ين بدون نيکوکاري کافي نيست. پس پيامبر به آنها اختيار داد و همه آنان خدا و پيامبر و سراي آخرت را انتخاب کردند و هيچ يک از آنها گزينه اي ديگر را انتخاب نکرد. خداوند از همه آنها خشنود و راضي باد.
و اين مخير کردن چند فايده دارد:
1- عنايت و توجه خداوند به پيامبرش، و اينکه راضي نبود در وضعيتي قرار بگيرد که مطالبات و خواسته هاي همسرانش موجبات فشار بر وي و اذيت و آزار  او را فراهم کند. 
2- پيامبر (ص) وقتي به آنها حق انتخاب داد از تبعات حقوق همسران معاف شد، به گونه اي که اختيار داشت و هرگاه مي خواست به آنها مي داد و اگر مي خواست نمي داد.« مَّا کَانَ عَلَي النَّبِي مِن حَرَجِ فِيمَا فَرَضَ اللَّهُ لَهُ» برپيامبر هيچ گناهي نيست در آنچه خداوند براي او مقّرر داشته است.
3- منّزه داشتن پيامبر از زناني که دنيا را بر خدا و پيامبر و جهان آخرت ترجيح مي دهند.
4- سالم ماندن همسرانش از گناه و از دست زدن به آنچه خدا و پيامبرش را خشنود مي نمايد. 
زيرا با دادن اختيار به آنان، خداوند متعال عدم رضايت آنان را از پيامبر منتفي ساخت؛ عدم رضايتي که موجب عدم رضايت پيامبر از آنان مي شد، و خشم و عدم رضايت پيامبر موجب مي شد خداوند پروردگار ناراضي گردد، و عدم رضايت پروردگار از کسي يا کساني موجب سزاي آنان مي شود.
5- تصريح به والا بودن مقامشان و بيان همت بلند آنها که خدا و پيامبر و جهان آخرت را مراد و مقصود دانسته و آن را بر دنيا و کالاي آن برگزيدند.
6- اين انتخاب موجب شد تا آنان به بهترين مقام هاي بهشت برسند و در دنيا و آخرت همسران پيامبر باشند. 
7- زنان او متناسب با شان او (ص) هستند، زيرا او کاملترين انسان است و خداوند خواست که زنانش نيز  کامل و پاکيزه باشند:« الطَّيبَتُ لِليَّبِينَ وَالطَّيبُونَ لِلَّطّيبَتِ» زنان پاکيزه براي مردان پاکيزه هستند، و مردان پاکيزه براي زنان پاکيزه.
8- اين انتخاب نشانه قناعت مي باشد و قناعت موجب آرامش خاطر. و آزمندي از زنان پيامبر دور شد و ناخشنودي را که باعث پريشاني و ناراحتي مي شود از آنها دور ساخت.
9- همسري پيامبر سبب چندين برابر شدن پاداش آنها گشت و آنان در مقامي قرار گرفتند که هيچ زني به آن مقام نمي رسد. بنابراين فرمود: « يَا نِسَاء النَّبِيِّ».يَا نِسَاء النَّبِيِّ مَن يَأْتِ مِنكُنَّ بِفَاحِشَةٍ مُّبَيِّنَةٍ يُضَاعَفْ لَهَا الْعَذَابُ ضِعْفَيْنِ وَكَانَ ذَلِكَ عَلَى اللَّهِ يَسِيرًا ؛ اي  زنان  پيامبر ، هر کس  از شما مرتکب  کار زشت  در خور عقوبت  شود ،  خدا عذاب  او را دو برابر مي  کند  و اين  بر خدا آسان  است.
وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صَالِحًا نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا؛ و هر کس  از شما که  به  فرمانبرداري  خدا و پيامبرش  مداومت  ورزد و، کاري شايسته  کند ، دوبار به  او پاداش  دهيم   و براي  او رزقي  کرامند  آماده  کرده  ايم.
وقتي زنان پيامبر، خدا و پيامبرش و سراي آخرت را انتخاب  کردند بيان فرمود که پاداش آنها دو برابر خوا هد بود. نيز فرمود: اگر مرتکب  گناهي شوند کيفر و گناه آنها دو برابر است تا بيشت تر از گناه بپرهيزند و بيش تر سپاس خدا را به جاي آورند، بنابراين کيفر هرکس از آنها را اگر مرتکب گناهي شود دو برابر قرار داد.
