دَتِهِ) و بر عبادت او شکيبا باش، يعني نفس خود را بر آن استوار گردان و با آن مجاهده کن و عبادت را به کاملترين صورت و در حد توان خويش انجام بده. زيرا پرداختن به عبادت خدا سبب مي شود که آدمي رشتۀ وابستگي اش با همۀ خواسته ها قطع گردد و به عبادت سرگرم شود. چنان که خداوند متعال فرموده است: (ولا تمدن عينيک الي ما متعنا به ازواجا منهم زهره الحيوه الدنيا لتفتنهم فيه) و به زيبايي هاي دنيا که آنان را از آن بهره مند ساخته ايم تا به عذاب و فتنه اشان مبتلا کنيم چشم مدوز و در ادامه مي فرمايد (وامر اهلک بالصلوه و اصطبر عليها) و خانواده ات را به خواندن نماز فرمان ده و بر آن شکيبايي کن. 
(هَلْ تَعْلَمُ لَهُ سَمِيًّا ) آيا براي خداوند همتا و همنام همانندي از ميان مخلوقات مي شناسي؟ و اين است،هام به معني نفي است و عقلاً جواب آن معلوم است، يعني براي خداوند همنام و همتايي نخواهي يافت، و او از همه جهات بي نياز است. و ديگران از هر جهت نيازمنداند، و کامل کسي است که از تمام جهات داراي کمال مطلق است. و غير از او ناقص هستند، و کمالي در آنها يافت نمي شود به جز آنچه که خداوند به آنها بخشيده است. پس اين دليل قاطعي است که بر اين که تنها خداوند سزاوار عبادت و بندگي است، و پرستش و بندگي او حق است و عبادت و پرستش افراد و چيزهاي ديگر باطل مي باشد. بنابراين دستور داد تا تنها و فقط او پرستش شود، و بر آن شکيبايي و مداومت صورت گيرد، زيرا او تنها و يکتا است، و بسيار با عظمت بوده و از نامهاي نيکو برخوردار است.قَالُوا أَرْجِهِ وَأَخَاهُ وَابْعَثْ فِي الْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ گفتند: «او و برادرش را مهلت بده، و افرادي را به تمام شهرهاي [مصر] بفرست تا جادوگران را جمعآوري كنند.
يَأْتُوكَ بِكُلِّ سَحَّارٍ عَلِيمٍ تا هر جادوگر ماهر و دانايي را به نزد تو بياورند.
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ آنگاه جادوگران در ميعاد روزي معين گرد آورده شدند.
وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ و به مردم گفته شد: «آيا شما گرد ميآييد؟».
لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ تا اگر جادوگران پيروز شوند ما از آنان پيروي كنيم.
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ قَالُوا لِفِرْعَوْنَ أَئِنَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَوقتي كه جادوگران آمدند، به فرعون گفتند: «اگر ما چيره شويم آيا پاداشي خواهيم داشت؟».
قَالَ نَعَمْ وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ [فرعون] گفت: «بله! و بيگمان شما آنگاه از مقربان خواهيد بود».
گفتند: موسي و برادرش را مهلت بده، و به تمام شهرهاي مصر افرادي را به همة شهرهايي كه محل دانش و مركز جادو هستند بفرست تا هر جادوگر زبردست و ماهري را جمعآوري نموده و به نزد تو بياورند، زيرا با جادوگر بايد از طريق جادو مبارزه كرد.
و اين لطف الهي بود كه خداوند خواست بندگانش باطل بودن آنچه فرعون نادان و گمراه مردم را بدان فريب داده بود مشاهده كنند. بنابراين آنها را واداشت تا جادوگران و ساحران ماهر را جمعآوري كنند و در حضور او مجلس بزرگي منعقد شود و در آنجا حق بر باطل چيره شده و اهل دانش و فن به صحت و درستي آنچه موسي آورده است اقرار نمايند. پس فرعون به رأي و نظر آنها عمل كرد، و افرادي را براي گردآوري جادوگران به شهرها فرستاد و او در اين كار با جديت عمل كرد. 
