ا مَعَ الأبْرَارِ» و ما را با نيکان بميران. اين دعا، خواستنِ توفيق الهي در انجام کار خير و ترک کار بد است که بنده با آن از زمره نيکوکاران محسوب مي گردد، و بايد تا هنگام مرگ بر آن ثابت و پابرجا باشد.
وقتي که خداوند خردمندان را بر ايمان آوردن توفيق داد، از همين راه به او متوسل شدند تا نعمت خويش را بر آنها کامل گرداند، و از او خواستند تا به آنها پاداش ايمان را بدهد، و به وعده اي که بر زبان پيامبرانش به آنها داده است از قبيل پيروزي و چيرگي در دنيا و دستيابي به خشنودي خدا و بهشت او، وفا کند، زيرا خداوند متعال خلاف وعده نمي کند، پس خداوند دعايشان را اجابت مي کند.َجَابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّهِ وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ ؛ پروردگارشان  دعايشان  را اجابت  فرمود که  : من  کار هيچ  مزدوري  را از شما،، چه  زن  و چه  مرد همه  از يکديگريد ناچيز نمي  سازم   پس  گناهان  کساني  راکه  مهاجرت  کرده  اند و از خانه  هايشان  رانده  شده  اند و در راه  من  آزار ديده   اند و جنگيده  اند و کشته  شده  اند ، مي  زدايم  و آنان  را در بهشتهايي  که در  آن  نهرها جاري  است  داخل  مي  کنم   اين  پاداشي  است  از جانب  خدا و  پاداش  نيکو نزد خداست.
پس خداوند متعال فرمود: « فَاستَجابَ لَهُم رَبُّهُم» خداوند دعاي آنها را پذيرفت؛ دعاي عبادت و دعاي به فرياد طلبيدن و فرمود: « أَنِّي لاَ أُضِيعُ عَمَلَ عَامِلٍ مِّنكُم مِّن ذَكَرٍ أَوْ أُنثَى» پس همگي پاداش اعمال خود را به طور کامل دريافت خواهند کرد، « بَعْضُكُم مِّن بَعْضٍ» يعني همه شما در پاداش و کيفر برابر هستيد. « فَالَّذِينَ هَاجَرُواْ وَأُخْرِجُواْ مِن دِيَارِهِمْ وَأُوذُواْ فِي سَبِيلِي وَقَاتَلُواْ وَقُتِلُواْ» پس آنهايي که ايمان و هجرت و جدايي از دوست داشتني ها از قبيل وطن و مال و منال را برگزيدند و براي خشنودي خداوند جهاد کردند، « لأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئَاتِهِمْ وَلأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ ثَوَابًا مِّن عِندِ اللّه» گناهانشان را مي آمرزم، و آنها را وارد بهشت مي کنم، بهشتي که رودها از زير درختان آن روان است، اين پاداشي است از جانب خداوند؛ خداوندي که در مقابل عملِ ناچيزِ بنده اش پاداش فراوان به او مي دهد.
« وَاللّهُ عِندَهُ حُسْنُ الثَّوَابِ»  نزد خداوند پاداش خوب و نيکو هست، پاداشي که هيچ چشمي مانند آن را نديده، و هيچ گوشي آن را نشنيده و به قلب هيچ انساني خطور نکرده است. پس هرکس اين پاداش را مي خواهد به اندازه ي توان خويش آن را بوسيله طاعت و فرمانبرداري از خداوند و نزديکي جستن به او، طلب کند.لاَ يَغُرَّنَّكَ تَقَلُّبُ الَّذِينَ كَفَرُواْ فِي الْبِلاَدِ ؛ جولان  کافران  در شهرها تو را نفريبد.
مَتَاعٌ قَلِيلٌ ثُمَّ مَأْوَاهُمْ جَهَنَّمُ وَبِئْسَ الْمِهَادُ ؛ اين  برخورداري  اندکي  است   پي ، از آن  جايگاهشان  جهنم  است  و جهنم  بد  آرامگاهي  است.
