فشار آورد و سد از جا کنده شد و سیل تمام مزارع و باغات ایشان را خراب کرد بطوریکه مختصر گز و درخت سدری در آن ماند، و بوستان‌هاشان از بین رفت، خدا این قصه را ذکر کرده برای عبرت بندگان خود که شکرگزار باشند. از رسول خدا(ص) نقل شده که فرمود: «أکرموا الخبز فإنه قد عمل فیه ما بین العرش إلی الأرض و ما فیها من کثیر من خلقه»، یعنی؛ نان را گرامی دارید زیرا برای بدست آمدن آن عوامل سماوی و زمینی و بسیاری از مخلوقات إلهی مؤثر بوده‌اند. و تمام نعمت‌های إلهی را باید چنین دانست و از شکرگزاری غافل نبود و به قوانین إلهی و آیات او پشت نکرد. آیه 18 الی 19
متن آیه:
وَجَعَلْنَا بَينَهُمْ وَبَينَ الْقُرَى الَّتِي بَارَكْنَا فِيهَا قُرًى ظَاهِرَةً وَقَدَّرْنَا فِيهَا السَّيرَ سِيرُوا فِيهَا لَيالِي وَأَيامًا آمِنِينَ(سبأ/18) فَقَالُوا رَبَّنَا بَاعِدْ بَينَ أَسْفَارِنَا وَظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ فَجَعَلْنَاهُمْ أَحَادِيثَ وَمَزَّقْنَاهُمْ كُلَّ مُمَزَّقٍ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآياتٍ لِكُلِّ صَبَّارٍ شَكُورٍ(سبأ/19)
ترجمه: و بین ایشان و بین قریه‌هائی که در آنها برکت نهاده بودیم دهکده‌های نمایان قرار دادیم و برای سیر در آن مقداری قرار دادیم (و گفتیم) شبها و روزها در آنها بحال امن سیر کنید(18) پس گفتند: پروردگارا میان منزل‌های ما فاصله و دوری قرار ده. و به خود ستم کردند پس ایشان را داستان‌ها (برای آیندگان) قرار دادیم و آنان را سخت از هم پراکندیم براستی که در این داستان آیات عبرتی است برای هر صبور شکرگزاری(19). 
نکات: بین قوم سبا که در زیر سد مأرب بودند تا شام که زمین با برکتی است زیرا مملو از أنهار و اشجار است، قریه‌هائی بود آباد که از قریة اول قریة دوم پیدا بود و همچنین در تمام طول راه. نوشته‌اند که از سد مأرب تا شام چهار هزار قریة آباد بود که هر مسافری می‌توانست بی‌زاد و توشه مسافرت کند و احتیاج به حمل زاد و توشه نداشته باشد، زیرا در بین راه به هر قریه‌ای می‌رسید طعام آنجا دسترس بود و هر مسافری بحال أمن مسافرت می‌کرد، نه دزدی و نه درنده‌ای در راه بود، ولی مردم سبأ ناشکری می‌کردند و آرزو داشتند که در راهشان این همه قریه نباشد و مسافرتشان در راه دور و دراز باشد، و حق‌تعالی در اثر ناشکری آبادی‌های ایشان را تبدیل به بیابان کرد و اهالی آنجا همه پراکنده شدند، بعضی شام و فلسطین و بعضی به مدینه و مکه و جاهای دیگر رفتند و ایشان را عبرت برای آیندگان قرار داد. آیه 20 الی 21
متن آیه:
وَلَقَدْ صَدَّقَ عَلَيهِمْ إِبْلِيسُ ظَنَّهُ فَاتَّبَعُوهُ إِلَّا فَرِيقًا مِنَ الْمُؤْمِنِينَ(سبأ/20) وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ إِلَّا لِنَعْلَمَ مَنْ يؤْمِنُ بِالْآخِرَةِ مِمَّنْ هُوَ مِنْهَا فِي شَكٍّ وَرَبُّكَ عَلَى كُلِّ شَيءٍ حَفِيظٌ(سبأ/21)
ترجمه: و بتحقیق شیطان گمان خود را دربارة ایشان تصدیق کرد و جز گروهی از مؤمنین پیروی او کردند(20) و ابلیس را بر ایشان تسلطی نبوده جز برای اینکه مؤمن به آخرت از آنکه به آخرت شک دارد معلوم ما گردد و پروردگارت بر هر چیزی نگهبان است(21). 
