 پذيرد يا بهراسد. 
قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَا أَوْ أَن يَطْغَى گفتند: «پروردگارا! به راستي که مي ترسيم بر ما تعدي کند يا از حد بگذرد. 
قَالَ لَا تَخَافَا إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى [خدا] فرمود: «نترسيد، همانا من با شما هستم بي گمان مي شنوم و مي بينيم»
پس از آنکه خداوند نعمت هاي ديني و دنيوي به موسي ارزاني کرد، به او فرمود: (اذْهَبْ أَنتَ وَأَخُوكَ بِآيَاتِي) تو و برادرت هارون همراه با نشانه هاي من که بر حق و حقيقت و نيک بودن آن و زشتي باطل دلالت مي نمايند و به سوي فرعون و فرعونيان برويد با نه آيت و نشانه ؛ نشانه هايي چون دست سفيد و درخشان، و عصا و امثال آن. 
(وَلَا تَنِيَا فِي ذِكْرِي ) و در ياد کردن من سستي و تنبلي نورزيد، و همواره مرا ياد کنيد، و به ذکر و ياد من پايبند باشيد، چنانکه وعدۀ اين کار داده ايد: (کي نسبحک کثيراً و نذکرک کثيراً) زيرا ذکر خداوند انسان را بر همۀ کارها ياري مي کند، و کارها را آسان مي نمايد و بار آن را سبک مي گرداند. 
(اذْهَبَا إِلَى فِرْعَوْنَ إِنَّهُ طَغَى) به سوي فرعون برويد، زيرا او در کفر و گمراهي و ستم و تجاوزش از حد گذشته است. (فَقُولَا لَهُ قَوْلًا لَّيِّنًا) و با نرمي و مهرباني، و مودبانه با او سخن بگوييد، بدون اينکه ناسزا بگوييد، و گزافه گويي کنيد، و بدون اينکه سخن تند، و حرکت تنفر آميزي انجام دهيد. 
(لَّعَلَّهُ) شايد او به سبب اين گفتار نرم، (يَتَذَكَّرُ)يادآور شود، و هر آنچه را که به او فايده مي دهد فراگيرد، و آن را انجام دهد، (أَوْ يَخْشَى) و يا بهراسد و از آنچه او را زيان مي دهد، بپرهيزد، و آن را ترک کند، زير گفتار نرم انسان را به اين فرا مي خواند، و گفتار تند و درشت انسان را ازگ وينده متنفر مي کند، و گفتار نرم به اين تفسير شده است: (فقل هل لک الي ان تزکي،  اهديک الي ربک فتخشي) پس بگو: «آيا مي خواهي پاکيزه شوي، و تو را به سوي پروردگارت راهنمايي کنم، پس بهراسي»؟
اين سخن از نرمي و آسانگيري فراواني بر خوردار است، که اگر کسي در آن بيانديشد بر او پوشيده نخواهد بود. و کلمۀ (هَل) را آورده است که بر پيشنهاد و مشاوره دلالت مي نمايد، و هيچ کس از آن متنفر نمي شود، و او را به پاک شدن از آلودگي گناهان فرا خوانده است که اصل آن پاک کردن خويشتن از شرک است، و پاک کردن خويشتن از شرک را هر عقل سالمي مي پذيرد. و نگفت: من تو را پاکيزه مي کنم، بلکه گفت: خودت را پاکيزه کن. 
سپس او را به راه پروردگارش که او را پرورش داده و نعمتهاي باطني و ظاهري به وي بخشيده بود فرا خواند، پروردگاري که بايد در مقابل آن همه احسان بي پايانش شکرش را به جاي آورد و او را ياد کند. (و اهديک الي ربک فتخشي) و تو را به سوي پروردگارت هدايت کنم، پس پرهيزگار شوي؟ وقتي فرعون اين سخن را نرم را که در دلها جاي مي گيرد، نپذيرفت، مشخص شد که تذکر دادن در مورد او مفيد واقع نمي شوذ، پس خداوند او را به عذاب سخت گرفتار کرد. 
(قَالَا رَبَّنَا إِنَّنَا نَخَافُ أَن يَفْرُطَ عَلَيْنَا) گفتند: پروردگارا! مي ترسيم بر ما تعدي کند، يعني بلافاصله و قبل از اينکه پيام تو را به او برسانيم و بر وي اقامۀ حجت کنيم، ما را شکنجه کند، (اَو اَن يطغَي) و يا از پذيرفتن حق سرباز زند، و تمرد نمايد، و به سبب پادشاهي و قدرت و ياورانش سرکشي کند. 
