ٍ خَفِيٍّ وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ ؛ آنها را مي  بيني  که  به  جهنم  مي  برند  ترسان  و ذليل  از گوشه  چشم  نگاهي ، دزديده  مي  کنند  کساني  که  ايمان  آورده  بودند مي  گويند : اينان  خود و  کسانشان  را در روز قيامت  بر باد دادند  آگاه  باش  که  ستمکاران  در  عذاب  دايم  خواهند بود.
وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَاء يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِيلٍ؛ جز خدا يار و مددکاري  ندارند و هر کس  را که  خدا گمراه  کند هيچ  راهي  برايش  نيست.
 خداوند متعال خبر مي دهد که تنها او هدايت مي کند و گمرا مي سازد، « وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن وَلِيٍّ مِّن بَعْدِهِ» و هرکس را که خداوند به سبب ستمگري اش گمراه سازد بعد از خدا هيچ کارسازي ندارد که او را سرپرستي نمايد و هدايت کند. « وَتَرَى الظَّالِمِينَ لَمَّا رَأَوُا الْعَذَابَ» و ستمگران را خواهي ديد که وقتي عذاب و آن منظره ي وحشتناک را مشاهده کنند اظهار ندامت و پشيماني بزرگ مي نمايند و برگذشته تاسف مي خورند. « يَقُولُونَ هَلْ إِلَى مَرَدٍّ مِّن سَبِيلٍ» و مي گويند: آيا راه چاره اي براي ما هست که به دنيا بازگرديم تا عملي غير از آنچه مي کرديم انجام دهيم؟ و  اين خواستن چيزي است که محال است و امکان  ندارد.
« وَتَرَاهُمْ يُعْرَضُونَ عَلَيْهَا خَاشِعِينَ مِنَ الذُّلِّ» و آنان را خواهي ديد که بر آتش عرضه مي شوند در حالي که بر اثر مذلّت و خواري که در دل هايشان است کز کرده اند و به هم آمده اند. « يَنظُرُونَ مِن طَرْفٍ خَفِيٍّ» و از ترس و وحشت آتش جهنّم مستقيم به آن نگاه نمي کنند، بلکه با گوشه چشم و مخفيانه به آن نگاه مي کنند. « وَقَالَ الَّذِينَ آمَنُوا» وقتي سرنوشت مردم آشکار مي گردد و صادقان از ديگران مشخص مي شوند، مومنان مي گويند:« إِنَّ الْخَاسِرِينَ الَّذِينَ خَسِرُوا أَنفُسَهُمْ وَأَهْلِيهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ» بي گمان زيان  کاران حقيقي کساني هستند که در روز قيامت خود و خاندان خود را بر زبان مي  افکنند و پاداش فراوان را از دست مي دهند، و به عذاب دردناک گرفتار مي شوند و ميان آنها و خانواده هايشان جدايي افکنده مي شود. پس در کنار هم ديگر گرد نمي آيند.« أَلَا إِنَّ الظَّالِمِينَ فِي عَذَابٍ مُّقِيمٍ» آگاه باش! بي گمان کساني که با کفر ورزيدن و ارتکاب گناهان بر خود ستم کرده اند در عذابي پايدار هستند. يعني در وسط عذاب هستند و در آن فرو رفته و هرگز از آن بيرون نمي آيند و يک لحظه عذاب از آنها کاسته نمي شود و آنان در آن نااميد هستند.
« وَمَا كَانَ لَهُم مِّنْ أَوْلِيَاء يَنصُرُونَهُم مِّن دُونِ اللَّهِ» و آنان ياوران و دوستاني ندارند که در برابر خداوند آنان را ياري دهند آن گونه که در دنيا اين خيال را در سر خود مي پرورانند که در قيامت ياوراني دارند. پس در قيامت براي آنان و براي ديگران روشن خواهد شد و اسبابي که آنان بدان اميد بسته بودند از دست مي دهند و عذاب خدا که به سويشان مي آيد از آنها دور گردانده نمي شود. « وَمَن يُضْلِلِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِن سَبِيلٍ» وهرکس را که خداوند گمراه سازد هيچ راهي ندارد که هدايت را به دست آورد. پس اينها که گمان بردند انبازهايي که شريک خدا ساختند به آنها فايده مي رساند و زيان را از آنها فايده مي رساند و زيان را از آنها دور مي کند گمراه کشته و در اين روز گمراهي شان مشخّص مي گردد. اسْتَجِيبُوا لِرَبِّكُم مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ لَّا مَرَدَّ لَهُ مِنَ اللَّهِ مَا لَكُم مِّن مَّلْجَأٍ يَوْمَئِذٍ وَمَا لَكُم مِّن نَّكِيرٍ؛ پيش  از آنکه  روزي  بيايد که  از جانب  خدا بازگشتي  ندارد ، به   پروردگارتان ، پاسخ  قبول  دهيد  در آن  روز نه  پناهي  خواهيد داشت  و نه  کسي   از شما دفاعي  تواند کرد.