نکات: شیطان روزی که آدم را سجده نکرد و مطرود درگاه خدا گشت، قسم خورد و گفت «فَبِعِزَّتِكَ لَأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ»، ولی یقین نداشت که می‌تواند همه را گمراه و یا بیشتر بنی آدم را به کفران بیندازد چنانکه در آیة 17 سورة اعراف گفته بود: «وَلا تَجِدُ أَكْثَرَهُمْ شَاكِرِينَ». اما چون به إغوای بنی آدم پرداخت و ایشان را فریفت اکثرا پیرو او شدند و گمان گمراهی که در بنی آدم داشت مصداق پیدا کرد و گمان خود را راست و درست دانست. و مقصود از: وَمَا كَانَ لَهُ عَلَيهِمْ مِنْ سُلْطَانٍ این است که شیطان تسلطی بر بنی آدم ندارند و نمی‌تواند بزور گمراه کند مگر آنکه کسی باختیار خود شیطان را بر خود تسلط دهد. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:132.xml">آيه 142 الي 211</a><a class="folder" href="w:html:162.xml">آيه 212 الي 251</a></body></html>آیه 22 الی 23
متن آیه:
قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ لَا يمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِنْ شِرْكٍ وَمَا لَهُ مِنْهُمْ مِنْ ظَهِيرٍ(سبأ/22) وَلَا تَنْفَعُ الشَّفَاعَةُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ حَتَّى إِذَا فُزِّعَ عَنْ قُلُوبِهِمْ قَالُوا مَاذَا قَالَ رَبُّكُمْ قَالُوا الْحَقَّ وَهُوَ الْعَلِي الْكَبِيرُ(سبأ/23)
ترجمه: بگو بخوانید کسانی غیر خدا را که گمان کرده‌اید (قابل خواندن می‌باشند) که هم وزن ذره‌ای در آسمان‌ها و زمین مالک نیستند و برای ایشان در آسمان و زمین شرکتی نیست و برای خدا پشتیبانی از ایشان نیست(22) و شفاعت در پیشگاه او سود ندهد مگر برای آنکه إذنی برای او صادر شده باشد تا وقتی که از دل‌های ایشان وحشت برود، گویند پروردگارتان چه گفت گویند حق را گفت و او والا و بزرگست(23). 
نکات: یکی از آیاتی که بطور مذمت امر کرده به خواندن غیر خدا و غیر خدا را مؤثر و مفید برای مخلوق ندانسته این آیات است. و مقصود از جملة الَّذِينَ زَعَمْتُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ، ذوی العقول از ملائکه و أنبیاء مقربین است که به هیچ وجه قابل خواندن نیستند، زیرا آنان یا مالک چیزی شده‌اند از طرف خدا و یا در تأثیر شریک خدایند و یا وزیر و پشتیبان خدایند و یا شفیع و واسطه می‌باشند. مؤثر بودن آنان به این چهار احتمال است و خدا تمام این احتمالات را مردود ساخته. در این صورت تعجب است از آنان که غیر خدا را می‌خوانند و با وجود چنین آیات محکمی متوجه نیستند. در حالی که اولیا با عقیدة آنان مخالفند و شفاعتی که آنان می‌گویند قبول ندارند، و شفاعتی که عوام قائل است که در روز قیامت خدا هیچ کاره شود و حساب شیعیان بدست امامان سپرده شود و آنان هم گناهان ایشان را عفو نمایند تا ایشان داخل بهشت شوند هیچ مدرکی در کتاب خدا که فقط خدا را محاسب می‌داند ندارد، و برای چنین شفاعتی استناد به آیة فوق غلط است. و شفاعت انسانی برای انسان دیگر در روز قیامت به بیانی که ایشان می‌گویند در هیچ آیه‌ای از آیات قرآن ذکر نشده بلکه نفی شده و قرآن همه را در گرو اعمال می‌داند نه آن که خداوند بلحاظ شفیع از قوانین خود صرف نظر کند، علاوه بر این هیچ بشری از اعمال بشر دیگر اطلاع ندارد و در این صورت چطور در قیامت می‌تواند برای او شفاعت کند. بنابراین شفاعت‌هائی که در قرآن آمده در بارة شفاعتی که اینان برای خود در قیامت قائلند و هر جرم و جنایتی را می‌کنند، نیست و به هیچ وجه مطابقت ندارد، اگر شفاعتی در قیامت باشد، همان ابلاغ رحمت برای صالحان و مؤمنان است چنان که در سورة اعراف آیاتی به این موضوع اشاره دارد، بنابراین فقط ایمان صحیح و اعمال صالح و رحمت خدا موجب نجات و رستگاری است، و البته شفاعت و استغفار فردی برای دیگری در دنیا صحیح است و به مؤمنین دستور داده شده که برای یکدیگر ا