اتِ وَالْأَرْضِ» همه آنچه از ذات و کار و صفت که در آسمان ها و زمين است، از آن او مي باشد. پس بايد شفاعت را از کسي خواست که اختيار آن را دارد. و عبادت فقط براي او انجام مي شود. « ثُمَّ إِلَيْهِ تُرْجَعُونَ» سپس به سوي او برگردانده مي شويد، پس آن کس را که عبادت و طاعت او را خالص کرده باشد پاداش فراوان مي دهد، و هرکس را که براي او شريک قرار داده باشد عذاب هولناک مي دهد.وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ اشْمَأَزَّتْ قُلُوبُ الَّذِينَ لَا يُؤْمِنُونَ بِالْآخِرَةِ وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ؛ چون  تنها خدا را ياد کنند دلهاي  آن  کسان  که  به  قيامت  ايمان  نياورده ، اندنفرت  گيرد ، و چون  نام  ديگري  جز او برده  شود شادمان  شوند.
قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ عَالِمَ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ؛ بگو : بار خدايا ، تويي  آفريننده  آسمانها و زمين  ، داناي  نهان  و آشکار  ،تو ميان  بندگانت  در هر چه  در آن  اختلاف  مي  کرده  اند داوري  خواهي  کرد.
خداوند حالت مشرکين و آنچه را که شرکشان اقتضاء مي نمايد چنين مي دارد و مي فرمايد:« وَإِذَا ذُكِرَ اللَّهُ وَحْدَهُ» هرگاه خداوند به تنهايي ياد شود و يگانگي او بيان گردد و اينکه بايد عبادت و طاعت فقط براي او انجام پذيرد و معبودهايي که بجز خدا پرستش مي گردند، رها شوند ، مشرکين دلگير و متنفّر گشته و  اين را به شدّت ناپسند مي دانند.« وَإِذَا ذُكِرَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ» و هرگاه بت ها و انبازها ياد شوند و مردمان به پرستش و ستايش آنها فرا خوانده شوند، « إِذَا هُمْ يَسْتَبْشِرُونَ» بناگاه مشرکان از اين که معبودهايشان ياد شده اند و به دليل اين که شرک با اميال و خواسته هايشان موافق است شاد و خوشحال مي گردند، و اين بدترين و زشت ترين حالت است، اما وعده آنها روز قيامت است. در آن روز، حساب پس خواهند داد و مشاهده خواهند کرد که آيا معبودهايشان که آنان را به جاي خدا، به فرياد مي خواندند، به آنها سودي مي رسانند يا نه؟ 
بنابراين فرمود:« قُلِ اللَّهُمَّ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ» بگو: « خداوندا! اي پديد آورنده و مدّبر آسمان ها و زمين!« عَالِمَ الْغَيْبِ» اي آن که از عالم غيب و آنچه که از چشم و دانش ما پنهان است آگاهي!« وَالشَّهَادَةِ»  و اي کسي که به آنچه آشکار است و ما مشاهده اش مي کنيم، به آن نيز آگاهي!« أَنتَ تَحْكُمُ بَيْنَ عِبَادِكَ فِي مَا كَانُوا فِيهِ يَخْتَلِفُونَ» تو ميان بندگانت در آنچه در آن اختلاف مي کردند، داوري مي کني. و يکي از بزرگ ترين اختلاف ها اختلاف موحّدان مخلص است؛ کساني که مي گويند:آنچه بر آن هستند حق است و در آخرت پاداش نيک دارند و براي ديگران چنين پاداشي وجود ندارد. مشرکين به شدّت  اختلاف دارند که به جاي تو همتاياني و بت هايي را به خدايي گرفته اند، و چيزهايي را با تو برابر قرار داده اند که هيچ ارزشي ندارند، و بي نهايت از تو عيب جويي مي کنند و به هنگام ذکر معبودهايشان شاد شده و به هنگام ياد و ذکر تو متنفّر و دلگير مي گردند با وجود اين ادعا مي کنند که آنها برحق هستند و ديگران بر باطل، و اينها پاداش نيک دارند. خداوند متعال فرموده است:« إِنَّ  الَّذِينَ ءَامنَوُا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالصَّبِيئنَ وَالنَّصرَي وَالمَجُوسَ وَالذَّينَ أَشرَکُوا إِنَّ اللَّهَ يفصِلُ بَينَهُم يومَ القِيمَةِ إِنَّ اللَّهَ عَلَي کُلِ ّ شَيءِ شَهِيدُ» بي گمان خداوند ميان مومنان و يهوديان و صائبان و نصاري و مجوس و مشرکان در روز قيامت داوري مي کند، بي گمان خداوند بر هر چيزي حاضر و گواه است. سپس از داوري ميان آنها نيز خبر داده و فرموده است:« هَذَانِ خَصمَانِ اختَصَمُوا فِي رَبِّهِم فَالَّذِينَ کَفَرُوا قُطِّعَت لَهُم ثِِيابُ مِّن نَّارِ يصَبُّ مِن فَوقِ رُءُوسِهِمُ الحَميمُ، يصهَرُ بِهِ مَا فِي بُطونِهِم وَالجُلودُ ، وَلَهُم مَّقَمِعُ مِن حِديدِ» اين دو طرف درباره پروردگارشان به منازعه پرداخته اند، پس کساني که کفر ورزيده اند لباس هايي از آتش دارند و آب داغ از بالاي سرهايشان بر آنان ريخته مي شود که روده ها و آنچه در شکمشان است و پوست هايشان را ذوب مي کند، و آنان گرزهايي آهنين دارند. تا اين که مي فرمايد:« إِنَّ اللَّهَ يدخِلُ الَّذِينَ ءَامَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالحِاتِ جَنَّتِ تَجرِي مِن تَحتِهَا الأَنهَرُ يحَلَّونَ فِيهَا مِن أَساَوِرَ مِن ذَهَبِ وَلُولُوا وَلِبَاسُهُم فِيها حَريرُ» بي گمان خداوند کساني را که ايمان آورده و کارهاي شايسته کرده اند وارد باغ هايي از بهشت مي نمايد که از زير کاخ هاي آن رودها روان است. و آنها در آن جا با دستبندهايي از طلا و آراسته مي شوند و لباسهايشان در آن جا ابريشم است. و مي فرمايد:« الَّذينَ ءَامنُوا وَلَم يلبِسُوا إِيمَنَهُم بِظُلمِ أُولَئِکَ لَهُمُ الأَمنُ وَهُم مُّهتَدُونَ» کساني که ايمان آورده وايمانشان را با هيچ ستمي شرکي نيالوده اند ايشان در امنيت و آسايش خواهند بود و اينانند راهيافتگان. « إِنَّهُ مَن يشرِکَ بِاللَّهِ فَقَد حَرَّمَ اللَّهُ عَلَيهِ الجَنَّةَ وَمأوَئهُ النَّارُ» بي گمان هرکس براي خدا شريک قايل شود خداوند بهشت را بر او حرام نموده و جايگاهش آتش جهّنم است.
پس در اين آيه عموم آفرينش خدا ودانش و حکم و داوري کلّي و فراگيرش در ميان بندگانش بيان شده است. پس قدرت او که همه  مخلوقات از آن پديد آمده است و علم فراگيرش که همه چيز را در احاطه دارد بر اين دلالت مي نمايد که او ميان بندگانش داوري خواهد کرد و آنان را پس از مرگشان زنده مي کند و از اعمال نيک و بد و مقدار کيفر و پاداش آن آگاهي دارد. وآفرينش او نشانگر  علم و آگاهي اش مي باشد.« أَلَا يعلَمُ مَن خَلَقَ» آيا خداي آفريننده اوضاع و احوال بندگانش را نمي داند؟وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الْأَرْضِ جَمِيعًا وَمِثْلَهُ مَعَهُ لَافْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِّنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ ؛ اگر هر چه  در روي  زمين  است  و همانند آن  ، از آن  ستمکاران  باشد ، خود  رابدان  از عذاب  روز قيامت  باز خرند  و از خدا برايشان  چيزهايي  آشکار  شود که  هرگز حسابش  را نمي  کردند.
وَبَدَا لَهُمْ سَيِّئَاتُ مَا كَسَبُوا وَحَاقَ بِهِم مَّا كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِئُون؛ پاداش  بد اعمالي  که  مي  کردند برايشان  آشکار شد و آنچه  مسخره  اش  مي کردند گرداگردشان  را بگرفت.
وقتي خداوند بيان کرد که او ميان بندگانش داوري مي کند و نيز سخن مشرکين و زشتي آن را بيان داشت انگار مردم علاقمند شدند که بدانند خداوند در روز قيامت با مشرکان چه کار خواهد کرد؟ پس خبر داد که آنان« سُوءِ الْعَذَابِ» سخت ترين و فجيع ترين عذاب را خواهند داشت، همان طور که 