 را از راه باز می‌دارند و ایشان می‌پندارند که خود هدایت یافته‌اند(37) تا آنکه نزد ما آید به (دیوش) گوید: ای کاش بین من و تو دوری شرق و غرب بود که قرین بدی بودی(38) و این تمنا امروز به شما هرگز نفع ندهد چون ستم کردید محققا شما در عذاب شرکت دارید(39). 
نکات: مقصود از شَيطَانًا فَهُوَ لَهُ قَرِينٌ دوستان جنی و انسی است که مزید بر غفلت انسان می‌شوند، و در جملة: بُعْدَ الْمَشْرِقَينِ  اطلاق مشرقین شده بر مشرق و مغرب مانند اطلاق قمرین بر خورشید و ماه و حسنین بر حضرت حسن و حسین(ع) و این را تغلیب گویند. و در جملة: وَلَنْ ينْفَعَكُمُ ... ممکن است فاعل ینفع ضمیر هو باشد که برگردد به يا لَيتَ بَينِي وَبَينَكَ، یعنی؛ این تمنی روز قیامت نفعی ندهد، و ممکن است فاعل لن ینفع جملة أَنَّكُمْ فِي الْعَذَابِ مُشْتَرِكُونَ باشد یعنی؛ شرکت شما در عذاب برای شما نفعی ندهد که نه موجب تسلی شما گردد و نه موجب تخفیف عذاب شما. آیه 40 الی 43
متن آیه:
أَفَأَنْتَ تُسْمِعُ الصُّمَّ أَوْ تَهْدِي الْعُمْي وَمَنْ كَانَ فِي ضَلَالٍ مُبِينٍ(الزخرف/40) فَإِمَّا نَذْهَبَنَّ بِكَ فَإِنَّا مِنْهُمْ مُنْتَقِمُونَ(الزخرف/41) أَوْ نُرِينَّكَ الَّذِي وَعَدْنَاهُمْ فَإِنَّا عَلَيهِمْ مُقْتَدِرُونَ(الزخرف/42) فَاسْتَمْسِكْ بِالَّذِي أُوحِي إِلَيكَ إِنَّكَ عَلَى صِرَاطٍ مُسْتَقِيمٍ(الزخرف/43)
ترجمه: پس آیا تو کر را می‌شنوانی و یا کور را هدایت می‌کنی و کسی را که در گمراهی آشکار باشد(40) پس یا تو را می‌بریم (در جوار رحمت خود) که محققا ما از ایشان انتقام می‌کشیم(41) و یا می‌نمایانیم به تو آنچه ایشان را وعده داده‌ایم زیرا که ما بر ایشان اقتدار داریم(42) پس به آنچه به سوی تو وحی شده چنگ بزن محققا تو به راه راستی(43). 
نکات: روایت شده که رسول خدا(ص) بسیار کوشش می‌کرد در هدایت قوم خود و آنان تصمیم بر کفر و اصرار بر آن داشتند و این باعث افسردگی آن جناب بود، خدا خواست او را راحت کند که گفته‌اند: الیأس إحدی الراحتین، یعنی از هدایت ایشان دست بکش زیرا اینان از بسیاری غفلت کور و کر شده‌اند و هدایت نمی‌یابند، ولی بدان تو اگر از دنیا بروی ما از ایشان انتقام خواهیم کشید، و اگر زنده بمانی به تو ارائه خواهیم داد اقتدار خود را که ایشان را به قحط و غلا و قتل و اسارت مبتلا خواهیم کرد، ولی تو در راه خود مصمم باش و وحی ما را متمسک شو و شک را به خود راه مده که تمام این آیات تسلیت است. آیه 44 الی 47
متن آیه:
وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ وَسَوْفَ تُسْأَلُونَ(الزخرف/44) وَاسْأَلْ مَنْ أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ مِنْ رُسُلِنَا أَجَعَلْنَا مِنْ دُونِ الرَّحْمَنِ آلِهَةً يعْبَدُونَ(الزخرف/45) وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا مُوسَى بِآياتِنَا إِلَى فِرْعَوْنَ وَمَلَئِهِ فَقَالَ إِنِّي رَسُولُ رَبِّ الْعَالَمِينَ(الزخرف/46) فَلَمَّا جَاءَهُمْ بِآياتِنَا إِذَا هُمْ مِنْهَا يضْحَكُونَ(الزخرف/47)
ترجمه: و بتحقیق این قرآن برای تو و قومت تذکری است و بزودی بازخواست خواهند شد(44) و بپرس از پیامبران ما که قبل از تو فرستادیم آیا غیر خدای رحمن خدایانی قرار دادیم که پرستش شوند(45) و بتحقیق موسی را با آیات خود فرستادی به سوی فرعون و بزرگان وی پس گفت: من رسول پروردگار جهانیانم(46) پس چون آیات ما را برایشان آورد ناگهان ایشان آیات ما را ریشخند گرفتند(47). 