(قَالَ لَا تَخَافَا) فرمود: از اينکه بر شما تعدي کند، نترسيد، (إِنَّنِي مَعَكُمَا أَسْمَعُ وَأَرَى ) همانا من با شما هستم ، مي شنوم و مي بينيم . يعني شما تحت حفاظتي و رعايت من هستيد؛ گفته هاي شما را مي شنوم، و تمام حالات شما را مي بينم. بنابراين از او نترسيد، آنگاه ترس از آنها دور شد و دلهايشان به وعدۀ پروردگارشان اطمينان يافت.وَمَا يَسْتَوِي الْبَحْرَانِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ سَائِغٌ شَرَابُهُ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا وَتَرَى الْفُلْكَ فِيهِ مَوَاخِرَ لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ؛ اين  دو دريا يکسان  نيستند : يکي  آبش  شيرين  و گواراست  و يکي  شور و تلخ ، از هر دو گوشت  تازه  مي  خوريد ، و از آنها چيزهايي  براي  آرايش  تن  خويش   بيرون  مي  کشيد  و مي  بيني  که  کشتيها براي  يافتن  روزي  و غنيمت  ، آب  را  مي  شکافند و پيش  مي  روند  باشد که  سپاسگزار باشيد.
يُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهَارِ وَيُولِجُ النَّهَارَ فِي اللَّيْلِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لِأَجَلٍ مُّسَمًّى ذَلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُمْ لَهُ الْمُلْكُ وَالَّذِينَ تَدْعُونَ مِن دُونِهِ مَا يَمْلِكُونَ مِن قِطْمِيرٍ ؛ از شب  مي  کاهد و به  روز مي  افزايد و از روز مي  کاهد و به  شب  مي   افزايدو، آفتاب  و ماه  را رام  کرد  هر يک  تا زماني  معين  در حرکتند  اين  است خدا پروردگار شما  فرمانروايي  از آن  اوست   چيزهايي  را که   سواي  او به خدايي  مي  خوانيد مالک  پوست  ميان  هسته  خرمايي  هم  نيستند.
إِن تَدْعُوهُمْ لَا يَسْمَعُوا دُعَاءكُمْ وَلَوْ سَمِعُوا مَا اسْتَجَابُوا لَكُمْ وَيَوْمَ الْقِيَامَةِ يَكْفُرُونَ بِشِرْكِكُمْ وَلَا يُنَبِّئُكَ مِثْلُ خَبِيرٍ؛ و اگر آنها را بخوانيد ، صدايتان  را نمي  شنوند و اگر بشنوند ، پاسختان   نگويند  و در روز قيامت  شرک  آوردنتان  را انکار کنند  و کس  همانند  خداي  آگاه  خبردارت  نسازد.
در اينجا خداوند از قدرت و حکمت و رحمت مستمّر خود خبر مي دهد که او در نوع دريا را براي مصالح و منافع همه ي اهل زمين قرار نداده، چون مصلحت اقتضا مي نمايد که نهرها شيرين و گوارا باشند تا نوشندگان و کشاورزان و درختکاران از آن بهره مند شوند. نيز مصلحت ايجاب مي کند که دريا تلخ و شور باشد تا هوايي که زمين را احاطه کرده است به سبب بوي حيواناتي که در دريا مي ميرند، فاسد و آلوده نشود،و چون دريا ساکن است و روان نيست و از آن رو که شور است، آب آن تغيير نمي کند. و نيز شوري اش براي آن است تا حيوانات آن بهتر و لذيذتر باشند. بنابراين فرمود:« وَمِن كُلٍّ تَأْكُلُونَ لَحْمًا طَرِيًّا» و از هر دو درياي شور و شيرين گوشت تازه اي مي خوريد، و آن ماهي است که شکار آن در دريا آسان است. « وَتَسْتَخْرِجُونَ حِلْيَةً تَلْبَسُونَهَا» و لولو و مرجان و ديگر چيزهايي را که در دريا يافت مي شود از آن بيرون مي آوريد. پس اينها مصالح بزرگي براي بندگان هستند.  و از جمله منافعي که در دريا براي بندگان نهفته اين است که خداوند دريا را براي حمل کشتي ها مسخر کرده، پس کشتي ها را مي بيني که آب دريا را مي شکافند و از منطقه اي به منطقه اي ديگر و از جايي به جايي ديگر مي روند، و مسافران و بارهاي سنگين و اموال تجارتي ايشان را حمل مي کنند، و مردم با اين کار از لطف و فضل خداوند در حد زيادي بهره مند مي شوند. بنابراين فرمود:« لِتَبْتَغُوا مِن فَضْلِهِ وَلَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ» تا از فضل خداوند بهره 