ِالأُنثَى ظَلَّ وَجْهُهُ مُسْوَدًّا وَهُوَ كَظِيمٌ(  و هرگاه به يکي از آنان مژده تولد دختر داده شود از شدت ناراحتي که به او دست مي داد چهره اش سياه مي گرديد. و حزن و تاسفي را که به هنگام مژده داده شدن به او دست مي داد، فرو مي خورد، و پيش هم نوعان خود احساس رسوايي و خواري مي کرد و به علت مژده بدي که به او دادهع مي شد خويشتن را از آنان پنهان مي کرد. 
سپس از فکر و انديشۀ فاسدش بهره مي گرفت که با اين دختر چکار کند؟ (أَيُمْسِكُهُ عَلَى هُونٍ) آيا او را نکشد و با سرشکستگي نگاهش دارد؟ (أَمْ يَدُسُّهُ فِي التُّرَابِ ) يا  او ر ازنده به گور نمايد؟ و خداوند به خاطر زنده به گور کردن دختران، مشرکين را مذمت و نکوهش نموده است، (أَلاَ سَاء مَا يَحْكُمُونَ ) هان  چه قضاوت بدي مي کردند . زيرا داشتن فرزندي را شايستۀ شکوه و عظمت خدا نيست به وي نسبت مي دادند. 
سپس به اين اکتفا نکردند، تا اينکه آنچه را که بدترين قسمت بود به خداوند نسبت دادند، و آن دختران بودند که آنها را براي خود ننگ و عار مي پنداشتند و از آنها بيزار بودند. پس چگونه چيزي را که براي خود نمي پسندند به خدا نسبت مي دهند؟ پس قضاوت آنها بسيار قضاوت بدي است. 
و از آن جا که اين صفت از صفت هاي بدي بود که مشرکين به خداوند نسبت مي دادند، فرمود (لِلَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِالآخِرَةِ مَثَلُ السَّوْءِ) کساني که به آخرت باور ندارند داراي صفت بد و زشتي هستند . (وَلِلّهِ الْمَثَلُ الأَعْلَىَ) و صفت برتر از آن خداست، و آن تمام صفت هاي کمال است، زيرا کمال مطلق از آن خداست، و خداوند از هرگونه نقص و کمبودي مبرا است، و چون در دل بندگانش از جايگاه والايي برخوردار است همگي به سوي او بر مي گردند و او را دوست مي دارند و سر توبه و انابت را بر آستانش مي سايند .( وَهُوَ الْعَزِيزُ ) و او پيروزمند و با قدرت است و بر هر چيزي چيره است و همۀ مخلوقات منقاد اويند. (الْحَكِيمُ ) فرزانه و با حکمت است ؛ هر چيزي را در جاي مناسبش قرار مي دهد، پس به هيچ چيز امر نمي کند و از هيچ چيز نهي نمي نمايد مگر اينکه بر آن ستايش مي شود و بر کمال او در آن مورد حمد و ثنا قرار مي گيرد.إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ مَا أَنزَلْنَا مِنَ الْبَيِّنَاتِ وَالْهُدَى مِن بَعْدِ مَا بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتَابِ أُولَـئِكَ يَلعَنُهُمُ اللّهُ وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ ، بی گمان کسانی که دلایل روشن، و هدایتی را که ما فرو فرستاده ایم پنهان می کنند، بعد از آن که آن را در کتاب برای مردم بیان نموده ایم ، خداوند و نفرین کنندگان ایشان را نفرین می کنند.
إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ وَأَصْلَحُواْ وَبَيَّنُواْ فَأُوْلَـئِكَ أَتُوبُ عَلَيْهِمْ وَأَنَا التَّوَّابُ الرَّحِيمُ  ،مگر کسانی که توبه  کنند و به اصلاح (خویشتن) بپردازند و (حقیقت را) بیان کنند، پس توبه ایشان را می پذیرم و من بسیار توبه پذیر و مهربان هستم.
إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا وَمَاتُوا وَهُمْ كُفَّارٌ أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ لَعْنَةُ اللّهِ وَالْمَلآئِكَةِ وَالنَّاسِ أَجْمَعِين ، بی گمان کسانی که کفر ورزیدند و در حال کفر مردند، لعنت خدا و فرشتگان و تمام مردم برایشان باد.
خَالِدِينَ فِيهَا لاَ يُخَفَّفُ عَنْهُمُ الْعَذَابُ وَلاَ هُمْ يُنظَرُونَ، در آن نفرین جاودانه باقی می مانند؛ نه عذابِ آنها سبک می گردد و نه به آنان مهلتی داده می شود.
