 را که بخواهد عفوکند.
مجمع روما 1769م:
در اين مجمع اين قطعنامه صادر شد که «پاپ» از هر گونه گناه، پاک و معصوم است(4).
به اين ترتيب کليسا، بازيچۀ دست حکام وقت بوده و همه وقت آمادۀ لبيک گفتن به خواهشات آنها مي باشد. و مضحک تر از همه اينست که در نصرانيت مقام الوهيت توسط کليسا تعيين مي گردد؟!! هر کسي را که بخواهد به مسند الوهيت مي نشاند، و هرکه را بخواهد ازين مسند کنار ميزند. اين  کشيشان ديني ارائه دادند که نه تنها مخالف نقل  است بلکه مخالف عقل نيز هست. به همين اساس نصاري در اثبات عقائد اساسي شان از قبيل تثليث، ابن الله بودن عيسي، و غفران گناهان و.... هيچ گاهي به عقل استدلال نمي کنند، چون مي دانند که اين مسائل با هر عقلي منافات دارد.
خداوند ميفرمايد: 
﴿وَمَنْ أَظْلَمُ مِمَّنِ افْتَرَى عَلَى اللّهِ کَذِبًا أَوْ کَذَّبَ بِآيَاتِهِ إِنَّهُ لاَ يُفْلِحُ الظَّالِمُونَ﴾ (انعام: 21).
ترجمه: «وکيست ظالمتر از کسيکه بر خدا دروغ بندد، و يا آيات او را تکذيب کند، بلا شک ظالمان رستگار نمی شوند».
يقينا خداوند بر مسلمانان کرم فرموده و ايشان را ديني عطاء کرده است که هيچ مسئله اي در آن با عقل سليم منافات ندارد.

*****
------------------------------------------------------
1) مراجعه شودبه کتاب: هداية الحياري في أجوبة اليهود والنصاري ص: 208، و دراسات في الأديان :ص 154- 160
2) هداية الحياري ص: 211، و دراسات...ص160 ملاحظه شود.
3) دراسات في الأديان ص: 162.
4) به کتاب قبلي ص:162- 163 مراجعه شود.<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:32.xml">فشردۀ مسيحيت</a></body></html><?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:33.txt">عقيده مسيحيت</a><a class="text" href="w:text:34.txt">مسيحيت در سراب ثالوث</a><a class="text" href="w:text:35.txt">استدلال مسيحيان بر تثليث و رد آن</a><a class="text" href="w:text:36.txt">ابطال اقانيم سه گانه</a><a class="text" href="w:text:37.txt">روح القدس يعني چه؟</a><a class="text" href="w:text:38.txt">تثليث بزرگترين انحراف نصرانيت</a><a class="text" href="w:text:39.txt">اتحاد و تجسد</a><a class="text" href="w:text:40.txt">به دار آويخته شدن عيسي</a><a class="text" href="w:text:41.txt">نقد نظريه فداء</a><a class="text" href="w:text:42.txt">پرسشهاي که به پاسخ نياز دارد</a><a class="text" href="w:text:43.txt">محاسبۀ مردم</a></body></html>عقيده مسيحيت را ميتوان در سه چيز خلاصه کرد:
	تثليث و ايمان به سه اقنوم(1).
	تجسد ابن و فرود آمدن او به زمين تا خود را فدا و کفاره ای گناهي سازد که بشريت آنرا از پدر اولي خود به ارث برده است.
	محاسبه مسيح مردمان  در روز محشر.
از خلال مطالعه مجمع هاي کليسائي دانسته شد که هريک از سه اقنوم در ابتداي نشأت نصرانيت مورد خلاف بود، و بعدا توسط دستگاه حاکم که از يک عده اسقف هاي شکم پرست پشتيباني مي کرد، مسائل فوق به تصويب رسيد، و بر ساير نصاري تحميل گرديد.
ما درين بخش به شرح هريک  اين مسائل پرداخته سپس به ابطال آن مي پردازيم.

تثليث يعني چه؟:
مسيحيان تثليث را چنين تفسير مي کنند: «طبيعت الله عبارت از سه اقنوم متساوي مي باشد. يعني: 1- پدر،  2- پسر،  3- روح القدس
و اين هر سه در قدرت و جلال برابر اند»(2).
و اين عقيده را چنين توضيح ميدهند و ميگويند که عقيدۀ تثليث متضمن امور ذيل مي باشد: 
	توحيد الله
	الوهيت اب (پدر)، ابن (پسر) و روح القدس
	أب، ابن، و روح القدس سه اقنوم اند که از ازل تا ابد از يکديگر جدا مي باشند.
اين اقنوم ها اگر در ظاهر سه اند، اما در جوهر يکي اند، و قدرت و توانائي ايشان برابر است.
