ْنَا إِلاَّ بِمَا عَلِمْنَا) ما گواهي نداده ايم جز به آنچه دانسته ايم. 
40- خداوند پيامبر برگزيده اش يعقوب عليه السلام را با اين رنج بزرگ آزموده و به جدايي بين او و فرزندانش يوسف كه طاقت يك لحظه دوري از او را نداشت حكم نمود و مدتي طولاني قريب به سي سال ميان او و يوسف جدايي انداخت و در اين مدت غم و اندوه از دل يعقوب بيرون نيامد؛ (وَابْيَضَّتْ عَيْنَاهُ مِنَ الْحُزْنِ فَهُوَ كَظِيمٌ) و چشم هاي يعقوب از غم و اندوه نابينا شد و قلبش سرشار از اندوه گشت. 
سپس وقتي فرزند دومش كه از مادر يوسف بود از او جدا شد اندوه وي سخت تر و بيشتر شد و يعقوب همچنان در برابر دستور خدا صبر نمود و از خداوند چشمداشت پاداش داشت و با خود عهخد بسته بود كه صبر نيك پيشه نمايد، و بدون شك او به عهد خود وفا نمود. 
و اين با گفتة او تضادي ندارد كه گفت:(إِنَّمَا أَشْكُو بَثِّي وَحُزْنِي إِلَى اللّهِ) من شكايت پريشاني و اندوه خود را به نزد خدا مي برم، زيرا شكايت بردن به نزد خداوند با صبر و شيكبايي منافي و متضاد نيست، بلكه آنچه با صبر در تضاد است شكايت بردن به نزد مخلوق و مردم است. 
41 – بعد از رنج و سختي شادماني و آساني خواهد آمد، زيرا وقتي اندوه يعقوب طولاني شد و بسيار غمگين گرديد و خانواده اش درمانده و فقير شدند دراين هنگام خداوند راحتي و گشايش را به وي ارزاني داشت و در سخت ترين شرايط يوسف را به آنن بازگرداند، و پاداش به طور كامل به آنها رسيد و شاد گشتند و اين بيانگر آن است كه خداوند دوستانش را با شيوه هاي مختلف مي ازمايد تا بردباري و صبر و شكر آنها را امتحان كند و بر ايمان و يقين و شناخت آنها بيافزايد. 
42- جايز است كه انسان از بيماري با فقري كه بدان مبتلا است خبر دهد به شرطي كه در قالب ابراز ناراحتي و ناخشنودي از تقدير خداوند نباشد. به دليل اينكه برادران يوسف گفتند: (يَا أَيُّهَا الْعَزِيزُ مَسَّنَا وَأَهْلَنَا الضُّرُّ) اي عزيز! به ما و خانوادة ما سختي رسيده است و يوسف به خاطر اين سخنشان بر آنها اعتراض نكرد. 
43- از اين داستان بر مي آيد كه فضيلت پرهيزگاري و صبر بسيار زياد است، و اينكه در نتيجة صبر و پرهيزگاري آدمي در دنيا و آخرت از هر خيري برخوردار مي گردد، و پرهيزگاران و بردباران بهترين سرانجام و سرنوشت را دارند. به دليل (قَدْ مَنَّ اللّهُ عَلَيْنَا إِنَّهُ مَن يَتَّقِ وَيِصْبِرْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ يُضِيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنِينَ) خداوند بر ما منت گذارده است، و هركس تقوا پيشه نمايد و بردباري كند بي گمان خداوند پاداش نيكوكاران را ضايع نمي كند. 
44- شايسته است كسي كه بعد از سختي و فقر و بدحالي به نعمتي دست مي يابد به نعمت خدا اعتراف نمايد و همواره حالت فقر و تنگدستي خود را به ياد آورد تا يادآوري آن حالت بيشتر او را به تشكر و تقدير وادارد. به دليل اينكه يوسف عليه السلام گفت: (وَقَدْ أَحْسَنَ بَي إِذْ أَخْرَجَنِي مِنَ السِّجْنِ وَجَاء بِكُم مِّنَ الْبَدْوِ) و به راستي خداوند در حق من نيكي نمود آنگاه كه از زندان رهايم ساخت و شما را از صحرا آورد. 
45- اين لطف بزرگ خدا در حق يوسف كه او را در به اين حالت ها گرفتار نمود و سختي و مصيبت ها را به او رساند تا بدين وسيله او را به بالاترين مقام ها برساند. 
