لْكَرْبِ الْعَظِيمِ(الصافات/76) وَجَعَلْنَا ذُرِّيتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ(الصافات/77) وَتَرَكْنَا عَلَيهِ فِي الْآخِرِينَ(الصافات/78) سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ فِي الْعَالَمِينَ(الصافات/79) إِنَّا كَذَلِكَ نَجْزِي الْمُحْسِنِينَ(الصافات/80) إِنَّهُ مِنْ عِبَادِنَا الْمُؤْمِنِينَ(الصافات/81) ثُمَّ أَغْرَقْنَا الْآخَرِينَ(الصافات/82)
ترجمه: و بتحقیق نوح ما را ندا کرد و ما چه خوب جواب دهی بودیم(75) و او و پیروانش را از غصة بزرگ نجات دادیم(76) و فقط ذریة او را باقی گذاشتیم(77) و ذکر خیری برای او در میان آیندگان گذاشتیم(78) سلام بر نوح باد در میان جهانیان(79) حقا که ما بدینگونه نیکوکاران را جزا می‌دهیم(80) حقا که او از بندگان با ایمان ما است(81) سپس ما دیگران را غرق کردیم(82). 
نکات: جملة: ذُرِّيتَهُ هُمُ الْبَاقِينَ، دلالت دارد که کسی پس از طوفان باقی نماند جز ذریة نوح که سه پسر بودند بنام سام و حام و یافث و چهار دختر، و باقی هلاک شدند و یا مردند بدون داشتن نسلی. و جملة: سَلَامٌ عَلَى نُوحٍ دلالت دارد بر استحباب سلام بر آن جناب نمودن که بگوئیم سلام الله علی نوح، ولی نه مانند سلام کردن غالیان و گمراهان زمان ما که به خطاب سلام می‌کنند، بلکه همان طوری که خدا سلام نموده است. آيه 153 الي 157
متن آيه:
يا أَيهَا الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَالصَّلَاةِ إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ(البقرة/153) وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْياءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ(البقرة/154) وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ(البقرة/155) الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ(البقرة/156) أُولَئِكَ عَلَيهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ(البقرة/157)
ترجمه: ای مؤمنین در پیشرفت خودبه صبر و نماز یاری جوئید زیرا خدا با صبرکنندگان است(153). و به آنانکه در راه خدا کشته می‌شوند مردگان مگوئید بلکه ایشان زنده‌اند ولیکن شما درک نمی‌کنید(154) و البته البته شما را به مقداری از ترس و گرسنگی و کمی مالها وتلف جانها و میوه‌ها آزمایش می‌کنیم و به پاداش مژده دِه صابران را(155) آنانکه چون مصیبتی به ایشان رسد گویند ما ملک خدائیم و محققا بسوی او رجوع کننده‌ایم(156) آنان بر ایشان درودها و رحمت است از پروردگارشان و آنان فقط هدایت‌یافتگانند.(157)
نکات: چنانکه در آیة 169 و 170 سورة آل عمران خواهد آمد مقصود از احیاء که در این قبیل آیات ذکر شده حیات عالم دیگر است، نه زنده در عالم دنیا، و این شهداء و سایر پاکان زنده، به زندگی دنیا نیستند زیرا از بدن خارج و به عالم بقاء رفته‌اند، و در عالم فنا نیستند چنانکه خدا فرموده: 
(عِندَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ)(آل عمران: 169)
و در آیة 127 سورة انعام فرموده: 
لَهُمْ دَارُ السَّلَامِ عِنْدَ رَبِّهِمْ (الأنعام/127)
و در آیة 4 سورة انفال فرموده: 
لَهُمْ دَرَجَاتٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَمَغْفِرَةٌ وَرِزْقٌ كَرِيمٌ(الأنفال/4)
و در سورة زمر آیة 34 فرموده: 
لَهُمْ مَا يشَاءُونَ عِنْدَ رَبِّهِمْ (الزمر/34)
و در آیة 19 سورة حدید مطلق مؤمنین را وعده داد و فرموده: 
وَالَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ أُولَئِكَ هُمُ الصِّدِّيقُونَ وَالشُّهَدَاءُ عِنْدَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ (الحديد/19)
