د خواست که گره زبانش را بگشايد، ـا آنچه را که مي گويد، بفهمن، و منظور وي از خطاب و گفتگو و بيان مفاهيم به طور کامل حاصل شود. (وَاجْعَل لِّي وَزِيرًا مِّنْ أَهْلِي) و فردي از خانواده ام را ياور من قرار بده تا مرا در برابر کساني که به سويشان فرستاده شده ام ياري کن. و از خداوند خواست که اين ياور از خانواده اش باشد، چون کمک و ياري يک نوع نيکي است، و خانواده از ديگران به نيکي کردن با انسان سزاوار تر است. سپس او را در دعايش مشخص کرد و گفت: (هَارُونَ أَخِي) به وسيلۀ برادرم  هارون پشت مرا استوار بدار و بر نيرو و توانايي ام بيفزاي. خداوند فرمود: (سنشد عضدک باخيک و نجعل لکما سلطنا)تو را به وسيلۀ برادرت تقويت مي کنم و برايتان قدرتي قرار مي دهم (وَأَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي)يعني او در نوبت شريک بساز، و وي را نيز مانند پيامبر بگردان. سپس فايدۀ اين امر را بيان داشت و فرمود: (كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيرًا وَنَذْكُرَكَ كَثِيرًا) تا تو را بسيار تسبيح بگوييم،  و بسيار تو را ياد کنيم. موسي عليه الصلاه و السلام دانست که مدار دين و همۀ عبادت ها، ذکر خداوند است، و موسي از خداوند خواست برادرش را با او همراه نمايد تا يکديگر را بر پرهيزگاري و نيکوکاري کمک نمايند، و خداوند را بسيار  تسبيح گويند، و او را زياد ياد کنند، و ديگر عبادت ها را بسيار انجام دهند. (إِنَّكَ كُنتَ بِنَا بَصِيرًا) همانا تو به حال ما آگاه هستي، و حالت ما و وضعيت و ناتواني و نيازمند بودن ما را در همۀ کارها مي داني، و تو از خود ما به ما آگاهتر و مرهبان تر مي باشي. پس آنچه را از تو خواسته ايم به ما ارزاني بدار، و دعاي ما را اجابت کن. 
خداوند متعال فرمود: (قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يَا مُوسَى) همۀ آنچه که خواسته اي به تو داده شد، چس ما سينه ات را گشاده مي داريم، و کارهايت را آسان مي کنيم، و گره زبانت را مي گشاييم، به گونه اي که آنان سخن تو را مي فهمند، و تو را به وسيلۀ برادرت قوي مي کنيم. 
(ونجعل لکما سلطنا فلا يصلون اليکما بايتنا انتما و من اتبعکما الغلبون) و به شما قدرتي [فراوان] مي دهيم، پس آنان به شما که قدرت ما را به همراه داريد، نمي رسند، و شما و پيروانتان غالب پيروز هستيد. 
و اين درخواست موسي از خداوند ، بر کمال و شناخت وي از پروردگار، و کمال هوشياري و معرفت وي در انجام کارها، و بر کمال دلسوزي اش دلالت مي نمايد. و کسي که به سوي خدا دعوت مي کند، و راهنمايي مردم است به سعۀ صدر و بردباري کامل نياز دارد تا در مقابل اذيتي که به او مي رسد با زبان شيوا آنچه مي خواهد خوب بازگو کند، به ويژه اگر فردي که دعوت مي شود از اهل عناد و تکبر و سرکشي باشد. 
فصاحت و بلاغت براي دعوتگر از لازم ترين چيزها است، چون گفتگو و محاورات زيادي را انجام مي دهد، زيرا او بايد حق را به طور زيبا بيان کند، و به اندازۀ توانش آن را آراسته و پيراسته نمايد تا آن را در نظر مردم زيبا جلوه بدهد. همچنانکه بايد قبح و مضرات باطل را بيان کند و مردم را از آن بر حذر دارد. 
با وجود اين دعوتگر نيازمند آن است که کارش براي او اسان شود، تا به هر کاري از مجراي طبيعي اش وارد شود، و با حکمت و اندرز نيکو و به بهترين شيوه در راه خدا مجادله کند، و با هر يک از مردم بر حسب حالتش رفتار نمايد. 
