يرند و اتراض نكنند. بنابراين فرمود فَلَا يُنَازِعُنَّكَ فِي الْأَمْرِ پس نبايد دربارة اين امور با تو ستيز كنند. يعني تكذيب كنندگان نبايد با تو به مجادله و ستيز بپردازند، و بر آنچه برايشان آوردهاي به عقلهاي فاسدشان استناد كرده و اعتراض نمايند. همچنانكه در رابطه با حلال بودن حيوان مرداري كه خود كشتهايد ميخوريد و آنچه را كه خداوند كشته است نميخوريد؟! و مانند اينكه گفتند: انما البيع مثل الربوا خريد و فروش همانند رباست. و ديگر اعتراضاتي كه لازم نيست براي همهي آنها جوابي آورده شود، در حالي كه آنان اصل رسالت را نميپذيرند در حاليكه جاي هيچ مجادله و اعتراضي نيست، چرا كه هر سخن جاي دارد و ه رنكته مقامي پس كسي كه اعتراض ميكند و منكر رسالت پيامبر است، اگر ميپندارد با مجادله راهياب ميگردد به او گفته ميشود: ما با تو فقط در مورد اثبات رسالت و عدم آن سخن ميگوييم، و گر نه، پافشاري بر نكتهاي خاص در ميان رسالت، بيانگر آن است كه مقصد او سرسختي و لجاجت و ناتوان ساختن است. بنابراين خداوند پيامبرش را فرمان داد تا با حكمت و پند نيكو به سوي پروردگارش دعوت دهد، و اين راه را ادامه دهد، خواه كساين اعتراض كنند يا نه و خداوند به وي فرمود: شايسته است كه هيچ چيزي تو را از دعوت دادن دور نكند، چون تو لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ بر راه راست هستي، راهي كه انسان را به هدف و مقصد ميرساند، و اين راه شناخت حق و عمل كردن به آن را دربر دارد، پس تو به كارت و به راه خويش اعتماد و يقينداري، و اين اعتماد و يقين باعث صلابت تو در انجام فرمان پروردگارت ميشود. و تو چيزي مشكوكي قرار نداري و يا سخن دروغي نياوردهاي تا همراه با مردم و در راستاي تأمين خواستهها و نظرهايشان حركت كني و اعتراض آنها تو را باز ايستادند. خداوند متعال در فرمودهاي ديگر نيز پيامبر را به همين امر سفارش ميكنند:فتوكل علي الله انك علي الحق المبين پس بر خداوند توكل كن، بيگمان تو بر حق آشكار هستي. فرمودة الهي: إِنَّكَ لَعَلَى هُدًى مُّسْتَقِيمٍ پاسخي است به كساني كه به امور جزئي شريعت اعتراض مينمايند، زيرا همه آنچه پيامبر آورده است هدايت و رهنمون است. و هدايت بصيرتي است كه آدمي به وسيلة آن در اصول و فروع راهياب ميشود، و آن مسائلي هستند كه خوبي و عدل و حكمت آن باعقل و فطرت سالم شناخته ميشود و اين با انديشيدن در جزء جزء آنچه بدان امر شده و يا از آن نهي بعمل آمده است شناخته ميشود.
