی از زنان خود را بقرعه همراه می‌برد. در یکی از غزوات قبل از غزوة بنی المصطلق قرعه افکند و قرعه بنام عایشه آمد و این زمانی بود که آیة حجاب نازل شده بود، پس در موقع مراجعت به مدینه نزدیک مدینه که رسیدند، عایشه گفت: من از لشکر به کناری رفتم برای قضای حاجتی، چون برگشتم دیدم گردن بندم از گردن افتاده، برگشتم آن را پیدا کنم، از قافله عقب افتادم و مأمورین هودج من خیال کردند من در هودج می‌باشم در حالی که دختری بودم و وزن سنگین نداشتم و لذا به خیال خود شترم را حرکت دادند، من چون برگشتم احدی را ندیدم همان جا نشستم و گفتم به طلب من بر می‌گردند، پس خوابم گرفت و صفوان بن المعطل می‌ماند و از دنبال لشکر می‌آمد و تفحص می‌کرد اگر چیزی از آنان مانده باشد همراه بر دارد، پس چون مرا دید شناخت و گفت: چرا مانده‌ای؟ قضیه را گفتم، پس پیاده شد و دور گشت تا من سوار شدم، پس خود پیاده مهار شتر را کشید تا مرا به لشکرگاه برساند و مردم چون مرا در هودجم ندیدند، هر کس چیزی گفت: تا من وارد شدم، عبدالله بن ابی و سایر منافقین گفتند: بنگرید که زوجة پیغمبر با مرد بیگانه از بیابان می‌آید، آیا میان ایشان چه شده! و من از سخنان ایشان بی‌خبر بودم و حسان بن ثابت و حمنة بنت جحش و مسطح نیز در این سخنان شریک ایشان شدند، و در حق من چیزها نشر دادند، من از رسول خدا(ص) کم لطفی می‌دیدم و سبب آن را نمی‌دانستم، چون به مدینه رسیدم بیمار شدم تا یک ماه طول کشید و رسول خدا(ص) هر وقت به خانه می‌آمد می‌گفت: بیمار خوبست. و نزد من یک ساعت نمی‌نشست، پس چون از بیماری بهتر شدم، شبی با ز