نکرده است، « عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِينَ» لعنت خدا و ملائکه و همه مردم بر آنان خواهد بود، چون از آنجا که کفر تبدیل به صفت و حالت ثابت آنها گشته است ملعون واقع شدن نیز تبدیل به صفت ثابت آنها می گردد و از  آنان دور نمی شود، چون حکم همراه و ملازم علت خویش است و هرگاه علت وجود داشته باشد حکم نیز خواهد بود، وهرگاه علت وجود نداشته باشد حکم نیز وجود نخواهد داشت.
« خَالِدِينَ فِيهَا» در لعنت یا عذابی که لازم و ملزوم یکدیگرند برای همیشه خواهند بود. « لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ» و بدیشان مهلت داده نمی شود، چون وقت مهلت دادن که دنیاست، گذشته است، پس عذری برای آنان باقی نمانده است که به آن اعتذار جویند.وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ إلَى أَجَلٍ مُّسَمًّى فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ و اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان کيفر مي داد هيچ جنبده اي را بر روي زمين باقي نمي گذاشت، ولي آنان را تا مدت معيني مهلت مي دهد، پس چون وقت مقرر آنان فرا رسد (اجلشان) به تاخير نمي افتد، و لحظه اي نيز تقديم نمي شود .
پس از آنکه خداوند آنچه را که ستمگران به دروغ به او نسبت داده بودند، بيان کرد، کمال بردباري و صبر خويشتن را بيان نمود و فرمود: (وَلَوْ يُؤَاخِذُ اللّهُ النَّاسَ بِظُلْمِهِم ) و اگر خداوند مردمان را به سبب ستمشان کيفر مي داد، (مَّا تَرَكَ عَلَيْهَا مِن دَآبَّةٍ ) بر روي زمين هيچ جنبده اي باقي نمي گذاشت، يعني اضافه بر کساني که دست به ارتکاب گناه مي زدند چهارپايان و حيوانات را نيز نابود مي ساخت، زيرا بر اثر شومي گناه کشتزارها و نسل ها نيز نابود مي شود. 
(وَلَكِن يُؤَخِّرُهُمْ ) اما آنها را تا مدت معيني مهلت مي دهد، و به عذاب گرفتارشان نمي سازد، و آن موعد قيامت است. (فَإِذَا جَاء أَجَلُهُمْ لاَ يَسْتَأْخِرُونَ سَاعَةً وَلاَ يَسْتَقْدِمُونَ) پس چون وقت مقرر آنان فرا رسد لحظه اي باز پس نمي مانند و لحظه اي پيش نمي روند، پس بايد بپرهيزند و بهراسند از زماني که در آن به کسي مهلت داده نمي شود .وَيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ وَتَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ و براي خداوند چيزي مقرر مي کنند که خود نمي پسندند، و زبانهايشان دروغ پردازي کرده و مي گويد: «سرانجام نيک از آن آنان است» بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ايشان است و آنان پيش از ديگران بدانجا رانده و افکنده مي شوند. 
تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ فَهُوَ وَلِيُّهُمُ الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ سوگند به خداوند ! پيامبراني را پيش از تو به سوي امتهايي فرستاديم. پس شيطان کارهايشان را در نظر آنان آراست و امروز شيطان ياورشان است و عذاب دردناکي دارند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که مشرکان (َيَجْعَلُونَ لِلّهِ مَا يَكْرَهُونَ ) چيزهايي را که براي خود نمي پسنديد ، (از قبيل دختران و صفت هاي زشت) به خداوند نسبت مي دهند، و آن شرک ورزيدن وا نجام عبادت براي برخي  از مخلوقات و بندگان خدا بود، پس آنها نمي پسنديدند بردگانشان در صورتي که با آنان از يک نوع هستند در روزهايي که خداوند به آنان داده است شريک آنها باشند، چگونه بردگان، و بندگان خدا را شريک وي قرار مي دهند؟
(وَ) و با وجود اين کردار زشت، (تَصِفُ أَلْسِنَتُهُمُ الْكَذِبَ أَنَّ لَهُمُ الْحُسْنَى ) (بر) زبانهايشان دروغ رانده و مي گويند: آنها در دنيا و آخرت داراي حالتي نيکو خواهند بود، خداوند سخن آنها را رد نموده و فرمود: (لاَ جَرَمَ أَنَّ لَهُمُ الْنَّارَ وَأَنَّهُم مُّفْرَطُونَ) بدون شک آتش دوزخ بهرۀ ايشان است و آنها به سوي آن برده مي شوند و در آن براي هميشه باقي مي مانند و هرگز از آن بيرون نخواهند شد. 
