براين فرمود:« لَا الشَّمْسُ يَنبَغِي لَهَا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ» نه خورشيد را سزد که ماه را در يابد و در جدول زماني آن که شب است با آن جمع گردد، پس امکان ندارد که خورشيد در شب وجود داشته باشد، « وَلَا اللَّيْلُ سَابِقُ النَّهَارِ» و نه شب مي تواند از روز جلو بيافتند و قبل از تمام شدن جدول زماني آن وارد قلمرو آن گردد، « وَكُلٌّ فِي فَلَكٍ يَسْبَحُون» و هريک از خورشيد و ماه و ستارگان در مداري شناورند. يعني همواره در حرکت اند. پس همه ي اينها دليلي آشکار و حجّتي درخشان بر عظمت آفريننده و عظمت اوصاف اوست، به خصوص صفت قدرت و حکمت و علم وي که در اينجا به آنها اشاره شده است و امور مذکور بيشتر از اين سه صفت سرچشمه گرفته اند.قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَا مُوسَى [فرعون] گفت: «پروردگارتان کيست اي موسي»؟
قَالَ رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ ثُمَّ هَدَى [موسي]گفت: «پروردگار ما کسي است که هر چيزي را هستي بخشيده و سپس آن را [در راستاي آن چيزي که برايش آفريده شده] هدايت کرده است. 
قَالَ فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى [فرعون] گفت:«پس حال [و سرنوشت]نسلهاي نخستين چه مي شود؟
قَالَ عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى [موسي] گفت:«علم نزد پروردگارم در کتابي؛ پروردگارم [هرگز] به خطا نمي رود و فراموش نمي کند. 
الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى پروردگاري که زمين را براي شما زيرانداز ساخت و در آن راههايي برايتان به وجود آورد، و از اسمان آبي فرو فرستاد، و آنگاه با آن انواع گياهان را برآورديم. 
كُلُوا وَارْعَوْا أَنْعَامَكُمْ إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِّأُوْلِي النُّهَى بخوريد و چهارپايانتان را بچرانيد، بي گمان در اين امر براي خردمندان نشانه ها است. 
مِنْهَا خَلَقْنَاكُمْ وَفِيهَا نُعِيدُكُمْ وَمِنْهَا نُخْرِجُكُمْ تَارَةً أُخرَى ما شما را از زمين آفريديم، و شما را در آن باز خواهيم گرداند، و بار ديگر شما را از آن بيرون خواهيم آورد. 
فرعون در قالب انکار به موسي گفت: (قَالَ فَمَن رَّبُّكُمَا يَا مُوسَى) پس پروردگار شما دو نفر کيست اي موسي، موسي به او پاسخي کافي و روشن داد و گفت: (رَبُّنَا الَّذِي أَعْطَى كُلَّ شَيْءٍ خَلْقَهُ) پروردگار ما کسي است که همه مخلوقات را آفريده، و به هر مخلوقي آفرينش سزاوار آن را بخشيده و آن را زيبا آفريده؛ به گونه اي که جثۀ برخي را بزرگ و برخي را کوچک، و برخي متوسط خلق کرده و همۀ ويژگيهاي لازم را به آن داده است (ثُمَّ هَدَى ) سپس آن را در راستاي چيزي که برايش آفريده شده، هدايت کرده است. واين هدايت عام در همۀ مخلوقات و آفريده ها مشاهده مي شود، بنابراين هر موجودي براي منافع خود تلاش مي نمايد، و در دفع نمودن زيان ها از خويشتن مي کوشد. حتي خداوند به حيوان زبان بسته هم به اندازه اي عقل داده که با آن مي تواند براي منافع خود بکوشدو خود را از زيان ها دور نمايد و اين مانند فرمودۀ الهي است که فرموده است: (الذي احسن کل شي خلقه) خداوندي که هر چيزي را زيبا آفريده است، پس خداوندي که موجودات را آفريده و هر يک را چنان زيبا آفريده است که عقلها زيباتر از آن را نمي توانند پيشنهاد کنند، و هر يک از موجودات را در راستاي منافعش هدايت کرده است، پروردگار حقيقي است و انکار آن انکار بزرگترين حقيقت است، بلکه خود بزرگ بيني و دروغ آشکار است. پس چنانکه تصور شود که آدمي يکي از امور معلوم را انکار نمايد، انکار خداوندي از سوي وي به مراتب بزرگتر از اين است. 