46- بنده بايد از خداوند بطلبند كه همواره ايمانش را مستحكم بگرداند، و اسباب اين كار را نيز فراهم نمايد و نعمت هاي خدا را خواستار گردد و عاقبت به خيري را ازاو طلب كند. به دليل اينكه يوسف عليه السلام گفت: (رَبِّ قَدْ آتَيْتَنِي مِنَ الْمُلْكِ وَعَلَّمْتَنِي مِن تَأْوِيلِ الأَحَادِيثِ فَاطِرَ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ أَنتَ وَلِيِّي فِي الدُّنُيَا وَالآخِرَةِ تَوَفَّنِي مُسْلِمًا وَأَلْحِقْنِي بِالصَّالِحِينَ) پروردگارا! تو را سپاس مي گويم كه بهره اي از فرمانروايي به من داده، و معني سخنان كتاب هاي آسماني و تعبير خوابها را به من آموخته اي. اي پديد آورندة آسمانها و زمين! تو در دنيا و آخرت سرپرست و كارساز من هستي، مرا مسلمان بميران و به صالحان ملحق بگردان .
پس اين فوايد و درس هاي اين داستان مبارك بود و كسي كه در اين تدبر نمايد بيشتر از اين نيز حاصلش مي گردد. علم مفيد و عمل پذيرفته شده را از خداوند مي خواهيم و او بخشنده و بزرگوار است. 

پايان تفسير سوره يوسف عليه الصلاه و السلام <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:782.txt">آيه 1</a><a class="text" href="w:text:783.txt">آيه 4-2</a><a class="text" href="w:text:784.txt">آيه 5</a><a class="text" href="w:text:785.txt">آيه 6</a><a class="text" href="w:text:786.txt">آيه 7</a><a class="text" href="w:text:787.txt">آيه 11-8</a><a class="text" href="w:text:788.txt">آيه 13-12</a><a class="text" href="w:text:789.txt">آيه 14</a><a class="text" href="w:text:790.txt">آيه 15</a><a class="text" href="w:text:791.txt">آيه 16</a><a class="text" href="w:text:792.txt">آيه 17</a><a class="text" href="w:text:793.txt">آيه 18</a><a class="text" href="w:text:794.txt">آيه 24-19</a><a class="text" href="w:text:795.txt">آيه 25</a><a class="text" href="w:text:796.txt">آيه 26</a><a class="text" href="w:text:797.txt">آيه 29-27</a><a class="text" href="w:text:798.txt">آيه 30</a><a class="text" href="w:text:799.txt">آيه 31</a><a class="text" href="w:text:800.txt">آيه 32</a><a class="text" href="w:text:801.txt">آيه 33</a><a class="text" href="w:text:802.txt">آيه 34</a><a class="text" href="w:text:803.txt">آيه 35</a><a class="text" href="w:text:804.txt">آيه 36</a><a class="text" href="w:text:805.txt">آيه 37</a><a class="text" href="w:text:806.txt">آيه 39-38</a><a class="text" href="w:text:807.txt">آيه 41-40</a><a class="text" href="w:text:808.txt">آيه 43-42</a></body></html>مدنی‌ است‌ و داراي‌ (43) آيه‌ است‌.
بسم الله الرحمن الرحيم
آيه ي 1: 
المر تِلْكَ آيَاتُ الْكِتَابِ وَالَّذِيَ أُنزِلَ إِلَيْكَ مِن رَّبِّكَ الْحَقُّ وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ الف. لاكم. ميم. راء. اين آيات كتاب (قرآن) است، و آنچه كه از سوي پروردگارت به سوي تو نازل شده حق است، ولي بيشتر مردم ايمان نمي آورند. 
خداوند متعال خبر مي دهد که اين قرآن نشانه ها و آياتي را دربردارد که بندگان را به تمام اصول و فروع دين راهنمايي مي نمايد. قرآن کتابي است که از سوي پروردگار نازل شده، و حق آشکار است، زيرا تمامي آنچه را که از آن خبر داده راست است و دستورات و نواهي آن مبتني بر عدل مي باشد و با دليل و حجت هاي قاطع مورد تاييد قرار گرفته است. پس هر کس به فراگرفتن و علوم آن روي بياورد از زمرۀ کساني خواهد بود که به حق اگاهي دارند، حقي که آگاهي يافتن از آن باعث مي شود تا آدمي به آنچه خداوند دوست دارد عمل نمايد. 
(وَلَـكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لاَ يُؤْمِنُونَ) ولي بيشتر مردم از روي ناداني و اعراض و بي مبالاتي و يا از روي عناد و ستمگري به اين قرآن ايمان نمي آورند، پس بيشتر مردم از آن بهره مند نمي شوند، چون ايمان که باعث بهره بردن از آن است در دوران آنان وجود ندارد.اللّهُ الَّذِي رَفَعَ السَّمَاوَاتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَهَا ثُمَّ اسْتَوَى عَلَى الْعَرْشِ وَسَخَّرَ الشَّمْسَ وَالْقَمَرَ كُلٌّ يَجْرِي لأَجَلٍ مُّسَمًّى يُدَبِّرُ الأَمْرَ يُفَصِّلُ الآيَاتِ لَعَلَّكُم بِلِقَاء رَبِّكُمْ تُوقِنُونَ خداوند ذاتي است که آس