فَجُمِعَ السَّحَرَةُ لِمِيقَاتِ يَوْمٍ مَّعْلُومٍ آنگاه جادوگران در ميعاد روزي معين گردآوري شدند. در روزي كه موسي به آنها وعده داده بود، و آ» روز جشن بود، و آنها از كارهايشان دست كشيده و بيكار بودند، جادوگران گرد آورده شدند. وَقِيلَ لِلنَّاسِ هَلْ أَنتُم مُّجْتَمِعُونَ يعني از عموم مردم خواسته شد تا در روز موعود گرد آيند. لَعَلَّنَا نَتَّبِعُ السَّحَرَةَ إِن كَانُوا هُمُ الْغَالِبِينَ تا اگر جادوگران پيروز شدند ما از آنان پيروي كنيم. يعني به مردم گفتند: جمع شويد تا پيروزي جادوگران را بر موسي مشاهده كنيد، و آنها در كار خود ماهرند، پس، از آنها پيروي ميكنيم، و آنان را گرامي و بزرگ ميداريم و ارزش دانش سحر را در خواهيم يافت. پس اگر آنان بر حق بودند، ميگفتند: تا ما از آنهايي كه در ميان آنان اهل حق هستند، پيروي نماييم و راه راست را بشناسيم. بنابراين رويارويي موسي و جادوگران و شكست ساحران براي آنها فايدهاي نداشت جز اينكه حجت بر آنان اقامه گرديد.
فَلَمَّا جَاء السَّحَرَةُ وقتي جادوگران آمدند و به نزد فرعون رسيدند به او گفتند: أَينَّ لَنَا لَأَجْرًا إِن كُنَّا نَحْنُ الْغَالِبِينَ اگر ما موسي را شكست دهيم و بر او چيره شويم آيا پاداشي خواهيم داشت؟
قَالَ نَعَمْ فرعون گفت: آري! شما مزد و پاداش خواهيد داشت، وَإِنَّكُمْ إِذًا لَّمِنَ الْمُقَرَّبِينَ به علاوه، در صورت پيروزي بر او از مقربان دربارم خواهيد بود. فرعون به آنان وعدة پاداش و مقرب بودن را داد تا نشاط آنها بيشتر شود و تمام توانايي خود را براي مخالفت و مبارزه با موسي به كار گيرند.
وقتي در موعد مقرر آنها و موسي و مردم مصر جمع شدند، موسي آنان را اندرز داد و به آنان فرمود: ويلكم لا تفتروا علي الله كذبا فيسحتكم بعذاب و قد خاب من افتري واي بر شما! بر خداوند دروغ نبنديد، كه با عذابي [سخت] شما را نابود خواهد كرد. و هر كس به خدا دروغ نسبت دهد ناكام است. پس آنها با يكديگر به كشمكش و جروبحث پرداختند، سپس فرعون آنها را تشويق كرد، و خودشان نيز يكديگر را تشويق كردند.قَالَ لَهُم مُّوسَى أَلْقُوا مَا أَنتُم مُّلْقُونَ موسي به آنان گفت: «آنچه را كه ميخواهيد بيفكنيد، بيفكنيد».
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ پس آنان ريسمانها و عصاهايشان را افكندند و گفتند: «به بزرگي فرعون قسم! بيگمان ما چيره و پيروزيم».
فَأَلْقَى مُوسَى عَصَاهُ فَإِذَا هِيَ تَلْقَفُ مَا يَأْفِكُونَ آنگاه موسي عصايش را انداخت، ناگهان [اژدهايي شد كه] ساختههاي آنان را بلعيد.
فَأُلْقِيَ السَّحَرَةُ سَاجِدِينَ پس جادوگران سجدهكنان بر زمين افتادند.
قَالُوا آمَنَّا بِرَبِّ الْعَالَمِينَ گفتند: «به پروردگار جهانيان ايمان آوردهايم».
رَبِّ مُوسَى وَهَارُون َپروردگار موسي و هارون.
موسي به جادوگران گفت: هر هنري كه داريد عرضه كنيد، و موسي آنها را مقيد به افكندن چيز مخصوص نكرد، چون يقين داشت چيزي كه آنها براي مبارزه و مخالفت با حق آوردهاند باطل و پوچ است.
فَأَلْقَوْا حِبَالَهُمْ وَعِصِيَّهُمْ جادوگران ريسمانها و عصاهايشان را به زمين انداختند، ناگهان به مارهايي تبديل شدند كه راه ميرفتند، و آنها با اين كار چشمان مردم را جادو كردند. وَقَالُوا بِعِزَّةِ فِرْعَوْنَ إِنَّا لَنَحْنُ الْغَالِبُونَ و گفتند: به ياري و كمك فرعون ما چيره و پيروزيم. پس آنها از قدرت بندهاي ضعيف و ناتوان كه فقط طغيان كرده و لشك