وانايي و علم و کلام و ديگر صفت هاي کمالش که مستلزم حيات اويند.« لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ» هيچ معبود به حقي جز  او نيست . « فَادْعُوهُ» او را بخوانيد، و اين شامل دعاي خواستن و دعاي عبادت مي باشد. « مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ» در عبادت و دعايتان قصد و هدفتان فقط خداوند متعال باشد. و اخلاص چيز است که بدان فرمان داده شده است همان طور که خداوند متعال فرموده است:« وَمَآ أُمِرُوا إِلَّا لِيعبُدوا اللَّهَ مُخلِصينَ لَهُ الدِّينُ حُنَفَآءَ» و به ايشان دستور داده نشده است جز اين که مخلصانه و حق گرايانه خداي را بپرستند. « الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ» همه ستايش ها و تعريف هايي که با زبان انجام مي شوند مانند ذکر و آنچه به صورت عملي انجام مي گيرد از قبيل عبادت و پرستش مردم براي خدايشان، همه اينها سزاوار خداوند يگانه است که شريکي ندارد. چون  او در صفت ها يگانه است که شريکي ندارد . چون او در صفت ها و افعال و همه نعمت هايش کامل است.قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ؛ بگو : مرا نهي  کرده  اند که  چيزهايي  را که  سواي  خدا مي  پرستيد پرستش   کنم ، در حالي  که  از جانب  پروردگارم  براي  من  دلايلي  روشن  آمده  است   و  به  من  فرمان  داده  اند که  در برابر پروردگار جهانيان  تسليم  باشم.
هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ ؛ اوست  آن  خدايي  که  شما را از خاک  ، سپس  از نطفه  ، سپس  از لخته  خوني ، بيافريده  است   آنگاه  شما را که  کودکي  بوديد از رحم  مادر آورد تا به  سن   جواني  برسيد و پير شويد  بعضي  از شما پيش  از پيري  بميريد و بعضي  به  آن   زمان  معين  مي  رسيد و شايد به  عقل  دريابيد.
هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ فَإِذَا قَضَى أَمْرًا فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ؛ اوست  که  زنده  مي  کند و مي  ميراند  و چون  اراده  چيزي  کند مي  گويدش  :  موجود شو  پس  موجود مي  شود.
وقتي که فرمان داد عبادت خالصانه براي خداي يگانه انجام شود، و ادلّه آن را بيان کرد ، به صورت صريح  از پرستش غير خداوند نهي نمود. پس فرمود:« قُلْ إِنِّي نُهِيتُ أَنْ أَعْبُدَ الَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِ اللَّهِ» اي پيامبر! بگو: من از اين که معبودهايي را به جز خدا بپرستم که شما آنها را به فرياد مي  خوانيد از قبيل بت ها و هر آنچه که به جاي خداوند مورد پرستش قرار مي گيرد نهي شده ام . و من در کار خودم شک ندارم بلکه بر يقين و بصيرت هستم . بنابراين فرمود:« لَمَّا جَاءنِيَ الْبَيِّنَاتُ مِن رَّبِّي وَأُمِرْتُ أَنْ أُسْلِمَ لِرَبِّ الْعَالَمِينَ» زيرا دلايل آشکاري از جانب پروردگارم به سوي من آمده و فرمان يافته ام که با قلب و زبان و اعضاي بدنم فرمانبردار و تسليم پروردگار باشم؛ به صورتي که قلب و زبان و اعضا و جوارح من مطيع و فرمانبردار او باشد. و اين به طور مطلق بزرگ ترين چيزي است که به آن دستور داده شده است ، همان طور که نهي از عبادت غير خدا بزرگ ترين چيزي است که از آن نهي شده  است. سپس با بيان اينکه خداوند خود خالق و تکامل گر آفرينش شماست، بر توحيد و يکتاپرستي تاکيد نمود. پس همان طور که او به تنهايي شما را آفريده است شما هم بايد فقط او را بپرستيد. بنابراين فرمود:« هُوَ الَّذِي خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطْفَةٍ» او خدايي است که شما را از خاک آفريد که پدرتان آدم عليه السلام را از خاک آفريده است سپس شما را از نطفه  آفريد و اين ابتداي آفرينش ساير انسان ها است که از شکم مادرشان شروع مي شود و سپس با بيان ابتداي آفرينش به بقيه مراحل آفرينش از قبيل خون بسته، تکّه گوشت، پديد آمدن استخوان ها و دميده شدن روح  اشاره کرد.