شرکين و دوستي آنان بيزار و مبرا است، چون دين ابراهيم دين يکتاپرستي است، و سرشار از عفو و گذشت و سهولت ، که براساس آن بايد به همه پيامبران و همه  کتابها ايمان داشت، و اين از ويژگي مسلمين است.
يهود و نصارا ادعا مي کردند که آنها بر آيين ابراهيم هستند، در حاليکه يهوديت و نصرانيتي که بر آن هستند بعد از ابراهيم خليل بوجود آمد، پس چگونه در اين مسئله مجادله مي کنند، مسئله اي که دروغ و افتراي آنها به وضوح در آن مشاهده مي شود؟ فرض کن آنها در چيزي که بدان علم داشتند مجادله کردند، پس چگونه در اين حالت مجادله مي نمايند، زيرا در اين جا قبل از اينکه به باطل بودن و پوچ بودن سخنشان توجه شود، فاسد بودن ادعايشان اثبات مي گردد.
و اين آيه دليلي است بر اينکه براي انسان جايز نيست درباره چيزي که نمي داند سخن بگويد يا در مورد آن مجادله کند.
« وَاللَّهُ وَلِي المُومِنِينَ» پس هر اندازه ايمان آدمي قوي باشد، خداوند با لطف خويش او را سرپرستي مي نمايد، و او را بر انجام کار خوب توفيق مي دهد، و از سختي دور مي نمايد.وَدَّت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ لَوْ يُضِلُّونَكُمْ وَمَا يُضِلُّونَ إِلاَّ أَنفُسَهُمْ وَمَا يَشْعُرُونَ ، طايفه  اي  از اهل  کتاب  دوست  دارند که  شما را گمراه  کنند و حال  آنکه   نمي دانند که  جز خود را گمراه  نمي  کنند.
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَكْفُرُونَ بِآيَاتِ اللّهِ وَأَنتُمْ تَشْهَدُونَ ، اي  اهل  کتاب  ، با آنکه  خود به  آيات  خدا شهادت  مي  دهيد ، چرا  انکارشان مي  کنيد .
يَا أَهْلَ الْكِتَابِ لِمَ تَلْبِسُونَ الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَكْتُمُونَ الْحَقَّ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ ، اي  اهل  کتاب  ، با آنکه  از حقيقت  آگاهيد ، چرا حق  را به  باطل  مي   آميزيدو، حقيقت  را کتمان  مي  کنيد.
وَقَالَت طَّآئِفَةٌ مِّنْ أَهْلِ الْكِتَابِ آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَارِ وَاكْفُرُواْ آخِرَهُ لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ ، طايفه  اي  از اهل  کتاب  گفتند : در اول  روز به  آنچه  بر مؤمنان  نازل  شده   است  ايمان  بياوريد و در آخر روز انکارش  کنيد ، تا مگر از اعتقاد خويش   بازگردند.
وَلاَ تُؤْمِنُواْ إِلاَّ لِمَن تَبِعَ دِينَكُمْ قُلْ إِنَّ الْهُدَى هُدَى اللّهِ أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ قُلْ إِنَّ الْفَضْلَ بِيَدِ اللّهِ يُؤْتِيهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ ، و گفتند : جز پيروان  دين  خود را تصديق  مکنيد  بگو : هدايت  ، هدايت ، خدايي  است   و اگر گويند که  به  ديگران  همان  چيزهايي  ارزاني  شود که  به  شماارزاني  شده  است  ، يا اگر گويند که  فردا در نزد پروردگارتان  با شما  به  حجت  مي  ايستند بگو : فضيلت  به  دست  خداست  ، به  هر که  خواهد آن  را  عطا مي کند ، که  او بخشاينده  و داناست.
يَخْتَصُّ بِرَحْمَتِهِ مَن يَشَاء وَاللّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيمِ ، هر که  را بخواهد خاص  رحمت  خود مي  کند و خدا صاحب  کرمي  است  بس  بزرگ.
اين از جمله احسان و نيکي هاي خداوند نسبت به اين امت است که آنها را از مکر و توطئه اهل کتاب آگاه نموده و به آنها خبر داده است که اهل کتاب بنا بر علاقه شديد آنها به گمراه کردن مومنان کارهاي زشتِ گوناگوني انجام مي دهند.
پس گروهي از اهل کتاب گفتند: « آمِنُواْ بِالَّذِيَ أُنزِلَ عَلَى الَّذِينَ آمَنُواْ وَجْهَ النَّهَار» به آنچه بر مومنان نازل شده، در آغاز روز ايمان بياوريد، و در پايان روز از دينشان برگرديد، زيرا وقتي آنها ببينند که شما از دينشان برگشته ايد، در حاليکه آنها معتقدند که شما علم و دانش داريد، در دين خود شک مي کنند، و با خود مي گويند اگر آنها در دين چيزي ناپسند و مخالف با کتابهاي گذشته نمي ديدند، از آن بر نمي گشتند.
