َ رَبَّنَا اصْرِفْ عَنَّا عَذَابَ جَهَنَّمَ و كساني كه ميگويند: پروردگارا! با مصون داشتنمان از اسباب عذاب و آمرزش خطاهايي كه از ما سر زده وباعث عذاب ميگردد، عذاب دوزخ را از ما دو بدار، إِنَّ عَذَابَهَا كَانَ غَرَامًا بيگمان عذاب دوزخ گريبانگير هر كس گردد ملازم وي خواهد بود همانگونه كه طلبكار ملازم بدهكار ميباشند.
إِنَّهَا سَاءتْ مُسْتَقَرًّا وَمُقَامًا بيگمان دوزخ بدترين قرارگاه وجايگاه است.
اين سخن را به حالت شيون و زاري به درگاه پروردگارشان ابراز داشته، و شدت نيازمندي خويش را بيان ميدارد و ميگويند: توانايي تحمل اين عذاب را نداريم. پس بايد منت و احسا الهي را به ياد بياورند، زيرا دوركردن عذاب به اندازة سختي و شدت آن دشوار است، و دور شدن آن بسي ماية شادي است.
وَالَّذِينَ إِذَا أَنفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا و كساني كه به هنگام پرداخت نفقات واجب يا مستحب از حد نميگذرند؛ نه ولخرجي ميكنند و نه بخل ميورزند، وَكَانَ بَيْنَ ذَلِكَ قَوَامًا و انفاق و خرجكردن آنها در ميان اسراف و بخل قرار دارد، و ميانهروي و اعتدال را رعايت ميكنند.
نفقات واجب از قبيل زكات و كفارهها را ميپردازند، و در جاي مناسب و به صورت مناسب خرج ميكنند بدون اينكه به خود يا ديگران زياني برسانند، و اين حاكي از اعتدال و ميانهروي آنهاست. والذين لا يدعون مع الله الها اخر و كساني كه همراه با الله معبود ديگري را به فرياد نميخوانند، و پرستش نميكنند، بلكه فقط او را ميپرستند، و دين و عبادت را تنه و خالصانه براي او انجام ميدهند، و فقط به او روي آورده و از غير او روي گردانند.
و لا يقتلون النفس الَّتِي حَرَّمَ اللَّهُ و انساني را كه خداوند خونش را حرام كرده است نميكشند. و آن انسان مسلمان يا كافري است كه با مسلمانها پيمان دارد إِلَّا بِالْحَقِّ جز به حق نميكشند، مانند كشتن يك انسان به خاطر اينكه انساني ديگر را كشته، و كشتن فرد متأهلي كه زنا كرده، و كشتن كافري كه قتل او جايز و حلال است.
وَلَا يَزْنُونَ و زنا نميكنند، بلكه شرمگاههايشان را حفاظت مينمايند، مگر بر همسرانشان و يا كنيزاني كه در ملك يمين آنها هستند. وَمَن يَفْعَلْ ذَلِكَ يَلْقَ أَثَامًا و هر كس يكي از اين كارها يعني شرك ورزيدن به خدا، يا كشتن انساني كه خداوند كشتن او را حرام نموده، يا زنا را انجام دهد به كيفر دشواري گرفتار خواهد شد.
سپس كيفر را چنين تفسير نمود: يُضَاعَفْ لَهُ الْعَذَابُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَيَخْلُدْ فِيهِ مُهَانًا پس هر كس كه همة اين كارها را انجام دهد شكي در آن نيست كه براي هميشه در جهنم جاودانه ميماند و نيز هر كس براي خداوند شريك قرار دهد براي هميشه در عذاب ميماند. و همچنين كسي كه يكي از اين كارها را انجام دهد به عذاب سختي تهديد شده است، چون او يا مرتكب شرك گشته و يا اينكه يكي از بزرگترين گناهان را انجام داده است.
اما جاودانه بودن قاتل و زناكار در عذاب به اين معني نيست كه به طور ابدي در عذاب ميماند، چون نصوص قرآني و سنت نبوي بر اين دلالت مينمايند كه همة مومنان از جهنم بيرون خواهند آمد و هيچ مؤمني براي هميشه در آن باقي نخواهد ماند، هر چند مرتكب هر گناهي شده باشد. و خداوند اين سه گناه را به صراحت نام برد چون اينها بزرگترين گناهان هستند؛ شرك باعث فساد اديان است و قتل باعث تباهي انسانهاست، و زنا آبرو و ناموس را به تباهي ميكشد.