فَإِنْ أَعْرَضُوا فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ وَإِنَّا إِذَا أَذَقْنَا الْإِنسَانَ مِنَّا رَحْمَةً فَرِحَ بِهَا وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ ؛ اگر اعراض  کنند ، تو را نفرستاده  ايم  که  نگهبانشان  باشي   بر تو جز  تبليغ  رسالت  هيچ  نيست   و ما چون  به  انسان  از رحمت  خود بچشانيم   شادمان  مي گردد ، و اگر به  خاطر کارهايي  که  کرده  است  ناروايي  بدو رسد  ناسپاسي  مي کند.
خداوند بندگانش را فرمان مي دهد تا با اطاعت از آنچه او بدان فرمان داده و پرهيز از تاخير در آن، دعوت پروردگارشان را بپذيرند. « مِّن قَبْلِ أَن يَأْتِيَ يَوْمٌ» پيش از آن که روز قيامت فرا رسد، که برگشتي ندارد ، و ديگر گذشته جبران نمي شود. در آن روز بنده پناهگاهي ندارد که به آن پناه ببرد و از دست پروردگارش فرار کند. بلکه فرشتگان مردم را از هر سو محاصره و  احاطه کرده اند و خلق صدا زده مي شوند، « يمَعشَرَ الجِنّ وَالإِنسِ إِن استَطَعتُم أَن تَنفُذُوا مِن أَقطَارِ السَّمَواتِ وَالأَرضِ فَانفُذُوا لَا تَنفُذُونَ إِلَّا بِسُلطَنِ» اي گروه انس و جن! اگر مي توانيد از کناره هاي آسمانها و زمين بگذريد، بگذريد. امّا جز با تواني شگرف نمي توانيد بگذريد. در اين روز بنده گناهاني را که  مرتکب شده است نمي تواند  انکار کند ، بلکه اگر انکار نمايد اعضا و جوارح او عليه وي شهادت مي دهند. در اين آيه و  امثال آن آرزوهاي دورو دراز مذّمت شده و به غنيمت شمردن فرصت در هر کاري که براي بنده پيش مي آيد دستور داده است چون  تاخير در انجام مسئوليت آفاتي به همراه دارد. « فَإِنْ أَعْرَضُوا» پس اگر از آنچه تو آورده اي بعد از آن که کاملا بيان و روشن گرديده است روي گرداندند، « فَمَا أَرْسَلْنَاكَ عَلَيْهِمْ حَفِيظًا» تو را بر آنان نگهبان و مسئول قرار نداده ايم، که از اعمال آنها پرسيده شوي، « إِنْ عَلَيْكَ إِلَّا الْبَلَاغُ» بلکه وظيفه تو فقط رساندن است. پس وظيفه ات را انجام داده اي و پاداش تو بر خداوند است، خواه آنها بپذيرند و خواه روي بگردانند، و حساب آنها با خداست؛ خداوندي که اعمال کوچک و بزرگ و اعمال ظاهري و باطني آنها را ثبت وضبط مي نمايد. سپس خداوند متعال حالت  انسان را بيان کرد که هرگاه به او لطف و مرحمتي از جانب خدا برسد از قبيل تندرستي، روزي راحت و فراوان، مقام و مرتبه و امثال آن، « فَرِحَ بِهَا» بي نهايت بدان شادمان مي گردد و تنها در فکر آن مي باشد، و لازمه ي اين کار آن است که به اين نعمت ها آرامش پيدا مي کند و از کسي که نعمت را به او بخشيده است روي گردان مي شود. « وَإِن تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ» و اگر بيماري يا فقر يا امثال آن به او برسد، « بِمَا قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ» به سبب کارهايي که خودشان کرده اند، « فَإِنَّ الْإِنسَانَ كَفُورٌ» آن گاه انسان ناسپاس مي گردد. يعني طبيعت او چنا