د سه قرء(طهر يا حيض) انتظار بکشند.
« وَأُوْلَاتُ الْأَحْمَالِ أَجَلُهُنَّ أَن يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ» و عده زنان باردار اين است که وضع حمل نمايند . يعني آن چه را در شکم دارند خواه يک بچه باشد، يا دو وضع  نمايند. در اين صورت ماه و غيره ديگر اعتباري ندارد و با وضع حمل عده پايان مي يابد. 
« وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يَجْعَل لَّهُ مِنْ أَمْرِهِ يُسْرًا» و هرکس از خدا بترسد و پرهيزگاري نمايد خداوند کارهايش را براي او آسان مي گرداند و هرکار سختي را برايش آسان مي گرداند .« ذَلِكَ أَمْرُ اللَّهِ أَنزَلَهُ إِلَيْكُمْ» حکمي که خداوند براي شما بيان کرد فرماني است که براي شما فرستاده است تا در پرتور آن حرکت کنيد و از آن پيروي نمائيد و آن را بزرگ بداريد. « وَمَن يَتَّقِ اللَّهَ يُكَفِّرْ عَنْهُ سَيِّئَاتِهِ وَيُعْظِمْ لَهُ أَجْرًا» و هرکس از خدا بترسد خداوند گناهانش را از او مي زدايد و به او پاداشي بزرگ خواهد داد؛ هر امر ناگواري از او دور مي شود و هر امر مطلوب و پسنديده اي را به دست مي آورد.أَسْكِنُوهُنَّ مِنْ حَيْثُ سَكَنتُم مِّن وُجْدِكُمْ وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ وَإِن تَعَاسَرْتُمْ فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى هر جا که  خود سکونت  گزينيد آنها را نيز به  قدر توانايي  خود مسکن  دهيد  و، تا بر آنها تنگ  گيريد ميازاريدشان   و اگر آبستن  بودند ، نفقه  شان   رابدهيد تا وضع  حمل  کنند  و اگر فرزندان  شما را شير مي  دهند ، مزدشان   رابدهيد و به  وجهي  نيکو با يکديگر توافق  کنيد  و اگر به  توافق  نرسيديد  ، از زني  ديگر بخواهيد که  کودکان  را شير دهد.
لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا سَيَجْعَلُ اللَّهُ بَعْدَ عُسْرٍ يُسْرًا هر مالداري  از مال  خود نفقه  دهد ، و کسي  که  تنگدست  باشد ، از هر چه   خدا، به  او داده  است  نفقه  دهد  خدا هيچ  کسي  را مگر به  آن  اندازه  که  به   او داده  است  مکلف  نمي  سازد ، و زودا که  خدا پس  از سختي  آساني  پيش   آورد.
پيش تر گذشت که خداوند از بيرون کردن زنان مطلقه از خانه ها نهي کرده است و در اين جا فرمان داد تا آن ها را اسکان دهند و نحوه  اسکان آن ها را اسکان در مسکن خوب بيان کرد و آن مسکني است که زوجين برحسب توان و عدم توان شوهر در آن زندگي مي کنند.
« وَلَا تُضَارُّوهُنَّ لِتُضَيِّقُوا عَلَيْهِنَّ» و به هنگام سکونت دادن ، زنان را با سخن و  عمل آزار ندهيد تا در تنگنا قرار گيرند و خسته شوند و آن گاه از خانه ها بيرون روند قبل از آن که عدّه شان تمام شده باشد. پس در اين صورت شما آن ها را بيرون کرده ايد. خلاصه مطلب اين است که خداوند از بيرون کردن زنان مطلّقه از خانه نهي کرده و نيز زنان را از بيرون رفتن نهي نموده و فرمان داده است تا آن ها طوري سکونت داده شوند که زياني به آن ها نرسد و مشقّتي بر آن ها نيايد و اين به عرف بر ميگردد.
« وَإِن كُنَّ أُولَاتِ حَمْلٍ فَأَنفِقُوا عَلَيْهِنَّ حَتَّى يَضَعْنَ حَمْلَهُنَّ» و اگر زنان مطلّقه باردار بودند نفقه و مخارجشان را بپردازيد تا زماني که وضع حمل مي کنند و اين به خاطر بچهّ اي است که در شکم زن است. اين در شرايطي است که زن طلاق بائن گرفته باشد. و اگر طلاق رجعي داده شده باشد مخارج به خاطر زن و فرزندي که در شکم دارد هر دو پرداخت مي شود، و نفقه تا زمان وضع حمل بايد داده شود. و هرگاه وضع حمل کردند آن گاه اختيار  دارند که فرزندانشان را شير بدهند يا شير ندهند.
« فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ» پس اگر به  فرزندان شما شير دادند مزدشان را اگر تعين شده باشد به همان مقدار معين بدهيد و اگر تعيين نشده باشد مزد ِ مثل و همانند آن را بدهيد. « وَأْتَمِرُوا بَيْنَكُم بِمَعْرُوفٍ» و هريک از زن و شوهر بايد ديگري را به کار خوب امر کند. کار خوب هر آن چيزي است که در دنيا و آخرت داراي سود و منفعت است، چون  غفلت از اين کار زيان و شري به بار مي آورد که جز خدا کسي آن را نمي داند.
و امر کردنِ يکديگر به کار خوب در حقيقت همکاري کردن با يکديگر براي انجام پرهيزگاري و نيکي است. و آن چه که مناسب است در اين جا بيان شود اين است که زن و شوهر به  هنگام جدايي و در زمان ِ عده به خصوص  اگر فرزندي برايشان متولّد شود در رابطه با مخارج به کشمکش و ستيزه جويي مي پردازند و اغلب همراه با نفرت و کينه است و مخارج تا حد زيادي تحت تاثير اين جو قرار مي گيرد.
پس هريک بايد به کار خوب و زندگي نيکو و اختلاف نکردن امر شوند و نصيحت گردند. « وَإِن تَعَاسَرْتُمْ» و اگر به دشواري افتاديد به اين صورت که زن و شوهر در مورد اين که زن به فززند شير دهد توافق نکردند، « فَسَتُرْضِعُ لَهُ أُخْرَى» زني ديگر شير دادن کودک را به عهده بگيرد. « فَلَا جُنَاحَ عَلَيکُم إِذَا سَلَّمتُم مَّآ ءَاتَيتُم بِالمَعروفُ» گناهي بر شما نيست به شرط اين که آنچه را که متعهد شده ايد پرداخت کنيد، به خوبي بپردازيد و اين در صورتي است که کودک پستان زني ديگر غير از مادرش را قبول  کند، و اگر جز پستان مادرش را قبول نکرد بايد مادر به او شير دهد. 
و اگر  امتناع ورزد اين کار به او تحميل مي شود و مزدي که به زن دايه داده مي شود به او  داده مي شود. و اين زماني است که زن و شوهر بر يک چيز مشخّص توافق نکنند و اين از مفهوم آيه استنباط مي گردد چون در دوراني که فرزند در شکم مادر است سرپرست فرزند بايد نفقه ي مادر را بدهد. و وقتي که به دنيا آمد و  توانست از شير مادرش و از شير ديگر زن ها تغذيه نمايد هر دو کار را خداوند جايز قرار داده است. 
و اگر داراي حالتي بود که غير از شير مادرش از شير زني ديگر تغذيه نمي کرد اين به منزله ي فرزندي است که در شکم مادرش مي باشد و فقط از وجود مادر  تغذيه مي نمايد. بنابراين در اين حالت بايد حتما مادرش به او شير دهد. سپس خداوند نفقه را برحسب توان شوهر مقّرر  کرد و فرمود:
« لِيُنفِقْ ذُو سَعَةٍ مِّن سَعَتِهِ» کسي که دارايي دارد از دارايي خود بايد نفقه بدهد و نبايد نفقه اي همانند نفقه ي فقرا بپردازد. « وَمَن قُدِرَ عَلَيْهِ رِزْقُهُ» و کسي که تنگدست است، « فَلْيُنفِقْ مِمَّا آتَاهُ اللَّهُ» بايد از آن چه خداوند به او داده است خرج کند. « لَا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْسًا إِلَّا مَا آتَاهَا» خداوند هيچ کس را جز به اندازه اي که به او داده است مکلف نمي کند. و اين با حکمت و رحمت الهي مناسب است که هرکس را به انداز توانش مکلف کرده و بار تنگدست را سبک کرده و او را فقط به اندازه اي مکلف مي سازد که به وي روزي داده است. پس خداوند در مورد نفقه و غيره هيچ کس را بيش تر از توانش مکلّف نکرده است. 
« سَيَجْعَلُ 