این آیات گرچه در مورد اهل کتاب و اینکه آنان شان و منزلت پیامبر (ص) و صفات او را که در کتابشان آمده بود پنهان کردند، نازل شده است، اما حکم آن شامل هر کسی می شود که آنچه را خداوند نازل نموده است، کتمان نماید، زیرا خداوند آیات را برای مردم بیان می دارد، اما چنین کسی تلاش می کند که آیات او را از بین ببرد و آن را پنهان کند، پس این وعید و تهدید سختی است برای کسی که چنین کند.
« مِنَ الْبَيِّنَاتِ» یعنی نشانه های واضح و آشکار خدا را که بیانگر حق و حقیقت اند، کتمان نماید. 
« وَالْهُدَى» هدایت یعنی علم و شناختی که به وسیله آن می توان «صراط المستقیم» را پیدا کرد، و در پرتو آن راه بهشتیان را از راه دوزخیان تشخیص داد. همانا خداوند از اهل علم پیمان گرفته که آنچه را به آنان آموخته است به مردم یاد بدهند و برای آنان تبیین نمایند، کتاب خدا را برای مردم تشریح کرده و آن را کتمان نکنند. 
پس هرکس این پیمان را نقض کند و به دو آفت « کتمان ما انزل الله» و « فریفتن بندگان خدا» مبتلا شود، « وَيَلْعَنُهُمُ الله» خداوند آنان را از ساحتِ مقدس خویش طرد نموده و از رحمت خود محروم می نماید. « وَيَلْعَنُهُمُ اللَّاعِنُونَ » و تمام لعنت کنندگان آنها را نفرین می کنند . یعنی تمام خلایق، پس همه مخلوقات آنان را لعنت می کنند، چرا که آنان  مکّار و حیله گر بودند و دین خدا را به فساد و تباهی کشاندند و در آن تغییر و تبدیل به وجود آوردند. به همین خاطر سزای آنان از جنس کردارشان بود، و چون آنان مردم را از رحمت خدا دور ساختند خدا هم آنها را از رحمت خود دور ساخت. از سوی دیگر، کسی که خیر و نیکی را به مردم یاد بدهد، خداوند و فرشتگان و حتی ماهیهای اقیانوسها و دریاها بر وی درود می فرستند، چرا که وی در مسیر مصلحت و منفعت مردم و اصلاح دین آنان گام برداشته و مردمان را به خدا نزدیک کرده است. اما کسی که آیات خدا را کتمان کند ، در واقع با امر و فرمان خدا عناد و تضاد دارد، زیرا خداوند آیات خود را برای مردم بیان می کند، اما او آن را مخفی و مستور می دارد. پس چنین  کسی بسیار به جا است که این چنین مورد تهدید قرار گیرد.
« إِلاَّ الَّذِينَ تَابُواْ» به جز کسانی که از گناهانی که انجام داده اند پشیمان شده و از آن دست کشیده و بازگشته و تصمیم گرفته اند که دوباره آن را تکرار کنند. « وَأَصْلَحُواْ» و اعمال فاسد خود را اصلاح کرده اند. پس تنها ترک کردن کار زشت کافی نیست مادامی که عمل نیکو انجام نشود.
و نیز برای کسی که آیات خدا را پنهان کرده است تنها دست کشیدن از پنهان کاری کافی نیست بلکه باید آنچه را که پنهان کرده است بیان دارد، و خداوند توبه چنین فردی را می پذیرد، زیرا باب توبه همیشه باز است و هرکس که اسباب توبه را فراهم کند خداوند  توبه اش را می پذیرد.« التَّوَّابُ» یعنی توبه پذیر. پس چنانچه بندگانش توبه کنند، گناهان آنان را عفو می کند. و خداوند همراه با احسان و نعمت هایش بسوی بنده باز می گردد. پس چنانچه بنده به سوی او باز گردد، خداوند متعال دوباره نعمت هایش را به وی ارزانی خواهد داشت.
« الرَّحِيمُ» یعنی کسی که مهربانی و رحمت  فراوان دارد. رحمت خدا همه چیز را فرا گرفته است. از جمله رحمت او این است که بندگان را به توبه و بازگشتن توفیق داده و آنها توبه کرده و باز می گردند، سپس بر آنها رحم نموده و با لطف و احسان خویش توبه آنها را می پذیرد. این است حکم توبه کننده از گناه.
اما کسی که کفر ورزیده و تا زمان مرگ به کفرش ادامه داده و به سوی خدایش بازنگشته و توبه 