 ريشخند مي گيرند [و مي گويند]: آيا اين همان کسي است که معبودانتان را [به بدي] ياد مي کند؟ و آنان ياد [خداوند] رحمان را انکار مي کنند و به آن ايمان ندارند. 
خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ سَأُرِيكُمْ آيَاتِي فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ انسان از شتاب آفريده شده است. نشانه هاي خود را به شما خواهيم نمود، پس به شتابم نيازنداريد و عجله نکنيد. 
وَيَقُولُونَ مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ و مي گويند: «فرا رسيدن اين وعده کي خواهد بود اگر راست مي گوييد».
لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ اگر کافران مي دانستند هنگامي که نمي توانند آتش را از پس و پيش خود باز دارند و آنان ياري نمي گردند، [در رابطه با آمدن عذاب شتاب نمي ورزيدند].
بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ بلکه [آتش] ناگهان به سراغ ايشان مي آيد، و آنگاه حيرانشان مي سازد، و نمي توانند آن را دفع کنند، و بديشان مهلت داده نمي شود. 
وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون و به راستي پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفته اند، پس عذابي که مسخره کنندگان آن را به شوخي گرفته بودند ايشان را فرا گرفت. 
و اين ناشي از شدت کفرشان است، زيرا مشرکان وقتي پيامبر عليه السلام را مي ديدند او را به استهزاء و تمسخر گرفته و مي گفتند: (أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ) آيا اين همان کسي است که خدايان شما عيب جويي و بدگويي مي کند؟ به گمان خود وي را ناچيز و حقير مي انگاشتند که خدايان آنان را مذمت مي کند. پس توصيه مي کردند که به او توجه نکنند. 
اين گونه پيامبر را مسخره کرده و او را تحقير مي کردند، با اينکه پيامبر در اوج کمال و انسانيت قرار داشت، و او کاملترين و برترين انسان بود. يکي از خوبي ها و فضيلت هايش اين بود که يکتاپرست بود و عبادت را فقط براي خداوند انجام مي داد و هر آنچه را که با خدا پرستش مي شد مذمت و نکوهش کرده و جايگاه و مقام پست آن را بيان نموده است. 
در حقيقت اين کافران بايد مورد تمسخر قرار بگيرند و تحقير شوند که تمام رفتارها و عادتهاي زشت و ناپسنتد را دارا هستند، و براي زشتي و فساد کاري آنان همين بس که به پروردگار جهانيان کفر ورزيدند و رسالت پيامبران را نپذيرفتند. آنان در بهترين حالتشان که عبارت از ذکر و ياد خداوند مهربان است، کفر مي ورزند، زيرا خداوند را ياد نمي کنند، و به او ايمان نمي آورند مگر اينکه چيزهايي را انباز و شريک او سازند، پس اگر ذ کر و يادشان کفر و شرک باشد ديگر احوالشان چگونه خواهد بود؟ بنابراين فرمود: (وَهُم بِذِكْرِ الرَّحْمَنِ هُمْ كَافِرُونَ) آنان از پيامبر عليه السلام ايراد مي گيرند و او را مورد استهزا قرار مي دهند، در حالي که آنان خداوند رحمان را ياد نمي کنند و به او و وحدانيتش کفر مي ورزند و  اصلاً وي را باور ندارند. 
و بيان اسم (الرَّحْمَنِ) در اينجا مبين زشتي حالت کافران است ، زيرا به خداوند مهربان که همۀ نعمتها را سرازير نموده و بلاها را دور کرده است، و تمامي نعمات بندگان از جانب اوست و بدي را جز او کسي دور نمي نمايد کفر و شرک مي ورزند.