بنابر اين خداوند او را دستور داد تا در اين حالت از مجادله با آنها دوري نمايد، پس فرمود: 
وَإِن جَادَلُوكَ فَقُلِ اللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا تَعْمَلُونَ  و اگر با تو به مجادله پرداختند، بگو: خداوندا به آنچه ميكنيد آگاهتر است. يعني اهداف و نيتهاي شما را ميداند، و شما را بر آن مجازات خواهد كرد، و او يَحْكُمُ بَيْنَكُمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ فِيمَا كُنتُمْ فِيهِ تَخْتَلِفُونَ روز قيامت در ميان شما دربارة آنچه اختلاف ميروزيد داوري ميكند. پس هر كس بر راه راست باشد از اهل بهشت است، و هر كس از راه راست منحرف گردد اهل جهنم است. و آنچه كه موجب كمال داوري خداوند ميگردد اين است كه آگاهي و شناخت او بيكران است. بنابراين آگاهي بيحد و حصر و احاطة كتابش را بيان نمود و فرمود: أَلَمْ تَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ يَعْلَمُ مَا فِي السَّمَاء وَالْأَرْضِ آيا ندانستهاي كه خداوند آنچه را در زمين و آسمان است ميداند و هيچ چيزي از امور ظاهري و باطني، كوچك و بزرگ، گذشته و آينده بر او پوشيده نيست؟! خداوند اين علم و آگاهي را كه همة آنچه را در آسمانها و زمين است احاطه نموده در لوح محفوظ ثبت و ضبط كرده است. وقتي خداوند قلم ر آفريد به او فرمود: بنويس گفت چه بنويسم؟ فرمود: همة آنچه را كه تا روز قيامت انجام ميشود، بنويس. إِنَّ ذَلِكَ فِي كِتَابٍ إِنَّ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرٌ بيگمان اين كار براي خداوند آسان و ساده است، گر چه شما نميتوانيد آن را تصور نماييد، ولي براي خداوند آسان است كه علم و دانش او همه چيز را فرا بگيرد، و آن را در كتابي مطابق با واقعيت بنويسد.وَيَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللَّهِ مَا لَمْ يُنَزِّلْ بِهِ سُلْطَانًا وَمَا لَيْسَ لَهُم بِهِ عِلْمٌ وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ [و مشركان] بجز خداوند چيزهايي را ميپرستيد كه خداوند دليلي بر [صحت] پرستش آنها بيان ننموده است، و چيزي را ميپرستند كه به آن علمي ندارند، و براي ستمكاران هيچ ياوري نيست.
وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَاتٍ تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا قُلْ أَفَأُنَبِّئُكُم بِشَرٍّ مِّن ذَلِكُمُ النَّارُ وَعَدَهَا اللَّهُ الَّذِينَ كَفَرُوا وَبِئْسَ الْمَصِيرُ و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنان خوانده ميشود در چهره كافران ناخوشي را ميبيني، بلكه نزديك است به كساني حملهور شوند كه آيات ما را بر آن ميخوانند. بگو: «آيا شما را به بدتر از اين خبر دهم؛ به [آن] آتشي كه خداوند آن را به كافران وعده داده است، و بد سرانجامي است».
خداوند حالات كساني را كه به او شرك ميروزند و چيزهايي را با او برابر ميدارند، بيان كرده و ميفرمايد: داراي زشتترين حالت ميباشند و آنها دليلي بر آنچه كردهاند ندارند، پس به كار خود آگاهي ندارند، بلكه از روي تقليد چنين ميكنند؛ كارشان تقليد محض است و آن را از پدران و نياكان گمراهشان فرا گرفتهاند. گاهي انسان كاري را انجام ميدهد اما نميداند دليلي بر صحت آن وجود دارد يا خير، ولي در واقع بر صحت آن دليل هست، اما او نسبت به آن بيخبر است و در اينجا خبر داد كه خداوند در اين مورد حجت و دليلي نازل نفرموده است. يعني حجتي كه بر صحت پرستش غير خدا دلالت نمايد، و آن را جايز قرار دهد نازل نفرموده، بلكه دلايل و حجتهاي قاطعي بر فاسد و باطل بودن آن نازل نموده است. سپس ستمكارانشان را كه با حق مخالفت ميورزند، تهديد نمود و فرمود: وَمَا لِلظَّالِمِينَ مِن نَّصِيرٍ و ستمكاران هيچ ياوري ندارند كه آنها را از عذاب خدا نجات دهد. پس آيا كساني كه نميدانند چكار ميكنند قصد پيروي از آيات و هدايت خدايي را دارند، آنگاه كه به نزد آنها ميآيد، يا به باطلي كه بر آن هستند راضي و خشنود ميگردند؟!
اين مطالب را در فرمودة خويش بيان كرد و فرمود: وَإِذَا تُتْلَى عَلَيْهِمْ آيَاتُنَا بَيِّنَتٍ و هنگامي كه آيات روشن ما بر آنها خوانده شود كه آيات بزرگ الهي در برگيرنده حق، و روشنگر حقيقت از باطل ميباشند، به آن توجه نميكنند، تَعْرِفُ فِي وُجُوهِ الَّذِينَ كَفَرُوا الْمُنكَرَ و ناخوشي را در چهره كافران ميبيني، و چون از آن نفرت دارند اخم و تخم وآثار خشم و كينه در چهرههايشان هويدا است. يَكَادُونَ يَسْطُونَ بِالَّذِينَ يَتْلُونَ عَلَيْهِمْ آيَاتِنَا بلكه نزديك است به كساني حملهور شوند كه آيات ما را بر آنان ميخوانند. يعني نزديك است از شد