اين مکر و نقشه آنهاست، و خداوند هرکس را که بخواهد هدايت مي کند، و بخشش به دست اوست، و آن را به هرکس که بخواهد اختصاص مي دهد. پس اي امت اسلام! خداوند چيزهايي را به شما اختصاص داده که به ديگران اختصاص نداده است.
اين حيله  گران ندانستند که دين خدا حق است، و هرگاه حقيقت آن در دلها جاي بگيرد جز ايمان و يقين چيزي را نمي افزايد، و شبهه پراکني و ايجاد ترديد، سبب مي شود که فرد متدين به دينش بيشتر تمسّک جويد و ستايش خدا را به جاي آورد. « أَن يُؤْتَى أَحَدٌ مِّثْلَ مَا أُوتِيتُمْ أَوْ يُحَآجُّوكُمْ عِندَ رَبِّكُمْ» چيزي که آنها را به انجام اين کارهاي زشت وادار کرد، حسد و سرکشي و ترس از محکوم شدن بود، همانطور که خداوند متعال فرموده است: « وَدَّ کَثيرُ مِن أَهلِ الکِتَبِ لَو يردُونَکُم مِن بَعدِ إِيمانِکُم کُفَّاراً حَسَدَا مِن عِندِ أَنفُسِهِم مِن بَعدِ مَا تَبَينَ لَهُمُ الحَقُّ » بسياري از اهل کتاب پس از آنکه حق برايشان آشکار شد از روي حسدي که در وجودشان بود، آرزو کردند که شما را بعد از ايمانتان کافر گردانند.وَمِنْ أَهْلِ الْكِتَابِ مَنْ إِن تَأْمَنْهُ بِقِنطَارٍ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ وَمِنْهُم مَّنْ إِن تَأْمَنْهُ بِدِينَارٍ لاَّ يُؤَدِّهِ إِلَيْكَ إِلاَّ مَا دُمْتَ عَلَيْهِ قَآئِمًا ذَلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُواْ لَيْسَ عَلَيْنَا فِي الأُمِّيِّينَ سَبِيلٌ وَيَقُولُونَ عَلَى اللّهِ الْكَذِبَ وَهُمْ يَعْلَمُونَ ، از ميان  اهل  کتاب  کسي  است  که  اگر او را امين  شمري  و قنطاري  به  او، بسپاري  آن  را به  تو باز مي  گرداند ، و از ايشان  کسي  است  که  اگر امينش   شمري و ديناري  به  او بسپاري  جز به  تقاضا و مطالبت  آن  را باز نگرداند  زيرا مي  گويد : راه  اعتراض  مردم  مکه  بر ما بسته  است  و کس  ما را ملامت   نکند اينان  خود مي  دانند که  به  خدا دروغ  مي  بندند.
بَلَى مَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ وَاتَّقَى فَإِنَّ اللّهَ يُحِبُّ الْمُتَّقِينَ ، آري  هر کس  که  به  عهد خويش  وفا کند و پرهيزگار باشد ، خدا پرهيزگاران   را دوست  مي  دارد.
إِنَّ الَّذِينَ يَشْتَرُونَ بِعَهْدِ اللّهِ وَأَيْمَانِهِمْ ثَمَنًا قَلِيلاً أُوْلَـئِكَ لاَ خَلاَقَ لَهُمْ فِي الآخِرَةِ وَلاَ يُكَلِّمُهُمُ اللّهُ وَلاَ يَنظُرُ إِلَيْهِمْ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَلاَ يُزَكِّيهِمْ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ، کساني  که  عهد خدا و سوگندهاي  خود را به  بهايي  اندک  مي  فروشند در  آخرت نصيبي  ندارند و خدا در روز قيامت  نه  با آنان  سخن  مي  گويد و نه  به   آنان  مي  نگرد و نه  آنان  را پاکيزه  مي  سازد  و برايشان  عذابي  دردآور  است.
خداوند از اهل کتاب خبر مي دهد که گروهي از  آنان امانتدار هستند، و اگر مبلغ هنگفتي را به طور امانت به آنها بسپاري آن را به تو بر مي گردانند، و گروهي از آنها خائن هستند، و در کمترين چيزي که به طور امانت به آنها بدهي خيانت مي کنند، و آنها با وجود اين خيانت زشت، عذر و بهانه هاي پوچ مي آورند، و مي گويند: « لَيسَ عَلَينَا فِي الأُمِينَ سَبِيلُ» اگر به «اميين» بي سوادان 