(خُلِقَ الْإِنسَانُ مِنْ عَجَلٍ) انسان آن چنان شتابگر است که انگار از شتاب آفريده شده است. آدمي موجود عجول است و با شتاب به سوي هر کاري مي رود و در انجام آن شتاب مي ورزد، پس مومنان در رسيدن عذاب خداوند به کافران عجله دارند، و احساس مي کنند که خيلي دير کافران گرفتار عذاب مي شوند، و کافران نيز از روي عناد و تکذيب، عذاب را به شتاب مي طلبند و مي گويند: (مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ (اگر راست مي گوييد فرا رسيدن اين وعده کي خواهد بود؟
اما خداوند مهلت مي دهد و بردباري مي نمايد ولي فراموش نمي کند و براي آنها وقت مقرري تعيين کرده است(اذا جاء اجلهم لا يتسخرون ساعه و لا يستقدمون) و هر گاه مدت معين آنها فرا برسد يک لحظه پس و پيش نمي شوند. بنابراين فرمود: (سَأُرِيكُمْ آيَتِي) نشانه هاي خود را در انتقام گرفتن از کساني که به من کفر ورزيده و نافرماني ام را روا داشته اند به شما نشان خواهم داد، (فَلَا تَسْتَعْجِلُونِ) پس در آمدن اين کار شتاب نکنيد. همچون کافران مي گويند: (مَتَى هَذَا الْوَعْدُ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ) اين وعده کي خواهدبود اگر راست مي گوييد؟ آنها روي غرور و از آنجا که فريب خورده بودند اين سخن را گفتند، اما (لَوْ يَعْلَمُ الَّذِينَ كَفَرُوا) اگر کافران حالت وحشتناک و ناگوار خود را مي دانستند، (حِينَ لَا يَكُفُّونَ عَن وُجُوهِهِمُ النَّارَ وَلَا عَن ظُهُورِهِمْ ) هنگامي که آنان نمي توانند آتش را از چهره هايشان و از پشتهايشان باز دارند و آتشي از هر سو آنان را احاطه نموده و از هر جهت فرا گرفته است، (وَلَا هُمْ يُنصَرُونَ ) و نه کسي آنها را ياري مي کند، پس نه ياري مي کنند و نه ياري مي شوند. (بَلْ تَأْتِيهِم بَغْتَةً فَتَبْهَتُهُمْ) بلکه آتش جهنم آنها را ناگهان فرا مي گيرد و از شدت ترس و وحشت مات و مبهوت مي شوند، (فَلَا يَسْتَطِيعُونَ رَدَّهَا) و نمي توانند آن را دفع کنند و برگردانند چون آنها کوچکتر و ناتوان تر از آن هستند که بتوانند آن را از خود دور کنند. (وَلَا هُمْ يُنظَرُونَ ) و مهلت داده نمي شوند و عذاب از آنها دور نخواهد شد. پس اگر کافران از اين حالت واقعاً آگاهي داشتند، در رابطه با آمدن عذاب شتاب نمي ورزيدند، و به شدت از عذاب مي ترسيدند اما چون اين شناخت را ندارند، چنان سخنهاي ياوه اي مي گويند . و وقتي بيان نمود که آنها پيامبر را به تمسخر مي گيرند و مي گويند: (أَهَذَا الَّذِي يَذْكُرُ آلِهَتَكُمْ) آيا همين شخص است که از خدايان شما بدگويي مي کند؟ پيامبر را دلجويي داد و فرمود: شيوۀ رفتار امتهاي گذشته با پيامبرانشان همين گونه بوده است پس فرمود: (وَلَقَدِ اسْتُهْزِئَ بِرُسُلٍ مِّن قَبْلِكَ فَحَاقَ بِالَّذِينَ سَخِرُوا مِنْهُم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون) و همانا پيامبراني پيش از تو مورد تمسخر قرار گرفتند و سرانجام عذابي که مسخره کنندگان آن را بازيچه و شوخي مي دانستند ايشان را فرا گرفت. يعني عذاب بر آنها فرود آمد و راه گريزي از آن نداشتند، پس اينها نيز بايد از عذابي که به تکذيب کنندگان رسيد بر حذر باشند.ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِينَ كَفَرُوا اِمْرَأَةَ نُوحٍ وَاِمْرَأَةَ لُوطٍ كَانَتَا تَحْتَ عَبْدَيْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَيْنِ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ يُغْنِيَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَيْئًا وَقِيلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِينَ خدا براي  کافران  مثل  زن  نوح  و زن  لوط را مي  آورد که  هر دو در نکاح  دو  تن از بندگان  صالح  ما بودند و به  آن  دو خيانت  ورزيدند  و آنها  ن