 به زمين بازمي گرداند. « وَيُخْرِجُكُمْ إِخْرَاجًا» و بعد شما را به گونه عجيبي براي حشر و رستاخيز از زمين بيرون مي آورد. پس زندگي و مرگ و رستاخيز به دست اوست. 
« وَاللَّهُ جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ بِسَاطًا»  و خداوند زمين را براي بهروزي شما پهن و آماده قرار داده است. 
« لِتَسْلُكُوا مِنْهَا سُبُلًا فِجَاجًا» تا از راه هاي فراخ و گسترده آن بگذريد. پس اگر خداوند زمين را گسترده و فراخ نمي کرد راهي در آن نبود و آسمان ها نمي توانستند آن را شخم بزنند و در آن نهال بکارند و کشاورزي نمايند و بر روي آن خانه بسازيد و به آرامي بنشينند.
« قَالَ نُوحٌ» نوح با شکايت به درگاه پروردگارش گفت: سخن و موعظه و اندرز در مورد آن ها سودمند نگرديد، « رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنِي» پروردگارا! آن ها از من نافرماني کردند.« وَاتَّبَعُوا مَن لَّمْ يَزِدْهُ مَالُهُ وَوَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا» و از کسي پيروي نمودند که مال و فرزندش جز زيان چيزي به او نيافزوده است. يعني از پيامبر که خيرخواه و راهنماي ِ به سوي خوبي و خير بود سرپيچي کردند و از سران و اشرافي که اموال و فرزندانشان جز زيان و هلاکت به آن ها چيزي نيافزود اطاعت نمودند. پس چگونه خواهند بود کساني که مطيع آنان گشتند و از آنان پيروي نمودند!وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا مکر کردند مکري  بزرگ
وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا و گفتند : خدايانتان  را وا مگذاريد  ود و سواع  و يغوث  و يعوق  و نسر  راترک  مکنيد.
وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا بسياري  را گمراه  کردند و تو جز بر گمراهي  ستمکاران  ميفزاي.
مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا فَأُدْخِلُوا نَارًا فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا به  کيفر گناهانشان  غرقه  شدند و به  آتش  رفتند و جز خدا براي  خود ياري ، نيافتند.
« وَمَكَرُوا مَكْرًا كُبَّارًا» و آن سران براي مخالفت با حق مکري بزرگ ورزيدند. « وَقَالُوا لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ» سران کفر با دعوت کردن آن ها به سوي شرک و زيبا جلوه دادن آن گفتند:  معبودانتان را رها نکنيد، پس آن ها را به تعّصب بر شرکي که بودند فراخواندند و از آن ها خواستند تا معبوداني را که پدران و نياکانشان بر آن بوده اند رها نکنند. سپس معبودان آن ها را مشخص کردند و گفتند:« لَا تَذَرُنَّ آلِهَتَكُمْ وَلَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَلَا سُوَاعًا وَلَا يَغُوثَ وَيَعُوقَ وَنَسْرًا» وّد و سواع و يغوث و يعوق و نسر را رها نکنيد. اين ها نام هاي مردان صالحي بود که وقتي مردند شيطان براي قومشان اين را آراست که  تمثال هايشان را درست کنند، تا وقتي که عکس ها و تمثال هاي آنان را مي بينند براي عبادت قوّت بگيرند. سپس روزگاري طولاني گذشت و نسلي ديگر آمد و شيطان به اين ها گفت پدرانتان اين تمثال ها را عبادت مي کردند و به آن ها توسل مي جستند. 
و به وسيله ي اين ها باران بر آنان مي باريده است. پس اينان بت ها و مجسمّه ها را پرستش کردند. بنابراين سران و اشرافشان پيروان خود را توصيه کردند که عبادت اين بت ها را رها نکنند. 
«  وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيرًا» سران و بزرگان با دعوت خود بسياري از مردم را گواه کرده اند. « وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلَالًا» و جز گمراهي بر کافران ميفزاي. يعني اگر انحراف آنها موقعي که ايشان را دعوت مي کردم به سوي حق مي بود، چنين انحرافي مصلحت بود، اما آنها با دعوت سران و بزرگانشان جز گمراهي عايدشان نشد. بنابراين خداوند عذاب و عقوبت دنيوي و اخروي آن ها را بيان کرد و فرمود:« مِمَّا خَطِيئَاتِهِمْ أُغْرِقُوا» آن ها به سزاي گناهانشان در دريا که آن ها را از هر سو احاطه کرده بود غرق شدند. 