لَكِنِ الَّذِينَ اتَّقَوْاْ رَبَّهُمْ لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا نُزُلاً مِّنْ عِندِ اللّهِ وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ ؛ اما براي  آنان  که  از پروردگارشان  مي  ترسند ، بهشتهايي  است  که  در آن   نهرها جاري  است   همواره  در آنجا مهمان  خدا هستند  و آنچه  نزد خداست   براي نيکان  بهتر است.
منظور از اين آيه اين است کالاي دنيا که کافران به دست مي آورند، و خوشگذراني و رفت و آمد آنها در شهرها در قالب تجارت و کسب، و لذت جويي و انواع افتخارات و پيروزيهايي که بعضي اوقات به دست مي آورند، نبايد مومنان را اندوهگين کند. و اين آيه مسکن خاطر مومنان است ، چرا که خداوند مي فرمايد: همه اين چيزها که به کافران مي رسد، « مَتَعُ قَلِيلُ» کالاي ناچيزي است، و باقي نخواهند ماند ، بلکه آنها کمي از آن بهره مند مي شوند، و به سبب آن مدتي طولاني عذاب مي بينند. اين بالاترين حالتي است که کافر در آن قرار مي گيرد، و سرانجام بسيار بدي در انتظار اوست. و اما کساني که از پروردگارشان مي ترسند و به او ايمان دارند، همراه با افتخار و نعمت هاي دنيا که به دست مي آورند « لَهُمْ جَنَّاتٌ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا» براي آنان در اخرت باغهايي است که رودها از زير درختانش روان است و آنها در آن جاودانه مي مانند.
و سختي  و دشواري و بدبختي که در دنيا براي آنها پيش مي آيد، نسبت به نعمت پايدار بهشت و زندگي سالم و شاد و با طراواتي که در آخرت دارند ناچيز است. بنابراين خداوند متعال فرمود: « وَمَا عِندَ اللّهِ خَيْرٌ لِّلأَبْرَارِ» و آنها کساني هستند که دل و گفتار و کردارشان نيک است پس خداوند مهربان از درِ احسان و نيکي خويش به آنها پاداش و بخششي بزرگ و رستگاري جاودان بخشيد.وَإِنَّ مِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَمَن يُؤْمِنُ بِاللّهِ وَمَا أُنزِلَ إِلَيْكُمْ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْهِمْ خَاشِعِينَ لِلّهِ لاَ يَشْتَرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِندَ رَبِّهِمْ إِنَّ اللّهَ سَرِيعُ الْحِسَابِ ؛ بعضي  از اهل  کتاب  به  خدا و کتابي  که  بر شما نازل  شده  و کتابي  که  بر، خودشان  نازل  شده  است  ايمان  دارند  مطيع  فرمان  خدايند  آيات  خدا را  به  بهاي  اندک  نمي  فروشند  مزد ايشان  نزد پروردگارشان  است   هر آينه   خدا حسابها را زود خواهد رسيد.
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اصْبِرُواْ وَصَابِرُواْ وَرَابِطُواْ وَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ ؛ اي کساني که ايمان آورده ايد! بردباري کنيد، و استقامت و پايداري ورزيد، و مراقب باشيد و از خدا بترسيد تا رستگار شويد.
گروهي از اهل کتاب بر انجامِ کار خير توفيق يافته و به خدا و به آنچه بر شما، و آنچه بر آنها نازل گشته است ايمان دارند و اين ايمان سودبخش و مفيد است. 
اما عده اي از مردم به برخي از پيامبران و کتابها ايمان آورده، و به برخي ديگر کفر مي ورزند. بنابراين چون گروه اول  عموما ايمانشان ايمان حقيقي است، به حال آنان مفيد واقع مي شود، پس پروردگار متعال ترس و تقوي و فروتني در برابر عظمت خدا را که باعث فرمان بردن از دستورات و پرهيز کردن از منهيات، و زير پا نگذاشتن حدود الهي است در آنها پديد آورد.
و اينان در حقيقت اهل کتاب و برخورداران از دانش وعلم هستند. همانطور که خداوند متعال فرموده است : « إنَّمَا يخشَي اللَّهَ مِن عِبَادِهِ العُلَمَوُا» از ميان بندگان فقط علما از خدا مي ترسند . يکي از مصايدق ترس و خشيت آنها 