خداوند براي پيامبرش بيان نمود که او اولين پيامبر تکذيب شده نيست، ( تَاللّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنَا إِلَى أُمَمٍ مِّن قَبْلِكَ) سوگند به خداوند که به سوي امتهاي پيش از تو (نيز) پيامبراني فرستاديم که آنها را به توحيد و يکتاپرستي دعوت مي کردند. (فَزَيَّنَ لَهُمُ الشَّيْطَانُ أَعْمَالَهُمْ) و شيطان کارهايشان را در نظر ايشان زيبا جلوه داد، پس پيامبران را تکذيب کردند و گمان بردند آنچه آنها بر آن هستند حق است، و آنان را از هر چيز ناپسندي نجات مي دهد، و گمان بردند که آنچه پيامبران آنها را به سوي آن را مي خوانند باطل است، پس چون شيطان کارهايشان را در نظر ايشان زيبا جلوه داد، (فَهُوَ وَلِيُّهُمُ) آنها را در دنيا و آخرت ياور و سرپرست است و از شيطان پيروي کردند و او را به دوستي برگردانند. (افتتخذونه و ذريته اولياء من دوني و هم لکم عدو بئس للظالمين بدلا)  آيا شيطان و فرزندانش را به جاي خدا به دوستي بر مي گيريد، حال آنکه آنان دشمنان شما هستند؟ آنچه ستمگران به جاي خدا انتخاب کرده اند بد چيزي است. (الْيَوْمَ وَلَهُمْ عَذَابٌ أَلِيمٌ ) و آنان در آخرت عذاب دردناکي دارند، زيرا از دوستي با خدا اعراض نموده و به دوستي و ياوري شيطان خشنود شده اند، بنابراين سزاوار عذاب خوار کننده شده اند .وَمَا أَنزَلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ إِلاَّ لِتُبَيِّنَ لَهُمُ الَّذِي اخْتَلَفُواْ فِيهِ وَهُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ و ما کتاب را بر تو نازل نکرده ايم مگر بدان خاطر که چيزي را براي مردم بيان و روشن نمايي که در آن اختلاف ورزيده اند و تا هدايت و رحمتي باشد براي مومنان 
وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء فَأَحْيَا بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِي ذَلِكَ لآيَةً لِّقَوْمٍ يَسْمَعُونَ و خداوند از آسمان آبي فرو فرستاد و با آن زمين را پس از مردنش زنده ساخت، بي گمان در اين دليل روشني است براي گروهي که مي شنوند. 
خداوند متعال مي فرمايد: اي محمد! ما اين قرآن را بر تو نازل نکرده ايم مگر به خاطر اينکه در آنچه دارند از قبيل توحيد و قدر و احکام و حالات معاد حق را بيان نمايي، و قران را نازل نکرده ايم مگر به خاطر اينکه هدايت کامل و رحمت فراگيري باشد پس براي گروهي که به خداوند و به کتابي که نازل کرده است ايمان دارند. 
(وَاللّهُ أَنزَلَ مِنَ الْسَّمَاء مَاء) خداوند در اين آيه يکي از بزرگترين نعمت ها را بيان مي دارد تا (مردمان) پندها و تذکرهاي الهي را درک نمايند، و يقين حاصل کنند که خداوند معبود به حق است و عبادت جز براي او شايسته نيست؛ زيرا خداوند با فرو فرستادن باران و روياندن انواع گياهان بندگان را مورد آنعام قرار مي دهد، تا دريابند که او بر هر چيز تواناست، و پي ببرند خداوندي که زمين را پس از خشک شدن و مردن زنده مي نمايد بر زنده کرن مردگان نيز تواناست، و پي ببرند ک