علاوه بر اين بايد ياوران و دستياراني داشته باشد که او را در راستاي هدفش ياري نمايند، چون هرگاه مدافعان فکري بيشتر شوند حتماً اثربخش خواهند بود. بنابراين موسي عليه السلام اين چيزها را خواست و به او داده شد. و هرگاه وضعيت پيامبران و مخاطبانش را ملاحظه کني، درخواهي يافت که همگي اين گونه بوده اند، به خصوص آخرين و برترين پيامبران محمد عليه السلام و او در هر صفت کمالي در قله قرار داشت، و داراي شرح صدر بود، و خداوند کارها را برايش آسان نمود، و فصاحت زبان و حسن تعبير و بيان داشت، و ياوراني از اصحاب و کساني که بعد از آنان آمدند، داشت که او را بر حق ياري مي کردند.وَلَقَدْ آتَيْنَا دَاوُودَ مِنَّا فَضْلًا يَا جِبَالُ أَوِّبِي مَعَهُ وَالطَّيْرَ وَأَلَنَّا لَهُ الْحَدِيدَ؛ داود را از سوي  خود فضيلتي  داديم  که  : اي  کوهها و اي  پرندگان  ، با او، هماواز شويد  و آهن  را برايش  نرم  کرديم .
أَنِ اعْمَلْ سَابِغَاتٍ وَقَدِّرْ فِي السَّرْدِ وَاعْمَلُوا صَالِحًا إِنِّي بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ؛ که  زرههاي  بلند بساز و در بافتن  زره  اندازه  ها را نگه  دار  و کارهاي   شايسته  کنيد ، که  من  به  کارهايتان  بصيرم.
ما بر بنده و پيامبرمان داود عليه الصلاة والسلام منت گذارديم و به او فضلي از علم مفيد و عمل صالح و نعمت هاي ديني و دنيوي بخشيديم. و از جمله نعمت هاي خدا بر داود اين بود که خداوند به جمادات يعني کوه ها و پرندگان فرمان داده بود که هرگاه داود تسبيح بکند و خداوند را ستايش گويد، آنها هم همراه با وي خدا را تسبيح کنند و ستايش او را به جاي آورند، و اين نعمتي از جانب خدا بود که به داود داده بود، و يکي از ويژگي هاي وي بود که خداوند قبل و بعد از داود به هيچ احدي نداده است. و اين امر داود و ديگران را بر آن داشت تا بيشتر خدا را به پاکي بستايند، چرا که مي ديدند آن جمادات و حيوانات به  همراه وي تسبيح و تمجيد و تکبير خدا را تکرار مي  نمايند، و اين چيز آنها را به ذکر خداوند تشويق مي نمود.
و يکي از علل اينکه هرگاه داود خدا را تسبيح مي نمود جمادات و حيوانات نيز همراه با او خدا را تسبيح مي نمودند اين بود که همانگونه که بسياري از علما نيز گفته اند با شنيدن صداي داود دچار وجد و طرب مي شدند، زيرا خداوند آن چنان صداي دلنشيني به او داده بود که نظير نداشت، و هرگاه او با آن صداي دل انگيز تسبيح و تهليل و تسبيح مي  نمود انسان ها و جن ها و حتي کوه ها و پرندگان که آن را مي شنيدند به وجد آمده و پروردگارشان را به پاکي ياد مي کردند و او را مي ستودند.
و شايد يکي از اين علل اين باشد که اجر و ثواب تسبيح اين جمادات و حيوانات هم به داود برسد، زيرا علت و سبب تسبيح آنها داود بود و به تبعيت از او خدا را تسبيح مي کردند. و از جمله فضل خداوند بر داود  اين بود که آهن را براي او نرم کرد تا از آن زره هاي پهن و فراخ بسازد و خداوند به او ياد داد که چگونه زره بسازد و بافته هاي حلقه هاي آن ها را به اندازه و متناسب کند، و سپس هر حلقه را در ديگري فرو ببرد. خداوند متعال مي فرمايد:« وَعَلَّمنهُ صَنعَةَ لَبُوسِ لَّکُم لِتُحصِنَکُم مِّن بَأسِکُم فَهلَ أَنتُم شَکِرُونَ» و به او ساختن لباس هايي براي شما آموختيم تا شما را در جنگ محافظت نمايد، پس آيا شکر مي گذاريد.
وقتي که نعمت هاي خود را که به او و خانواده اش داده بود، متذکر شد، او را به سپاسگزاري  فرمان داد و اينکه کار شايسته کنند و در کارهايشان همواره خدا را مدنظر داشته باشند، و کارها را از مفسدات و مبطلات در امان دارند. چون خداوند به اعمالشان بيناست و از آن آگاه است و هيچ چيزي بر او پوشيده نمي ماند.وَلِسُلَيْمَانَ الرِّيحَ غُدُوّ