« وَمَن يَقْنُتْ مِنكُنَّ لِلَّهِ وَرَسُولِهِ وَتَعْمَلْ صًَالِحا» و هرکس از شما که از خدا و پيامبرش اطاعت کند و کار شايسته انجام دهد، چه کم باشد چه زياد، « نُّؤْتِهَا أَجْرَهَا مَرَّتَيْنِ» پاداش او را دو برابر پاداش ديگران مي دهيم، « وَأَعْتَدْنَا لَهَا رِزْقًا كَرِيمًا» و براي او روزي و نعمت ارزشمندي که همانا بهشت است فراهم مي سازيم. و زنان پيامبر از خدا و پيامبرش اطاعت  کردند و کار شايسته انجام دادند از  اين رو معلوم است که مستحق پاداش بيکران خدا مي باشند.يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا ؛ اي  زنان  پيامبر ، شما همانند ديگر زنان  نيستيد ، اگر از خدا بترسيد پس  به  نرمي  سخن  مگوييد تا آن  مردي  که  در قلب  او مرضي  هست  به  طمع  افتد  و سخن  پسنديده  بگوييد.
وَقَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ وَلَا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجَاهِلِيَّةِ الْأُولَى وَأَقِمْنَ الصَّلَاةَ وَآتِينَ الزَّكَاةَ وَأَطِعْنَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ إِنَّمَا يُرِيدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنكُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَيْتِ وَيُطَهِّرَكُمْ تَطْهِيرًا ؛ و در خانه  هاي  خود بمانيد  و چنان  که  در زمان  پيشين  جاهليت  مي  کردند، ،زينتهاي  خود را آشکار مکنيد  و نماز بگزاريد و زکات  بدهيد و از خدا وپيامبرش  اطاعت  کنيد  اي  اهل  بيت  ، خدا مي  خواهد پليدي  را از شما  دورکند و شما را چنان  که  بايد پاک  دارد.
وَاذْكُرْنَ مَا يُتْلَى فِي بُيُوتِكُنَّ مِنْ آيَاتِ اللَّهِ وَالْحِكْمَةِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ لَطِيفًا خَبِيرًا؛ آنچه  را در خانه  هايتان  از آيات  خدا و حکمت  تلاوت  مي  شود ، ياد کنيد  ،که  خدا باريک  بين  و آگاه  است.
« يَا نِسَاء النَّبِيِّ لَسْتُنَّ كَأَحَدٍ مِّنَ النِّسَاء إِنِ اتَّقَيْتُنَّ» اي زنان پيامبر! شما مثل هيچ يک از زنان عادي نيستيد اگر از خدا بترسيد، زيرا با تقواي الهي مقامتان از زنا ديگر بالاتر مي رود و هيچ زني به مقام شما نمي رسد. پس تقوا را با رعايت ارکان آن کامل گردانيد.
بنابراين آنها را راهنمايي کرد تا وسيله هايي را که سبب کار حرام مي شوند از ميان بردارند و فرمود:« فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» و به هنگام سخن گفتن با مردان صداي خود را نرم و نازک نکنيد، « فَيَطْمَعَ الَّذِي فِي قَلْبِهِ مَرَضٌ» که آن گاه کسي که در دل او بيماري شهوت زنا است به طمع مي  افتد، چون او آماده و منتظر کوچک ترين چيزي است که وي را تحريک کند، چرا که دل او سالم نيست، زيرا دلي که سالم باشد به آنچه  خدا حرام نموده است علاقمند نيست و کمتر اسباب و وسايلي او را تحريک مي کند، چرا که دل او پاک و سالم است. به خلاف کسي که دلش بيمار است، چنين کسي مانند فردي که دلش سالم است تحمل ندارد و کوچک ترين سببي او را به کار حرام وامي دارد و دعوتش را اجابت مي کند و از خواسته اش سرپيچي نمي نمايد.
اين دليلياست بر اينکه وسيله ها حکم اهداف و مقاصد را دارند. نرمي گفتار و صدا در اصل کار جايزي است اما وقتي که وسيله اي براي کار حرام باشد ازآن منع شده است، بنابراين براي زن شايسته است به هنگام سخن گفتن با مردان صدايش را نرم و نازک نکند. 
وقتي آنها را از نرمي گفتار نهي کرد شايد کسي گمان بَرَد که بايد به درشتي و تندي سخن بگويند،
پس اين توّهم را دفع نمود و فرمود: « وَقُلْنَ قَوْلًا مَّعْرُوفًا » و سخني شايسته بگويند. يعني سخني که درشت و تند نباشد و فرمود:« فَلَا تَخْضَعْنَ بِالْقَوْلِ» و نگفت: « فَلَا 