بنابراين وقتي فرعون نتوانست با اين دليل قاطع مخالفت کند، غوغا به پا کرد و به جنجال روي آورد و از مقصود اصلي خارج شد و به موسي گفت: (فَمَا بَالُ الْقُرُونِ الْأُولَى)وضع و حال نسلهاي گذشته چه مي شود، و آنها در چه حالي قرار دارند، چون آنها پيش از ما انکار کرده و کفر ورزيده اند، و دست به ستمگري و مخالفت زده اند، و آنها الگوي ما هستند. 
پس موسي گفت: (عِلْمُهَا عِندَ رَبِّي فِي كِتَابٍ لَّا يَضِلُّ رَبِّي وَلَا يَنسَى)خداوند اعمال نيک و بدشان را بر شمرده است و آن را در کتابش که لوح محفوظ است نوشته، و از آن آگاه و باخبر است ، و در هيچ چيزي از آن به خطا نمي رود، و احوال گذشتگان را مي داند و آن را فراموش نمي کند. يعني آنها به نزد آنچه که ازپيش فرستاده اند برده شده و عمل خود را ملاقات کرده، و بر آن مجازات خواهند شد. و اي فرعون! سوال و پرسيدن تو از آنها معني ندارد، زيرا آنها امتي هستند که گذشته اند، براي آنهاست آنچه که انجام داده اند، و شما نيز هر چه مي کنيد براي خود مي کنيد، زيرا دلايل و معجزات و نشانه هاي را به تو نشان داده ايم، و صدق و يقيني بودن آن محقق شده است، پس به حق روي آور، و کفر و ستمري و مجادلۀ به باطل را رها کن. و اگر در آن معجزات شک داري و آن را يقين نمي داني، پس راه باز است و دروازۀ بحث و گفتگو بسته نشده است، [و شما هم] دليل و حجت بياور، و هرگز پاسخي در برابر دلايل و آيات ما نخواهي يافت، تا زماني که شب و روز و جهان پايدار است. چگونه او در حقانيت دلايل شک داشت، حال آنکه خداوند از او خبر داده است که معجزات و دلايل را با اينکه به آنها يقين داشت انکار کرد . چنانکه خداوند متعال فرموده است: (و جحدوا بها و استيقنتها انفسهم ظلما و علموا) و آن را از روس ستمگري و خود بزرگ بيني انکار کردند، در حالي که نفس هايشان بدان يقين داشت. 
و موسي گفت: (لقد علمت ما انزل هولاء الا رب السموات و الارض بصائر) بدون شک تو مي داني که خداوند اين نشانه ها را جز براي (پيدايش) بينش فرو نفرستاده است. پس موسي دانست که او ر مجادله اش ستمگر است و هدفش تکبر و فرمانروايي در روي زمين است .
سپس دلايل قاطعي را که براي فرعون بر شمرده بود با بيان بسياري از نعمت ها وا حسان خدا ادامه داد و فرمود: (الَّذِي جَعَلَ لَكُمُ الْأَرْضَ مَهْدًا) پروردگاري که زمين را براي شما زيرانداز ساخت تا بتوانيد در آن سکونت ورزيد، و آرامش يابيد و در ان ساخت و ساز کنيد، و نهال بکاريد. و خدا زمين را براي بذر افشاني و ذرع و کشت آماده نموئده، و آن طوري خلق نکرده است که به دست آوردن منافع انسانها از آن مشکل باشد. 
(وَسَلَكَ لَكُمْ فِيهَا سُبُلًا) و راههايي در آن به وجود آورد که شما را از سرزميني به سرزميني ديگر، و از کشوري به کشور ديگر مي رسانند، تا جايي که انسانها خيلي راحت مي وانند به تمام زمين دسترسي داشته باشند و از سفر و اقامت در آن لذت ببرند. (وَأَنزَلَ مِنَ السَّمَاء مَاء فَأَخْرَجْنَا بِهِ أَزْوَاجًا مِّن نَّبَاتٍ شَتَّى ) ، و از اسمان آبي فرو فرستاد، آنگاه با آن آب انواع گياهان و اقسام درختان نر و ماده را آفريديم و رويانيديم . يعني باران را فرو فرستاديم (فاحيابه الارض بعد موتها) و زمين پس از آن خشکيده و مرده بود، سب