« فَأُدْخِلُوا نَارًا» پس جشم هايشان در آب غرق شد و ارواح آن ها وارد آتش گرديد. و اين همه به خاطر گناهانشان بود، پيامبرشان نزد آن ها آمد و آن ها را هشدار داد و آن ها را از عاقبت بد گناهان خبر داد اما آن ها گفته هاي پيغمبر خود را نپذيرفتند تا اين که عذاب آن ها را فرا گرفت.
« فَلَمْ يَجِدُوا لَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ أَنصَارًا» پس در برابر خداوند ياوراني نيافتند که آن ها را هنگام فرود آمدن عذاب ياري کند و هيچ کسي نبود که جلوِ قضا و تقدير الهي را بگيرد.وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا و نوح  گفت  : اي  پروردگار من  ، بر روي  زمين  هيچ  يک  از کافران  را مگذار،
إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا که  اگر بگذاريشان  ، بندگانت  را گمراه  مي  کنند و جز فرزنداني  فاجر و  کافر نياورند.
رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا  اي  پروردگار من  ، مرا و پدر و مادرم  را و هر که  را با ايمان  به  خانه   من وارد شود و نيز مردان  مؤمن  و زنان  مؤمن  را بيامرز و ستمکاران  را جز به   هلاکتشان  ميفزاي.
«وَقَالَ نُوحٌ رَّبِّ لَا تَذَرْ عَلَى الْأَرْضِ مِنَ الْكَافِرِينَ دَيَّارًا» و نوح گفت: پروردگارا! بر روي زمين هيچ کسي را مگذار که حرکت کند. او علّت درخواست نابودي آن ها را ذکر کرد و گفت:« إِنَّكَ إِن تَذَرْهُمْ يُضِلُّوا عِبَادَكَ وَلَا يَلِدُوا إِلَّا فَاجِرًا كَفَّارًا» اگر آنان را بگذري بندگانت را گمراه مي سازند و جز فرزندان بدکار و کافر و سرسخت به دنيا نمي آورند . يعني باقي ماندن آن ها باعث تباهي خودشان و ديگران مي شود. 
نوح بدان خاطر اين سخن را گفت که بسيار با آن ها سروکار داشت و آنها را مي شناخت و اخلاق آنان را مي دانست بنابراين مي دانست که به سبب اعمالشان چنين چيزي به وجود مي آيد. بنابراين خداوند دعايش را پذيرفت و همه آنان را غرق کرد و نوح و مومناني را که همراهش بودند نجات داد.
« رَبِّ اغْفِرْ لِي وَلِوَالِدَيَّ وَلِمَن دَخَلَ بَيْتِيَ مُؤْمِنًا» اين ها را به طور ويژه بيان کرد چون حقشان بيشتر و مقدّم تر است. سپس به طور عام دعا کرد و گفت:« وَلِلْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ وَلَا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا تَبَارًا  » و زنان و مردان مومن را بيامرز و ستمکاران را چيزي جز هلاکت و نابودي و نابودي و زيان ميفزاي. 
پايان تفسير سوره ي نوحوَلَقَدْ آتَيْنَا مُوسَى وَهَارُونَ الْفُرْقَانَ وَضِيَاء وَذِكْرًا لِّلْمُتَّقِينَ و همانا به موسي و هارون فرقان و روشنايي و پندي براي پرهيزگاران داديم.
الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُم بِالْغَيْبِ وَهُم مِّنَ السَّاعَةِ مُشْفِقُونَ کساني که در نهان از خداوند مي ترسند و آنان از قيامت هراس کنند. 
وَهَذَا ذِكْرٌ مُّبَارَكٌ أَنزَلْنَاهُ أَفَأَنتُمْ لَهُ مُنكرُونَ و اين [قرآن] پند با برکتي است که آن را نازل کرده ايم، آيا شما 