سته اند هدایت نماید.
فسق بر دو نوع است: یک نوع انسان را از دین و دایره ایمان خارج می کند، مانند فسقی که در این آیه و امثال آن ذکر شده است. نوع دوم فسقی است که انسان را از ایمان بیرون نمی کند همان طور که در فرموده الهی آمده است: « یَأَیُهَا الَّذِینَ ءَ امَنُوا إِن جَاءَکُم فَاسِقُ بِنَبَا  فَتَتَبَّعُوا» ای کسانی که ایمان آورده اید! اگر فاسقی پیش شما خبری آورد تحقیق نمایید.
سپس فاسقان را توصیف کرده و می فرماید: « الَّذِينَ يَنقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِن بَعْدِ مِيثَاقِهِ» و این آیه شامل پیمانهایی است که بین آنان و خدا، و نیز پیمانی است که بین آنها و مردم منعقد شده است، پیمانهای است که بین آنها و مردم منعقد شده است، پیمانهای مستحکم و موکدی منعقد شده است، پیمانهای مستحکم و موکدی که با خدا خلق خدا منعقد می نمایند اما بی مبالات از کنار آنها می گذرند، آنها را نقض نموده و دستورات خداوند را ترک کرده و منهیاتش را مرتکب شده و پیمان هایی را که با مردم بسته اند نقض می کنند.
« وَيَقْطَعُونَ مَا أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَن يُوصَلَ» و آنچه را خداوند دستور داده است از هم گسیخته نشود، می گسلند. و این شامل چیزهایی زیادی می شود. خداوند به ما دستور داده است که به وسیله ایمان و بندگی رابطه خود را با او مستحکم سازیم، و تکریم وی و انجام دستورات و فرامیشن، رابطه خویش را با ایشان نیز مستحکم نماییم.  و خداوند به ما دستور داده است با بجا آوردن حقوق پدر و مادر و خویشاوندان و یاران و سایر مردم پیونده خود را با آنان محکم نگه داریم.
مومنان این وظایف را عملی نموده و آنرا به طور کمل انجام می دهند، و اما فاسقان آن را از هم گسیخته و پست سر انداختند و به فسق و فجور روی آورده و  و روابط خویشاوندی را قطع نموده و مرتکب گناه می شوند. و این از مصادیق فساد و تباهی در زمین است.
پس «أُولَـئِكَ» کسانی که این طور باشند، « هُمُ الْخَاسِرُونَ» در دنیا و آخرت زیان دیدگانند. منحصرا آنها را زیانمند معرفی کرده است چون زیان آنها در هر حال عام و کلّی است، و آنها هیچ نوعی سودی نمی برند، زیرا شرط پذیرفته شدن هر عمل صالحی داشتن ایمان است. پس هرکس ایمان نداشته باشد عملش پذیرفته شدن هر عمل  صالحی داشتن ایمان است. پس هرکس ایمان نداشته باشد عملش پذیرفته نمی شود، و انگار عملی ندارد. و این زیان، زیان کفر است. و اما زیانی که گاهی اوقات در قالب کافر شدن، و گاهی اوقات در قالب دچار گناه و معصیت گشتن، و گاهی اوقات به صورت کوتاهی نمودن در انجام یک امر مستحب نمود پیدا می کند و در فرموده الهی بیان شده است: « إِنَّ الإِنَسنَ لَفِی خُسرٍ» چنین خسران و زیانی عام است و شامل هر مخلوقی می باشد، به جز کسی که ایمان داشته و عمل صالح انجام دهد و دیگران را به حق و صبر و شکیبایی توصیه نماید. و زیان حقیقی همانا از دست دادن عمل صالحی است که بنده حقیقی درصدد بدست آوردن آن است.وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ ، از آن  خداست  هر چه  در آسمانها و زمين  است  و کارها بدو باز مي  گردد.
