ُ بِكَافٍ عَبْدَهُ، همزة استفهام انکاری و توبیخی است و این جمله در مقام اثبات کافی بودن خالق برای بندگانش از جملة خبریه قطعی‌تر و دلالتش بهتر است، با این حال باز می‌بینیم پس از هزار و چهار صد سال گذشته از نزول قرآن یک عده مشرکین زمان ما پیغمبر اسلام را صدا می‌زند که تو بیا ما را کفایت کن، و در دعاهای جعلی می‌خوانند «یا محمد یا علی اکفیانی فإنکما کافیای»، ای محمد و علی شما دو نفر مرا کفایت کنید!! حال اگر کسی بخواهد از روی خیرخواهی ایشان را هدایت و بیدار کند او را دشمن اسلام و قرآن معرفی می‌کنند، باید در حق ایشان گفت: «مثل الذین حملوا القرآن ثم لم یحملوها کمثل الحمار»! آیه 39 الی 42
متن آیه:
قُلْ يا قَوْمِ اعْمَلُوا عَلَى مَكَانَتِكُمْ إِنِّي عَامِلٌ فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ(الزمر/39) مَنْ يأْتِيهِ عَذَابٌ يخْزِيهِ وَيحِلُّ عَلَيهِ عَذَابٌ مُقِيمٌ(الزمر/40) إِنَّا أَنْزَلْنَا عَلَيكَ الْكِتَابَ لِلنَّاسِ بِالْحَقِّ فَمَنِ اهْتَدَى فَلِنَفْسِهِ وَمَنْ ضَلَّ فَإِنَّمَا يضِلُّ عَلَيهَا وَمَا أَنْتَ عَلَيهِمْ بِوَكِيلٍ(الزمر/41) اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا وَالَّتِي لَمْ تَمُتْ فِي مَنَامِهَا فَيمْسِكُ الَّتِي قَضَى عَلَيهَا الْمَوْتَ وَيرْسِلُ الْأُخْرَى إِلَى أَجَلٍ مُسَمًّى إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِقَوْمٍ يتَفَكَّرُونَ(الزمر/42)
ترجمه: بگو ای قوم من بقدر تمکن خود عمل کنید که من نیز عمل می‌کنم پس به این زودی خواهید دانست(39) که چه کس را عذاب خوار کننده می‌رسد و بر او عذاب دائم فرود آید(40) ما این کتاب را برای مردم بر تو بحق نازل کردیم، پس هر که هدایت یابد بنفع خودش است و هر که گمراه باشد پس بر ضرر خود گمراه می‌شود و تو بر ایشان وکیل نباشی(41) خدا جان‌ها را هنگام مرگ آنها می‌گیرد و جانی که نمرده در خوابش می‌گیرد پس آن را که مرگ بر آن مقرر شده نگه می‌دارد و آن دیگر را تا مدت معینی به بدن می‌فرستد محققا در آن آیت‌هائی است برای قومی که اندیشه نمایند(42). 
نکات: جملة عَلَى مَكَانَتِكُمْ دلالت دارد که هر کس بقدر تمکنش باید عمل کند و خدا زیادتر از تمکن نخواسته. و اگر خطاب آیه فقط به کفار و مشرکین باشد آیه برای ایشان تهدید است مانند آیة 40 سورة فصلت که می‌فرماید: 
(اعْمَلُوا مَا شِئْتُمْ إِنَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ)
«هر چه می‌خواهید انجام دهید که خدا به آنچه می‌کنید بیناست».
