تي آشكار نكنند، و چنانچه پاكدامني ورزند برايشان بهتر است، و خداوند شنواي داناست. وَالْقَوَاعِدُ مِنَ النِّسَاء و زنان از كار افتادهاي كه به سن و سال نازايي رسيده و ميل زناشويي و جاذبة جنسي را كاملاً از دست دادهاند، اللَّاتِي لَا يَرْجُونَ نِكَاحًا آناني كه ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج ندارند، و كسي نيز ميل ازدواج با آنها را ندارند، چون زنان پير و سالخوردهاي هستند كه نه خودشان ميل جنسيدارند و نه ديگران با اين ديد به آنان نگاه ميكنند، يا قيافة زشتي دارند كه كسي با ديدن آنها تحريك نميشود. فَلَيْسَ عَلَيْهِنَّ جُنَاحٌ أَن يَضَعْنَ ثِيَابَهُنَّ [اينان] اگر لباسهاي خود را از قبيل روسري كه خداوند به زنان دستور داده است آن را بپوشند وليضربن بخمرهن علي جيوبهن [و بايد روسريهايشان را بر گريبانهايشان فرو گذارند] بيرون بياورند گناهي بر آنان نيست.
چنين زناني ميتوانند چهرههايشان را ظاهر نمايند، چون خطري براي ابتلاي آنان و ديگران به فتنه وجود ندارد. و از آنجا كه بيان شد چنانچه لباسهايشان را فرو نهند گناهي بر آنان نيست، گمان آن ميرود كه پيرزن ميتواند هر كاري را انجام دهد، براي دفع اين توهم فرمود: غَيْرَ مُتَبَرِّجَاتٍ بِزِينَةٍ در صورتي كه زينتي آشكار نكنند، مانند اينكه خويشتن را با پوشيدن لباسهاي زيبا بيارايند- گرچه روي خود را بپوشانند- و يا پايكوبي كنند، تا آنچه از زينتشان كه پنهان ميدارند آشكار شود زيرا صرف خودآرايي زن با پوشيدن لباس- هر چند كه محجبه هم باشد و صورت خود را نيز بپوشاند و از آن دسته از زنان نيز نباشد كه ديگران نسبت به او تمايل از خود نشان دهند- سبب فتنه خواهد شد و مرد را دچار حرج و وسوسههاي شيطاني ميگرداند. وَأَن يَسْتَعْفِفْنَ خَيْرٌ لَّهُنَّ و اگر پاكدامني ورزند برايشان بهتر است. استعفاف يعني عفت پيشهكردن، و اينكه آدمي با انجام اموري كه به پاكدامني ميانجامد از قبيل ازدواج و دوري از چيزهايي كه از آن بيم گناه ميرود. وَاللَّهُ سَمِيعٌ عُليِم و خداوند شنوا است و همة صداها را ميشنود، و آگاه است و همة نيتها و مقاصد را ميداند. پس زنان بايد از هر گفتار و نيت فاسدي پرهيز كنند، و بدانند كه خداوند آنها را به خاطر گفتارها و نيتهاي فاسدشان مجازات خواهد كرد.لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ أَوْ صَدِيقِكُمْ لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُلُوا جَمِيعًا أَوْ أَشْتَاتًا فَإِذَا دَخَلْتُم بُيُوتًا فَسَلِّمُوا عَلَى أَنفُسِكُمْ تَحِيَّةً مِّنْ عِندِ اللَّهِ مُبَارَكَةً طَيِّبَةً كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون بر كور گناهي نيست، و بر لنگ [هم] گناهي نيست بر بيمار [نيز] بر خودتان گناهي نيست، كه از خانههاي فرزندان خود، يا خانههاي پدران، مادران، برداران، خواهران،عموها، عمهها، داييها و خالههاي خود و يا آن [خانههايي] كه كليدشان را در اختيار داريد، يا خانههاي دوستانتان غذا بخوريد. همچنين بر شما گناهي نيست كه به طور دستهجمعي و يا جداگانه خوراك تناول نمائيد. پس چون به خانهها در آييد بر خويش به درودي مبارك و پاكيزه كه رسمي است الهي سلام گوييد. خداوند بدينسان آيات [خود] را برايتان روشن ميسازد تا خرد ورزيد.