برخي اعمال لاهوت در کتاب مقدس نسبتش بسوي أب (پدر)، و برخي بسوي ابن(پسر) و برخي هم بسوي روح القدس نسبت داده شده است، مثلا: آفرينش عالم و نگهداشت آن و يکعده اعمال ديگر از قبيل اختيار نمودن و دعوت دادن به سوي إله پدر منسوب است. و بعضي اعمال مثلا کفاره گناهان بشريت شدن بطورخصوص به فرزندش نسبت داده مي‌شود،  و بعضي اعمال ديگر مانند تجديد و تقديس به روح القدس منسوب است» (3).
«بوتر» يکي ديگر از علماي مسيحي در کتاب خود بنام «اصول وفروع» ميگويد: «بايد دانست که در «لاهوت» سه اقنوم وجود دارد که همه در کمالات با هم برابر اند، و اما در نام و وظيفه   جدا از يکديگر اند.
اقنوم اول «پدر» است که مصدر همه اي اشياء مي باشد، و رابطه ميان او و کلمه رابطه شکلي نيست، بلکه حقيقي است.
اقنوم دوم، کلمه (فرزند) است که مسئوليت او اعلان مشيئت خداوندي ميباشد، و او واسطه ميان «پدر» و مخلوق مي باشد، و به او «فرزند خدا» نيز گفته شده است.
اقنوم سوم، روح القدس است که مسئوليت تنوير ارواح بشريت و ترغيب به سوي طاعت خداوند را دارد»(4).
از سخنان فوق دانسته مي شود که مسيحيان در حقيقت سه خدا را در قالب «لاهوت» مي پرستند، چون آنان به صراحت مي‌گويند که سه اقنوم باهم متغاير اند، اگر چه در جوهر، قدامت، و صفات باهم متحد اند. هرگاه اگر مقصود مسيحيان پرستش سه خدا نباشد، پس اين چه معنائي دارد که مي گويند: «هريک وظيفۀ جدا دارند»، و مي گويند: «از ازل تا ابد از يکديگر جدا مي باشند»؟!! در حقيقت اين يک روش احمقانه تعدد پرستي است. زيرا در عقل هيچ نمي گنجد که او ذات يکتا باشد، و در عين حال سه تا باشد، جوهرشان يک ولي از ازل تا ابد ازهم جدا باشند. روح القدس و ابن از پدر سرچشمه گرفته باشد، اما پدر (خدا) را بر پسرش (عيسي)  و بر روح القدس تقدم زماني نه باشد. مضحکه ديگر اينکه مي‌گويند: ارادۀ هر سه جوهر واحد است، و اما مسئوليت هايشان جداجدا است.
﴿کَبُرَتْ کَلِمَةً تَخْرُجُ مِنْ أَفْوَاهِهِمْ إِن يَقُولُونَ إِلَّا کَذِبًا﴾ (الکهف: 5).  «سخنى كه از زبانشان بر مى‏آيد بس گران است، جز دروغ نمى‏گويند».
--------------------------------------------
1) ابن تيميه در مورد تفسير کلمۀ اقنوم ميگويد: اين لفظ در هيچ يک از کتابهاي پيامبران سابق و نه در سخنان شاگردان عيسي (ع) سراغي دارد. بلکه اين لفظ ساختۀ خود نصاري است. اصل اين کلمه يوناني است و معناي «اصل» را ميدهد، به اين اساس، نصاري هنگام تفسير و توضيح اين کلمه با مشکل روبرو مي شوند، گاهي اقانيم را به اشخاص، و گاهي به خواص، و گاهي به صفات، و گاهي به جواهر تفسير ميکنند. و گاهي هم اقنوم را اسم براي ذات و صفت ميگردانند. الجواب الصحيح ..: 3 / 101.
2) تاريخ کتاب مقدس به نقل از : محاضرات في النصرانية ص: 91
3) مراجعه شود به : دراسات في الأديان ص: 167- 168 
4) مراجعه شود به: محاضرات في النصرانية ص: 92 مسيحيان با طرح مسئلۀ تثليث در برابر دو مشکل بزرگ قرار گرفته اند:
 1- چون مسيحيت امتداد يهوديت است، و مسيحيان خود را پابند احکام و مقررات تورات مي دانند، و در تورات چنين دليلي وجود ندارد که از آن تثليث ثابت شود. 
2- مخالفت کلي تثليث (سه گانه بودن) با عقل و فطرت سالم، و چون مسئله تثليث موضوع کاملا متناقض با عقل و نظر است. مسيحيان هيچ گاه در پي اين امر نشده اند که اين مسئله را با استناد از عقل ثابت سازند، و آنها خود تصريح نموده اند که درک اين مسئله جز با نقل به چيزي ديگري امکان ندارد. چنانچه يکتن از مسيحيان بنام وهيب عطاء الله مي نويسد: «تثليث قضيه اي است که با عقل و منطق، حس و 