« ثُمَّ يُخْرِجُكُمْ طِفْلًا» اين گونه مراحل آفرينش الهي را مي گذرانيد تا اين که شما را به صورت نوزادي از شکم مادرانتان بيرون مي آورد. « ثُمَّ لِتَبْلُغُوا أَشُدَّكُمْ» سپس شما را زنده نگه مي دارد تا به کمال قوّت خود مي رسيد. يعني به قوّت عقل و توانايي جسم و همه نيروهاي ظاهري و باطني مي رسيد.« ثُمَّ لِتَكُونُوا شُيُوخًا وَمِنكُم مَّن يُتَوَفَّى مِن قَبْلُ» سپس شما را زنده نگه مي دارد تا بپر و فرتوت شويد، و برخي از شما قبل از اين که به مرحله فرتوتي برسند مي ميرند. « وَلِتَبْلُغُوا أَجَلًا مُّسَمًّى» و تا با اين مراحل مقدر شده به مدّت معيني برسيد که در آن عمرهايتان به پايان مي رسد، « وَلَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ» و اميد است شما حالات خود را بفهميد و در آن بيانديشيد، آن گاه خواهيد  دانست خدايي که شما را به اين مراحل در مي آورد داراي قدرت کامل است و او خدايي است که عبادت فقط براي او شايسته است و شما از هر جهت ناقص مي باشيد. « هُوَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ» فقط او به تنهايي زنده مي کند و مي ميراند ، پس هيچ کس با سبب يا بدون سبب جز با اجازه ي او نمي ميرد. « وَمَا يعَمَّرُ مِن مُّعَمَّر وَلَا ينقَصُ مِّن عُمُرِه إِلَّا فِي کِتَابِ إِنَّ ذَلِکَ عَلَي اللَّهِ يسيرُ» و هيچ عمر داده شونده اي عمر داده نمي شود و از عمرش کاسته نمي گردد مگر اين که اينها در کتابي ثبت و ضبط است، بي گمان اين براي خداوند آسان است.« فَإِذَا قَضَى أَمْرًا» هرگاه بخواهد کار بزرگ يا کوچکي انجام پذيرد، « فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ» تنها به آن مي گويد: باش، پس مي شود. سخن او رد نمي گردد و کسي نمي تواند از آن جلوگيري کند، و نيازي به تکرار فرمان ندارد.أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يُجَادِلُونَ فِي آيَاتِ اللَّهِ أَنَّى يُصْرَفُونَ؛ آيا نديده  اي  آنهايي  که  در آيات  خدا مجادله  مي  کنند چگونه  منحرف  مي ، شوند ?
الَّذِينَ كَذَّبُوا بِالْكِتَابِ وَبِمَا أَرْسَلْنَا بِهِ رُسُلَنَا فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ؛ کساني  که  اين  کتاب  را دروغ  مي  انگارند و آنچه  را که  به  وسيله  پيامبران فرستاده  ايم  تکذيب  مي  کنند ، به  زودي  خواهند دانست.
إِذِ الْأَغْلَالُ فِي أَعْنَاقِهِمْ وَالسَّلَاسِلُ يُسْحَبُونَ؛ آنگاه  که  غلها را به  گردنشان  اندازند و با زنجيرها بکشندشان  ،
فِي الْحَمِيمِ ثُمَّ فِي النَّارِ يُسْجَرُونَ؛ در آب  جوشان  ، سپس  در آتش  ، افروخته  شوند.
ثُمَّ قِيلَ لَهُمْ أَيْنَ مَا كُنتُمْ تُشْرِكُونَ؛ آنگاه  به  آنها گفته  شود : آن  شريکان  که  براي  خدا مي  پنداشتيد کجا هستند?
مِن دُونِ اللَّهِ قَالُوا ضَلُّوا عَنَّا بَل لَّمْ نَكُن نَّدْعُو مِن قَبْلُ شَيْئًا كَذَلِكَ يُضِلُّ اللَّهُ الْكَافِرِينَ؛ آنگاه  به  آنها گفته  شود : آن  شريکان  که  براي  خدا مي  پنداشتيد کج