يه السلام که گفت: (اني اشهد الله و اشهدوا اني بري مما تشرکون، من دونه فکيدوني جيمعاً ثم لا تنظرون) من خدا را گواه مي گيرم و شما (هم) گواه باشيد که من از آنچه انباز خدا مي کنيد بيزارم. پس همگي عليه من مکر ورزيد ومرا مهلت ندهيد. 
(وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَى مَا آذَيْتُمُونَا) همچنان که دعوت و پند و موعظۀ شما ادامه خواهيم داد، و به اذيتي که  از جانب شما به ما مي رسد عادت خواهيم کرد و با آن خواهيم ساخت، تا خداوند ما را مورد عنايت خويش قرار دهد و شايد شما را نيز هدايت نمايد و موعظۀ مستمر باعث هدايت شما شود. (وَعَلَى اللّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُتَوَكِّلُونَ) و توکل کنندگان بايد فقط بر خدا توکل نمياند، زيرا توکل بر خداوند کليد هر خير و نيکي است. و بدان که توکل پيامبران عليهم السلام در بالاترين حد و مرتبه قرار دارد، و آن توکل بر خدا در اقامۀ دين و ياري کردن آن و هدايت بندگان خدا  دور کردن گمراهي از آنان است، و اين کاملترين نمونه ي توکل مي باشد.وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ لَنُخْرِجَنَّـكُم مِّنْ أَرْضِنَآ أَوْ لَتَعُودُنَّ فِي مِلَّتِنَا فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ و کافران به پيامبرانشان گفتند: «البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز اييد» پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمکاران را نابود مي کنيم.
وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ لِمَنْ خَافَ مَقَامِي وَخَافَ وَعِيدِ و پس از آنان شما را در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين از آن کساني است که از جاه و جلال من بترسند و از تهديد من بهراسند. 
وَاست،تَحُواْ وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ و کافران طلب پيروزي کردند و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. 
مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ پشت سر او جهنم است و از خونابۀ دوزخيان به او نوشانده مي شود 
يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ وَمِن وَرَآئِهِ عَذَابٌ غَلِيظٌ آن را جرعه جرعه مي نوشد و به هيچ وجه گوارايشي نمي يا بد و مرگ از هر سو به سراغش مي آيد، حال آنکه نمي ميرد، و عذاب سختي فرا روي اوست. 
پس از آنکه خداوند متعال دعوت پيامبران و استمرار و خسته نشدن آنها را در  امر دعوت متذکر شد، آخرين حالتي را که آنها در اين مسير با آن مواجه شدند بيان کرد و فرمود: (وَقَالَ الَّذِينَ كَفَرُواْ لِرُسُلِهِمْ ) البته شما را از سرزمين خودمان بيرون مي کنيم مگر اينکه به آيين ما باز آييد، و اين نهايت انکار و عناد است، به گونه اي که ديگر اميدي به هدايت آنان نيست، چون آنها تنها به اعراض و روي گرداني از هدايت اکتفا نکردند، بلکه پيامبران را تهديد نمودند که آنها را از سرزمينشان بيرون خواهند کرد. و کافران سرزمين را از آن خود مي دانستند و گمان بردند که پيامبران در آن حقي ندارند، و اين بزرگترين ستم است، زيرا خداوند بندگانش را در زمين مستقر نموده و آنها را دستور داده است تا او را پرستش نمايند، و زمين و آنچه را که در آن وجود دارد براي بندگانش مسخر نموده است تا با است،اده از امکانات موجود در آن به عبادت خدا بپردازند و از آن براي عبادت الهي کمک بگيرند. 