 و در سورة البینه آیة 8 فرموده: 
جَزَاؤُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ جَنَّاتُ عَدْنٍ (بینه: 8)
و در آیات دیگری فرموده برای ایشانست اجرشان نزد پروردگارشان (لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ)
که طبق این آیات زنده بودن ایشان، نزد رحمت خدا و در دارالسلام بهشت خواهد بود، نه در دنیا، و به کلی از دنیا بی‌خبرند. بعضی از گویندگان بی‌سواد که از این آیات بی‌خبرند، به غلط می‌گویند که ارواح ایشان در دنیا هستند و از صدای ما و کار ما باخبرند، این سخن ایشان برخلاف آیات إلهی است، و شرح این مطلب درترجمة آیة 32 سورة النحل خواهد آمد. و به اضافه می‌گوئیم زنده بودن شهداء و اولیاء مستلزم علم ایشان به همه چیز و به همه جا نیست، زیرا در زمان زندگی خود در دنیا علم به همه چیز نداشتند. و جملة (إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيهِ رَاجِعُونَ) دلالت دارد که برگشت همه به سوی امر اوست در روز جزاء و کیفر، نه اینکه کسی به او وصل شود، زیرا نفرموده: إنا الیه واصلون، و نفرموده إنا الیه متحدون، پس آنچه عرفا مدعیند جز کفر چیزی نیست.آیه 83 الی 94
متن آیه:
وَإِنَّ مِنْ شِيعَتِهِ لَإِبْرَاهِيمَ(الصافات/83) إِذْ جَاءَ رَبَّهُ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ(الصافات/84) إِذْ قَالَ لِأَبِيهِ وَقَوْمِهِ مَاذَا تَعْبُدُونَ(الصافات/85) أَئِفْكًا آلِهَةً دُونَ اللَّهِ تُرِيدُونَ(الصافات/86) فَمَا ظَنُّكُمْ بِرَبِّ الْعَالَمِينَ(الصافات/87) فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ(الصافات/88) فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ(الصافات/89) فَتَوَلَّوْا عَنْهُ مُدْبِرِينَ(الصافات/90) فَرَاغَ إِلَى آلِهَتِهِمْ فَقَالَ أَلَا تَأْكُلُونَ(الصافات/91) مَا لَكُمْ لَا تَنْطِقُونَ(الصافات/92) فَرَاغَ عَلَيهِمْ ضَرْبًا بِالْيمِينِ(الصافات/93) فَأَقْبَلُوا إِلَيهِ يزِفُّونَ(الصافات/94)
ترجمه: و بتحقیق از پیروان نوح است ابراهیم(83) هنگامی که به پروردگار خود توجه کرد با قلب سالم(84) وقتی که به پدر خود و قوم خود گفت: این چیست که می‌پرستید؟(85) آیا بدروغ خدایانی غیر خدا را می‌خواهید(86) پس گمان شما به پروردگار جهانیان چیست؟(87) پس نظر کرد نظر دقیقی در ستارگان(88) و گفت: حقا که من بیمارم(89) پس از او اعراض کردند در حالی که رو گردانیدند(90) پس پنهانی رو کرد به خدایانشان و گفت: چرا نمی‌خورید(91) چه شده شما را که سخن نمی‌گوئید(92) پس حمله کرد بر ایشان با دست راست (یعنی با کمال قوت)(93) پس مردم به سوی او رو آوردند در حالی که می‌شتافتند(94). 
نکات: ضمیر مِنْ شِيعَتِهِ به نوح بر می‌گردد یعنی حضرت ابراهیم در دین و عقائد و خدا پرستی پیرو نوح بود، و کلمة شِيعَتِهِ در اینجا بمعنی لغوی است نه بمعنی اصطلاحی حزبی که موجب تفرقة میان مسلمین گردد. و متأسفانه این حزبی که خود را شیعه نامیده و آن را آرم خود کرده‌اند، در اصول و فروع پیرو رسول خدا(ص) و علی مرتضی(ع) نیستند! و لغتا نمی‌توان ایشان را شیعه گفت زیرا در اصول و فروع اسلام کم و زیاد کرده‌اند. جملة: إِنِّي سَقِيمٌ را که حضرت ابراهیم فرموده سقم روحی مقصود او بوده زیرا روح او کسل می‌شد چون می‌دید مردم اجماع کرده‌اند بر بت‌پرستی و راه باطل، و لذا روزی که مردم برای عید به خارج شهر می‌رفتند، آن جناب کسالت روحی خود را بهانه کرد، و چون اهل آن زمان ستاره را مؤثر می‌دانستند او نظری به نجوم کرد و فرمود إِنِّي سَقِيمٌ که مردم بپذیرند، و 