إِلَّا مَن تَابَ مگر كسي كه از اين گناهان و ديگر گناهها توبه نمايد، به اين صورت كه فوراً از آنها دست بكشد و به خاطر گناهاني كه در گذشته انجام داده است پشيمان شود، و تصميم قاطع بگيرد كه دوباره آنها را انجام ندهد، وَآمَنَ و به خداوند ايماني درست داشته باشد، ايماني كه ترك گناهان و انجام اطاعت را اقتضا مينمايد.
وَعَمِلَ عَمَلًا صَالِحًا و عمل صالح انجام دهد، و كارهايي بكند كه شارع به آنها فرمان داده است، به شرطي كه هدفش از انجام اين اعمال رضايت خداوند باشد.
فَأُوْلَئِكَ يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ اين گروه، كارها و اقوال آنان كه آمادگي آن را داشت تبديل عمل زشت شود، به عمل نيك مبدل ميگردد، بنابراين شرك آنان به ايمان و معصيتشان به طاعت تبديل ميگردد. همچنين عين گناه و بديهايي كه كردهاند و از آن توبه نموده و به سوي خدا بازگشتهاند، به نيكي تبديل ميشود. همانطور كه از ظاهر آيه چنين بر ميآيد.
و در اين مورد حديثي وارد شده است مبني بر اينكه خداوند مردي را به خاطر برخي از گناهانش بازخواست نمود، و گناهانش را برشمرد، سپس به جاي هر بدي به او يك نيكي داد. پس آن مرد گفت: «پروردگارا! من بديهايي دارم كه اينجا آنها را نميبينم». والله أعلم.
وَكَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِيمًا و خدا براي هر كس كه توبه نمايد آمرزنده است، و گناهان بزرگ را ميآمرزد، و به بندگانش مهربان است، زيرا خداوند پس از آنكه با ارتكاب گناهان بزرگ به مبارزه بر او برخاستند آنان را به توبه فرا خوانده، و آنها را براي توبه توفيق داده و آنگاه توبهاشان را ميپذيرد.
وَمَن تَابَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتَابًا و هر كس توبه كند و كار شايسته انجام دهد همانا كه او به سوي خدا باز ميگردد. يعني بايد بداند كه توبهاش در نهايت كمال است، چون توبه به معني بازگشت به راهي است كه انسان را به خدا ميرساند، و رسيدن به خدا عين سعادت و بندگي و رستگاري است. و بايد خالصانه توبه نمايد و آن را از شائبهها و اهداف فاسد دور نگاه دارد. پس مقصود از اين تشويق، تكميل كردن توبه است، و بايد به بهترين شيوه راه توبه را بپويد تا به خدايي برسد كه همه به سوي او باز ميگردند و آنگاه بر اساس ميزان تكامل توبهاش مزدش را ميدهد.
وَالَّذِينَ لَا يَشْهَدُونَ الزُّورَ و كساني كه بر دروغ و باطل حاضر نميشوند، و در مجالس دروغگويي و معاصي شركت نميكنند. «زور» يعني گفتار و كردار ناجايز و حرام، پس اينها از تمامي مجالسي كه مشتمل بر گفتار يا كردار حرام است پرهيز ميكنند، مانند مسخره كردن آيات خدا، جدال به وسيلة باطل، غيبت، سخن چيني، دشنام دادن، تهمت زدن، مسخره كردن، اواز حرام، نوشيدن شراب، و استفاده از فرش ابريشمي، عكسها و امثال اينها پس چون در مجالس دروغگويي و گناه شركت نميكنند، خودشان به طريق اولي دروغ نميگويند. و گواهي دروغين در «قول زور» داخل است. وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْوِ لغو سختي است كه هيچ فايدة ديني و دنيوي ندارد، مانند سخن سبكسران و بيخردان. بندگان خاص خدا چون از كنار كار و سخن بيهوده بگذرند مَرُّوا كِرَامًا بزرگوارانه ميگذرند. يعني خودشان را از آن دور ميدارند، و در آن فرو نميروند، و به آن نميپردازند. البته چنانچه پرداختن به آن گناه نيز نباشد، نشانة بيخردي و خلاف شأن مروت است. پس آنها خودشان را از آن دور ميدارند.
و گفته الهي وَإِذَا مَرُّوا بِاللَّغْو اشاره به اين است كه آنها قصد حضور در محافل و اماكني را ندارند 