خداوند متعال از منت و احسان خويش بر بندگانش خبر ميدهد و بيان ميدارد كه دين را براي آنان دشوار و مشكل نكرده است بلكه آن را بينهايت ساده و آسان نموده است. پس فرمود: لَيْسَ عَلَى الْأَعْمَى حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْأَعْرَجِ حَرَجٌ وَلَا عَلَى الْمَرِيضِ حَرَجٌ بر كور و لنگ و بيمار گناهي نيست امور واجبي را ترك كنند كه انجام آن جز براي افراد بينا و افرادي كه پاهايشان سالم است و افرادي كه مريض نيستند ممكن نميباشد، مانند جهاد در راه خدا و امثال آن كه بر لنگ و كور و بيمار واجب نيست. و خداوند متعال به خاطر اين مفهوم كلي كه بيان نموديم سخن را در اين مورد به طور مطلق و بدون قيد بيان كرد. اما وَلَا عَلَى أَنفُسِكُمْ همچنين بر شما گناهي نيست- را به أَن تَأْكُلُوا مِن بُيُوتِكُمْ – كه از خانههاي فرزندانتان غذا بخوريد- مقيد نمود، و اين مطابق با حديث صحيحي است كه پيامبر (ص) فرموده است أنت و مالك لابيك تو و مالت از آن پدرت ميباشيد. إن اطيب ما أكلتم من كسبكم وإن اولادكم من كسبكم» بيگمان بهترين چيزي كه ميخوريد همان است كه حاص دسترنج خودتان ميباشد، و فرزندانتان درآمد شما ميباشند.
و منظور از منِ بْيْوتكم خانة انسان نيست، چون چنين مفهومي بيان يك امر بديهي، و تحصيل حاصل است كه كلام الهي منزه و بدور از اين گونه امور است، و چون در اينجا گناه نبودن چيزهايي بيان شده است كه گمان آن ميرود گناه ميباشند. اما خانة شخصي انسان كوچكترين گماني نميرود كه خوردن از آن گناه باشد.
 أَوْ بُيُوتِ آبَائِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أُمَّهَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ إِخْوَانِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخَوَاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَعْمَامِكُمْ أَوْ بُيُوتِ عَمَّاتِكُمْ أَوْ بُيُوتِ أَخْوَالِكُمْ أَوْ بُيُوتِ خَالَاتِكُمْ و نيز بر شما گناهي نيست كه از خانههاي پدران،مادران، برادران، خواهران، عموها، عمهها، دائيها و خالههاي خود بخوريد. و اينها معروف و شناخته شده هستند. أَوْ مَا مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ و يا از خانههايي بخوريد كه كليدهاي آن را در اختيار داريد. يعني خانههايي كه شما به نمايندگي و وكالت از صاحبانشان در آن تصرف مينماييد، يا به عنوان سرپرست آن تعيين شدهايد. اما تفسير مَلَكْتُم مَّفَاتِحَهُ بلكه گفته ميشود: «ملكتموه» يا «ملكت أيمانكم» چون آنها مالك تمام آن هستند، نه انيكه فقط كليد آن در اختيار داشته باشند.
دوم اينكه: خانة بردهها چيزي جدا از خانة انسان نيست، زيرا برده و تمامي دارايياش از آن آقا و صاحب وي ميباشد. پس نيازي به بيان اين نكته نيست كه خوردن از خانة او گناه نميباشد.
أَوْ صَدِيقِكُمْ و نيز بر شما گناه نيست كه از خانههاي دوستانتان غذا بخوريد. و خوردن بدون اجازه از اين خانهها گناه نيست. و حكمت آن از سياق آيه معلوم است، زيرا طبق عادت و عرف و به خاطر خويشاوندي و يا دوستي،آدمي اجازه دارد از خانة نامبردگان بخورد. و اگر اتفاق افتاد كه يكي از اينها اجازه نداد كه از خانهي وي غذا خورده شود و بخل ورزيد، نبايد آن غذا خورده شود، و چنانچه خورده شود،حرام است، چرا كه حكمت مقتضي آن است و معناي آيه نيز بيانگر همين مطلب است.
لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَن تَأْكُ