وقتي خداوند بيان کرد که فرمان و قانون گذاري از آن اوست، نيز بيان فرمود که فرمانروايي کامل و تصرف و پادشاهي از آن اوست، بنابراين فرمود: « وَلِلّهِ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَمَا فِي الأَرْضِ وَإِلَى اللّهِ تُرْجَعُ الأُمُورُ» پس نيکوکاران را در مقابل نيکي شان پاداش مي دهد و بدکاران را به سبب نافرماني شان مجازات مي کند. خداوند احکام سه گانه اش را در بسياري جاهان با هم مطرح مي کند تا براي بندگانش بيان کند که او فرمانروايي مطلق است، پس احکام تقديري و شرعي و احکام جزائي از آن  اوست، و ديگر آفريدگان مغلوب و محکوم اند و قدرت و  توانايي و اختياري ندارند. پس او در دنيا و آخرت ميان بندگانش حکم و داوري مي نمايد.كُنتُمْ خَيْرَ أُمَّةٍ أُخْرِجَتْ لِلنَّاسِ تَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَتَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَتُؤْمِنُونَ بِاللّهِ وَلَوْ آمَنَ أَهْلُ الْكِتَابِ لَكَانَ خَيْرًا لَّهُم مِّنْهُمُ الْمُؤْمِنُونَ وَأَكْثَرُهُمُ الْفَاسِقُونَ ، شما بهترين  امتي  هستيد از ميان  مردم  پديد آمده  ، که  امر به  معروف  و نهي از منکر مي  کنيد و به  خدا ايمان  داريد  اگر اهل  کتاب  نيز ايمان   بياورند برايشان  بهتر است   بعضي  از ايشان  مؤمنند ولي  بيشترين   تبهکارانند.
لَن يَضُرُّوكُمْ إِلاَّ أَذًى وَإِن يُقَاتِلُوكُمْ يُوَلُّوكُمُ الأَدُبَارَ ثُمَّ لاَ يُنصَرُونَ، به  شما جز اندک  آزار ، ديگر آسيبي  نرسانند  اگر کارزار کنند پشت   کنندو، به  هزيمت  روند و پيروز نگردند.
اين بيان اسباب برتري امت اسلام است، چرا که امت اسلام با اين اسباب از ديگر امت ها متمايز بوده و از ساير امت ها بالاترند، و آنها از نظر خيرخواهي و دعوت مردم به سوي خير و نيکي و تعليم و راهنمايي، و امر به معروف و نهي از منکر بهترين مردمانند و براي رسيدن ديگران به حد کمال و تحقق منافع آنان بسيار تلاش مي کنند، و به خدا ايمان دارند و مسئوليتي را که اين عقيده و باور بر آنان واجب مي گرداند به نحو احسن انجام مي دهند. و اگر اهل کتاب مانند شما ايمان مي آورند هدايت مي شدند و براي آنها بهتر خواهد بود، اما جز تعداد اندکي از اهل کتاب ايمان نياورده و بيشتر آنان فاسقند چرا که از اطاعت خدا و پيامبرش بيرون رفته و با مومنان مبارزه مي کنند، و تمام توان خود را براي زيان رساندن به مومنان بکار مي گيرند، اما آنها نمي توانند به مومناني زياني برسانند جز اينکه مقداري آنها را با زبان اذيت کنند.
و اگر با مومنان بجنگند، به آنها پشت کرده و فرار مي کنند، سپس ياري نمي شوند و پيروز نمي گردند. و آنچه که خدا از آن خبر داده بود پيش آمد و آنها وقتي با مسلمين جنگيدند به آنها پشت کرده و گريختند و خداوند مسلمين را بر آنها پيروز گردانيد.ضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الذِّلَّةُ أَيْنَ مَا ثُقِفُواْ إِلاَّ بِحَبْلٍ مِّنْ اللّهِ وَحَبْلٍ مِّنَ النَّاسِ وَبَآؤُوا بِغَضَبٍ مِّنَ اللّهِ وَضُرِبَتْ عَلَيْهِمُ الْمَسْكَنَةُ ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ كَانُواْ يَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَيَقْتُلُونَ الأَنبِيَاء بِغَيْرِ حَقٍّ ذَلِكَ بِمَا عَصَوا وَّكَانُواْ يَعْتَدُونَ ، هر جا که  باشند مهر خواري  بر آنها زده  شده  است  ، مگر آنکه  در امان  خداو  در امان  مردم  باشند  و سزاوار خشم  خدا شده  اند و مهر بدبختي  بر آنها  نهاده  اند ، زيرا به  آيات  خدا کافر شدند و پيامبران  را به  ناحق  کشتند  واين  بدان  سبب  بود که  عصيان  ورزيدند و تجاوز کردند.
در اينجا خداوند از حالت يهوديان خبر مي دهد که مهر ذلت بر آنان زده شده است، وهر کجا که باشند هراس دارند و مي ترسند و هيچ چيزي امنيت آنها را تامين نمي کند مگر اينکه به پيمانها و معاهداتي که با ديگران منعقد مي کنند پايبند باشند و در برابر احکام اسلام سر خم کنند، و جزيه بپردازند. 
«