و کلمة لِلنَّاسِ دلالت دارد که قرآن برای مردم نازل شده و مردم باید هدایت خود را از آن گیرند. و حضرت علی در دعائی که در جنگ صفین قبل از رفع مصاحف خوانده می‌فرماید: «أسألک أن ترزقنی .... تمسکا بکتابک»، و در دعای یمانی فرموده: «شرفنی بحفظ کتابک»، و در مناجات خود در صحیفة علویه فرموده: «و اصحبنی القرآن و اسکنی الجنان»، و هدایت آن حضرت ببرکت اسلام و قرآن است چنانکه فرموده: «إلهی لو لم تهدنی إلی الإسلام ما اهتدیت و لو لم ترزقنی الإیمان بک ما آمنت». و با وجود آیات قرآن و بیان روشن آن از نقل کلمات آن حضرت بی‌نیازیم چنانکه در آیة 23 همین سوره است که: «يَهْدِي بِهِ مَنْ يَشَاءُ»، یعنی خدا فقط بقرآن هدایت می‌کند نه بغیر آن که ذکر شد. و جملة: اللَّهُ يتَوَفَّى الْأَنْفُسَ حِينَ مَوْتِهَا... دلالت دارد که خواب و مرگ هر دو مانند یکدیگرند در اینکه خدا در هر دو جا قبض روح انسان می‌کند و فرقش این است که در خواب بزودی روح برگردانده می‌شود و در مرگ خیر. آیه 43 الی 46
متن آیه:
أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ شُفَعَاءَ قُلْ أَوَلَوْ كَانُوا لَا يمْلِكُونَ شَيئًا وَلَا يعْقِلُونَ(الزمر/43) قُلْ لِلَّهِ الشَّفَاعَةُ جَمِيعًا لَهُ مُلْكُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ ثُمَّ إِلَيهِ تُرْجَعُونَ(الزمر/44) وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِنْ دُونِهِ إِذَا هُمْ يسْتَبْشِرُونَ(الزمر/45) قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيبِ وَالشَّهَادَةِ أَنْتَ تَحْكُمُ بَينَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يخْتَلِفُونَ(الزمر/46)
ترجمه: آیا غیر خدا را شفیعانی گرفته‌اند، بگو آیا و اگر چه مالک چیزی نباشند و اگر چه این شفیعان تعقل نکنند(43) بگو مخصوص خداست شفاعت تمام آن، ملک اوست آسمان‌ها و زمین سپس به او بازگشت می‌شوید(44) و چون خدا بتنهائی یاد شود منزجر شود دل‌های آنان که به آخرت ایمان ندارند و چون کسانی پست‌تر از خدا یاد شوند آن وقت است که ایشان شاد شوند(45) بگو، ای خدای ایجاد کنندة آسمان‌ها و زمین ای دانای غیب و آشکار تو در میان بندگانت دربارة آنچه در آن اختلاف می‌کرده‌اند داوری می‌کنی(46). 
نکات: یکی از آیاتی که صراحت دارد بر نفی شفاعت غیر خدا و اینکه شفاعت مخصوص خداست همین آیاتست که دلیل آن نیز در آیه ذکر شده که چون ملک آسمان‌ها و زمین مخصوص خداست و کس دیگر حکومتی در آنها ندارد و چون بازگشت همه و مرجع تمام بسوی اوست، پس شفاعت نیز مخصوص اوست، و حضرت امیر(ع) در دعای کمیل می‌فرماید: «اللهم إنی أتقرب إلیک بذکرک و استشفع بک إلی نفسک». مطلب دیگر اینکه ظاهرا مقصود کافران از شفاعت شفاعت بت و غیره در دنیا بوده بخصوص که اعتقاد صحیحی به آخرت نداشتند تا مقصودشان شفاعت در آخرت باشد چنانکه فرموده: اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ، و اتفاقا در زمان ما عده‌ای از بی‌خبران بعنوان شفاعت خواهی در مجالس عبادت در عوض خواندن خدا غیر خدا را یاد کرده و می‌خوانند، در حالی که در آیة 45 این کار را دلیل بر بی‌ایمانی گرفته و می‌فرماید: چون خدا به تنهائی یاد شود منزجرند، و چون خدا را با یکی از انبیاء و یا اولیاء بخوانی شاد می‌گردند. بهر حال در قرآن هیچ آیه‌ای دال بر شفاعت انسانی برای انسان دیگر به آن معنی که خرافاتیان می‌گویند ذکر نشده بلکه بهشت جای پرهیزکاران است چنانکه فرموده «ذَلِكَ جَزَاءُ مَنْ تَزَكَّى» و فرموده: «تِلْكَ الْجَنَّةُ الَّتِي نُورِثُ مِنْ عِبَادِنَا مَنْ كَانَ تَقِيّاً»، ولی تعجب است که با این همه آیات چرا مردم زمان ما بیدار نمی‌شوند و هر کس سخن حقی اظهار کند او را می‌کوبند. آیه 47 الی 49
متن آیه:
وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِنْ سُوءِ الْعَذَابِ يوْمَ الْقِيامَةِ وَبَدَا لَهُمْ مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يكُونُوا يحْتَسِبُونَ(الزمر/47) وَبَدَا لَهُمْ سَيئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِمْ مَا كَانُوا بِهِ يسْتَهْزِئُونَ(الزمر/48) فَإِذَا مَسَّ الْإِنْسَانَ ضُرٌّ دَعَانَا ثُمَّ إِذَا خَوَّلْنَاهُ نِعْمَةً مِنَّا قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ بَلْ هِي فِتْنَةٌ وَلَكِنَّ أَكْثَرَهُمْ لَا يعْلَمُونَ(الزمر/49)
ترجمه: و آنان که ستم کرده‌اند ا