نکات: جملة: وَإِنَّهُ لَذِكْرٌ لَكَ وَلِقَوْمِكَ را ممکن است ذکر را به معنی تذکر بگیریم یعنی آیات قرآن برای تو و قومت موجب تذکری است از صفات إلهی و عظمت او و احکام و مواعظ او، و ممکن است ذکر را بمعنای یاد بود بگیریم، یعنی آیات قرآن ذکری از تو و قومت کرده و این به یادگار خواهد ماند، و ذکر نیک برای تو و قومت خوب و موجب شرافت و رغبت است، بنابراین نام خیر ماندن از انسان طبق این آیه مرغوب است و باید هر کس آن را برای خود فراهم نماید، اگر چه معنی اول أظهر است. آیه 48 الی 56
متن آیه:
وَمَا نُرِيهِمْ مِنْ آيةٍ إِلَّا هِي أَكْبَرُ مِنْ أُخْتِهَا وَأَخَذْنَاهُمْ بِالْعَذَابِ لَعَلَّهُمْ يرْجِعُونَ(الزخرف/48) وَقَالُوا يا أَيهَ السَّاحِرُ ادْعُ لَنَا رَبَّكَ بِمَا عَهِدَ عِنْدَكَ إِنَّنَا لَمُهْتَدُونَ(الزخرف/49) فَلَمَّا كَشَفْنَا عَنْهُمُ الْعَذَابَ إِذَا هُمْ ينْكُثُونَ(الزخرف/50) وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يا قَوْمِ أَلَيسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ(الزخرف/51) أَمْ أَنَا خَيرٌ مِنْ هَذَا الَّذِي هُوَ مَهِينٌ وَلَا يكَادُ يبِينُ(الزخرف/52) فَلَوْلَا أُلْقِي عَلَيهِ أَسْوِرَةٌ مِنْ ذَهَبٍ أَوْ جَاءَ مَعَهُ الْمَلَائِكَةُ مُقْتَرِنِينَ(الزخرف/53) فَاسْتَخَفَّ قَوْمَهُ فَأَطَاعُوهُ إِنَّهُمْ كَانُوا قَوْمًا فَاسِقِينَ(الزخرف/54) فَلَمَّا آسَفُونَا انْتَقَمْنَا مِنْهُمْ فَأَغْرَقْنَاهُمْ أَجْمَعِينَ(الزخرف/55) فَجَعَلْنَاهُمْ سَلَفًا وَمَثَلًا لِلْآخِرِينَ(الزخرف/56)
ترجمه: و هیچ آیه‌ای به ایشان ارائه ندادیم مگر آنکه بزرگتر از مانندش بود و ایشان را گرفتار کردیم تا برگردند به سوی حق(48) و گفتند: آهای ساحر برای ما پروردگارت را بخوان به آن عهدی که نزدت نهاده که ما هدایت یافتگانیم(49) پس چون آن عذاب را از ایشان بر طرف کردیم ناگهان نقض پیمان کردند(50) و فرعون در میان قومش ندا کرد که ای قوم من مگر پادشاهی مصر و این نهرها که در قلمرو فرمان من جاری است مخصوص من نیست آیا نمی‌بینید(51) بلکه من بهتریم از این که خوار است و سخن را بیان نتواند(52) پس چرا دستبندهای طلا به او داده نشده و فرشتگان قرین یکدیگر با او نیامده‌اند(53) پس قوم خود را سبک و کم عقل یافت پس او را اطاعت کردند زیرا ایشان گروهی فاسق بودند(54) پس چون ما را به غضب آوردند از ایشان انتقام گرفتیم که تمامشان را غرق نمودیم(55) و آنان را برای دیگران پیشرو و برای عبرت مثلی قرار دادیم(56). 
نکات: مراد از آیه در جملة: وَمَا نُرِيهِمْ مِنْ آيةٍ، همان آیات نه گانه است که هر یک از جهت بزرگتر از آیات دیگر بود و آنها عبارت بود از طوفان و جراد و قمل و ضفادع وخون و سایر آیات. و چون در آیات قبل مشرکین مکه رسول خدا(ص) را از جهت فقر و نداشتن نیرو تحقیر کردند، حق‌تعالی قصة فرعون را به رخ ایشان کشیده که می‌گفت: موسی فقیر است و سخن خود را بیان نمی‌کند یعنی در زبان لکنتی دارد، و عیب دیگر آنکه چرا دستبندهای طلا و پادشاهی و انهار جاری ندارد و بهمین سخنان عقل قوم خود را ربود و ایشان را سبک یافت و هر ادعائی که خواست نمود، پس خدا ایشان را هلاک و سابقه برای عبرت قرار داد ولیکن امت اسلامی با داشتن چنین کتاب و با چنین آیاتی عبرت نگرفتند و باز هر پیشوا و مرجعی که کبکبه و دبدبه دارد به او توجه دارند و سخن و احکام ضد ما انزل الله او را می‌پذیرند و اگر دانشمند فقیر بی‌یاری حقی بگوید نمی‌پذیرند. آیه 57 الی 62
متن آ