لب و اقرار به زبان و عمل به ارکان. و مومنان در اين امور با يکديگر تفاوت بسيار بزرگي دارند. 
سپس فرمود: (وَالْبَاقِيَاتُ الصَّالِحَاتُ ) و اعمالي که باقي هستند، و همواره ماندگارند و از بين نمي روند اينها اعمال شايسته اند، که مي توان از آن جمله به نماز و زکات و روزه و حج و عمره و خواندن قرآن و تسبيح و تکبير و تمجيد و تهليل و نيکوکاري با مردم و اعال قلبي و بدني را ذکر کرد. 
پس اين اعمال (خَيْرٌ عِندَ رَبِّكَ ثَوَابًا وَخَيْرٌ مَّرَدًّا ) در پيشگاه پروردرگارت پاداش و مزد بهتري دارند، و فايده و بازده آن براي انجام دهندگانش زياد و فراوان است. و از اين باب به کار بردن فعل تفضيل در غير جايش مي باشد، زيرا غير از اعمال نيکوي ماندگار هيچ عملي وجود ندارد که مفيد باشد و پاداش آن براي صاحب باقي بماند، وجه تناسب پرداختن به «باقيات صالحات» در اينجا خداوند بهتر مي داند اين است که از آنجا ستمگران مال و فرزند و جايگاه خوب و امثال آن را در علامتي براي خوب بودن حالت صاحبش قرار دادند، در اينجا خبر داد که آن طور نيست که آنها گمان مي برند، بلکه آنچه نشان سعادت و منشور رستگاري مي باشد عملي است که خداوند آن را دوست مي دارد و مي پسندد.وَيَوْمَ يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ و روزي كه آنان را ندا ميدهد، آنگاه ميگويد: «كجايند آن شريكانم كه شما ميپنداشتيد؟!».
وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ و [در آن روز] از هر امتي گواهي بيرون ميكشيم، آنگاه ميگوييم: «دليل خود را بياوريد». پس ميدانند كه حق با خداوند است، وآنچه كه به هم ميبافتند از ايشان گم و ناپديد ميشود.
روزي [خواهد آمد] كه خداوند كساني را ندا ميدهد كه چيزهايي را براي او شريك قرار ميدادند، و غير او را با وي برابر دانسته و ادعا ميكردند كه خداوند شريكاني دارد كه سزاوار عبادت هستند، و فايده ميدهند و ضرر ميرسانند. پس وقتي كه روز قيامت فرا برسد، خداوند ميخواهد جسارت و افترايي كه در سر ميپروراندند، و دروغگويي آنان را آشكار سازد، يُنَادِيهِمْ فَيَقُولُ أَيْنَ شُرَكَائِيَ الَّذِينَ كُنتُمْ تَزْعُمُونَ آنان را ندا ميدهد و ميگويد كجايند انبازهايي كه براي من گمان ميبرديد. كجاست آنچه آنها به گمان خود شريك خدا قرار ميدادند، و فقط گمان آنها بود نه واقعيت همانطور كه فرموده است:  ما يتبع الذين يدعون من دون الله شركاء أن يتبعون إلا الظن و آنها كه غير خدا را شريك او تلقي ميكنند [از برهاني روشن] پيروي نميكنند، [بلكه] فقط پيرو گمانند.
پس هرگاه آنها ومعبودانشان حاضر شدند، خداوند از ميان امتهاي دروغگو گواهاني را بيرون ميآورد كه بر شرك ورزيدن و باور فاسدشان در دنيا گواهي ميدهند و اينها به منزلة كانديداهاي آنان هستند. وَنَزَعْنَا مِن كُلِّ أُمَّةٍ شَهِيدًا يعني از ميان سران تكذيب كنندگان كساني را انتخاب ميكنيم تا از برادرانشان دفاع كنند، حال آن كه هر دو گروه بر يك راه هستند. پس وقتي براي محاكمه آورده شوند، فَقُلْنَا هَاتُوا بُرْهَانَكُمْ ميگوييم: حجت و دليل خود را بر صحت و درستي شرك خويش بياوريد. آيا ما شما را به آن فرمان دادهايم؟ آيا پيامبران من شما را به آن دستور دادهاند؟ آيا اين را در يكي از كتابهاي من ديدهايد؟ آيا در ميان معبودان شما كسي هست كه سزاوار چيزي از الوهيت و خدايي باشد؟آيا به شما ميتوانند فايده برسانند، يا ميتوانند شما را از عذاب خدا نجات دهند؟! پس اگر شايستگي دارند اين كارها را انجام دهند و اگر قدرتي دارند بايد آن را به شما بنماياند.