پس هر کس از امکانات موجود در زمين براي عبادت خدا مکمک بگيرد براي او حلال است و مورد پيگيري قرار نخواهد گرفت و هر کس از امکانات زمين در راستاي کفر و ارتکاب گناهان کمک بگيرد، امکانات زمين تنها از آن او نيست و است،اده از آن براي وي جايز نمي باشد. پس دانسته شد که دشمنان پيامبر در حقيقت بهره اي از زمين ندارند تا او را تهديد کنند که وي را از آن بيرون کنندو اگر به عرف مردم باز گرديم مي بينيم که پيامبران عليهم الصلاه و السلام ساکنان سرزمين اقوامشان بوده و جزئي از آن مردمان به حساب آمده اند ، پس براي چه آنها را از حق صريح و روشن باز مي دارند؟ آيا اين جز ناجوانمردي و بي ديني کامل چيز ديگري مي تواند باشد؟
بنابراين وقتي که عليه پيامبران چنين توطئه اي کردند چيزي جز اين باقي نماند که خداوند فرمانش را اجرا نمايد و دوستانش را ياري کند، (فَأَوْحَى إِلَيْهِمْ رَبُّهُمْ لَنُهْلِكَنَّ الظَّالِمِينَ) پس پروردگارشان به آنان وحي کرد که حتماً ستمگران را با انواع عذابها نابود مي کنيم. (وَلَنُسْكِنَنَّـكُمُ الأَرْضَ مِن بَعْدِهِمْ ذَلِكَ ) و همانا شما را پس از آنان در اين سرزمين ساکن خواهيم کرد. اين سرانجام نيکو که خداوند بر پيامبران و پيروانشان قرار داد، (لِمَنْ خَافَ مَقَامِي ) پاداش کس است که از جاه و جلال من بترسند و همواره خداوند را طوري عبادت کند که انگار او را مي بيند، و او را مراقب رفتار و کردار خويش مي داند ، (وَخَافَ وَعِيدِ) و از آنچه که گناهکاران بدان تهديد کرده ام، بهراسد، و اين هراسيدن باعث شود تا از آنچه که خدا مي پسندد دست نگاه دارد و به انجام کارهايي که خداوند دوست دارد مبادرت ورزد. 
(وَاست،تَحُواْ) و کافران طلب پيروزي کردند، يعني آنها بودند که در مورد فيصلۀ خداوند در ميان دوستان و دشمنانش شتاب ورزيدند، پس آنچه را که خواستند به نزد آنها آمد. وگرنه، خداوند دانا و بردبار است و هر کس را که از او نافرماني نمايد زود عذاب نمي دهد. (وَخَابَ كُلُّ جَبَّارٍ عَنِيدٍ)  و هر گردنکش باطل گرايي ناکام گشت. يعني هر کس که در مقابل خدا و حق و بندگان خدا گردنکشي کند و در زمين تکبر ورزد و با پيامبران در ستيز و مخالفت وارد شود، در دنيا و آخرت زيانمند خواهد شد. 
(مِّن وَرَآئِهِ جَهَنَّمُ) و فراروي اين گردنکش باطل گراي جهنم قرار دارد و حتماً وارد ان شده و عذاب سخت تر را مي چشد. (وَيُسْقَى مِن مَّاء صَدِيدٍ ) و از خونابۀ که آبي زرد رنگ و بدبو و بسيار داغ است به او نوشانده مي شود 
(يَتَجَرَّعُهُ وَلاَ يَكَادُ يُسِيغُهُ) از فرط تشنگي آن را جرعه جرعه مي نوشد و نمي تواند آن را فرو ببرد، زيرا وقتي آن آب به چهره اش نزديک مي شود آن را کباب مي کند و مي سوزاند، و چون به شکمش برسد روده ها يش را تکه تکه مي نمايد، (وَيَأْتِيهِ الْمَوْتُ مِن كُلِّ مَكَانٍ وَمَا هُوَ بِمَيِّتٍ) و انواع عذاب سخت به سراغ او مي آيد و از بس که سخت و سهمگين مي باشند او را تا سر حد مرگ مي برند. 
اما خداوند چنين تقدير نموده که آنها نمي ميرند همانطور که فرموده است (لا يقضي عليهم فيموتوا و لا يخفف عنهم من عذابها کذلک نجزي کل کفور، و هم يصطرحون فيها) مرگ به سراغشان نمي آيد، و عذاب آنان تخفيق نمي يابد، و هر کافري را چنين عذاب مي دهيم و آنان در جهنم فرياد سر مي هند (وَمِن وَرَآئِهِ) و فرا روي اين گردنکش باطل گراي، ( عَذَابٌ غَلِيظٌ ) عذاب سختي است. يعني عذابي قوي و سخت که حالت و شدت آن را کسي جز خداوند نمي داند.وَلِكُلٍّ وِجْهَةٌ هُوَ مُوَلِّيهَا فَاسْتَبِقُواْ الْخَيْرَاتِ أَيْنَ مَا تَكُونُواْ يَأْتِ بِكُمُ اللّهُ جَمِ