فَعَلِمُوا أَنَّ الْحَقَّ لِلَّهِ پس در اين هنگام باطل و فاسد بودن گفتة خود را ميدانند، و ميفهمند كه حق از آن خداوند است. آنها دليلي ندارند، و مجادله و گفتگو به ضرر آنها تمام ميشود، و حجت خدا قاطع و والا است.
وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُوا يَفْتَرُونَ و دروغ و تهمتي كه به هم ميبافتند نابود و متلاشي ميشود و ميدانند كه خداوند دربارة آنها به عدل رفتار مينمايد چون كيفر و عذاب را جز به كسي كه سزاوار آن است نميدهد.إِنَّ قَارُونَ كَانَ مِن قَوْمِ مُوسَى فَبَغَى عَلَيْهِمْ وَآتَيْنَاهُ مِنَ الْكُنُوزِ مَا إِنَّ مَفَاتِحَهُ لَتَنُوءُ بِالْعُصْبَةِ أُولِي الْقُوَّةِ إِذْ قَالَ لَهُ قَوْمُهُ لَا تَفْرَحْ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْفَرِحِينَ همانا قارون از قوم موسي بود، پس بر آنان سركشي كرد، و از گنجها اندازهاي به او داده بوديم كه كليدهاي آن بر گروهي توانمند سنگيني ميكرد. آنگاه كه قومش بدو گفتند: «شادماني مكن، همانا خدا شاد شوندگان [به مال] را دوست نميدارد».
وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ وَلَا تَنسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيَا وَأَحْسِن كَمَا أَحْسَنَ اللَّهُ إِلَيْكَ وَلَا تَبْغِ الْفَسَادَ فِي الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ لَا يُحِبُّ الْمُفْسِدِينَ و در آنچه خداوند به تو داده است سراي آخرت را بجوي، و بهرة خود را از دنيا فراموش مكن، و چنانكه خداوند به تو نيكي كرده است [با ديگران] نيكي كن، و در زمين در پي فساد مباش كه خداون فسادكاران را دوست نميدارد.
قَالَ إِنَّمَا أُوتِيتُهُ عَلَى عِلْمٍ عِندِي أَوَلَمْ يَعْلَمْ أَنَّ اللَّهَ قَدْ أَهْلَكَ مِن قَبْلِهِ مِنَ القُرُونِ مَنْ هُوَ أَشَدُّ مِنْهُ قُوَّةً وَأَكْثَرُ جَمْعًا وَلَا يُسْأَلُ عَن ذُنُوبِهِمُ الْمُجْرِمُونَ قارون گفت: «تنها در نتيجة علم و دانشي كه دارم آن [مال] به من داده شده است. آيا ندانست كه خداوند پيش از او نسلهاي [گذشته] كساني را كه از او توانمندتر و مال اندوزتر بودند هلاك كرد؟ و گناهكاران از گناهشان پرسيده نميشوند.
فَخَرَجَ عَلَى قَوْمِهِ فِي زِينَتِهِ قَالَ الَّذِينَ يُرِيدُونَ الْحَيَاةَ الدُّنيَا يَا لَيْتَ لَنَا مِثْلَ مَا أُوتِيَ قَارُونُ إِنَّهُ لَذُو حَظٍّ عَظِيمٍ پس [قارون] آراسته به زيورهاي خود ميان قومش ظاهر شد كساني كه زندگاني دنيا را ميخواستند گفتند: «اي كاش! ما نيز مانند آنچه به قارون داده شده است ميداشتيم، به راستي او از بهرهاي بزرگ برخوردار است».
وَقَالَ الَّذِينَ أُوتُوا الْعِلْمَ وَيْلَكُمْ ثَوَابُ اللَّهِ خَيْرٌ لِّمَنْ آمَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا وَلَا يُلَقَّاهَا إِلَّا الصَّابِرُونَ و كساني كه دانش وآگاهي داشتند، گفتند: «واي بر شما! پاداش خداوند براي كسي كه ايمان آورد و كار شايسته انجام دهد، بهتر است و اين را جز شكيبايان نميپذيرند».
فَخَسَفْنَا بِهِ وَبِدَارِهِ الْأَرْضَ فَمَا كَانَ لَهُ مِن فِئَةٍ يَنصُرُونَهُ مِن دُونِ اللَّهِ وَمَا كَانَ مِنَ المُنتَصِرِينَ پس او و خانهاش را به زمين فرو برديم، و هيچ گروهي نداشت كه او را در برابر خداوند ياري دهند، و خود نيز نتوانست خود را كمك كند.
وَ