 است ، و در (ولا تخطبني في الدين ظلموا انهم مغرقون) داخل است. يعني در مورد ستمکاران با من گفتگو مکن، چرا که آنان غرق خواهند شد بلکه اين مطلب در نزد او مشتبه شد و او گمان برد که پسرش در فرمودۀ الهي (وَاَهلَکَ) داخل است، اما بعداً براي نوح روشن شد که پسرش در زمرۀ کساني است که نبايد براي آنها دعا کرد، و در مورد هلاک ساختن آنان به خدا مراجعه نمود. 
(قِيلَ يَا نُوحُ اهْبِطْ بِسَلاَمٍ مِّنَّا وَبَركَاتٍ عَلَيْكَ وَعَلَى أُمَمٍ مِّمَّن مَّعَكَ) گفته شد: اي نوح! به سلامتي از سوي ما و همراه با برکتي فرود آمده بر تو و بر امت هايي از آدميان و غير آنان که با تو هستند و با خود سوار کشتي کرده اي فرود آي. پس خداوند به همه برکت داد به گونه اي که تمام دنيا را (دوباره) پر کردند. (وَأُمَمٌ سَنُمَتِّعُهُمْ ثُمَّ يَمَسُّهُم مِّنَّا عَذَابٌ أَلِيمٌ ) و ملت ها و گروه هاي ديگري را در دنيا از نعمت ها بهره مند مي سازيم . سپس عذابي دردناک از سوي ما بدان مي رسد. يعني اين نجات دادن مانع آن نمي شود که چنانچه کسي پس از آن کفر بورزد او را عذاب ندهيم . گرچه ممکن است مدت اندکي در دنيا بهره مند شوند، اما بعد از آن آنان را خواهيم گرفت. 
خداوند متعال بعد از اينکه اين داستان مفصل را براي پيامبرش تعريف نمود؛ داستاني که جز کسي که خداوند با اعطاي رسالتش به او بر وي منت نهاده باشد، آن را نمي داند، مي فرمايد: (تِلْكَ مِنْ أَنبَاء الْغَيْبِ نُوحِيهَا إِلَيْكَ مَا كُنتَ تَعْلَمُهَا أَنتَ وَلاَ قَوْمُكَ مِن قَبْلِ هَـذَا) اين از خبرهاي غيب است که آن را به تو وحي مي کنيم، تو و قومت قبلاً آن را نمي دانستيد، تا قومت به شما بگويند: قبلاً آن را مي دانست. پس خداوند را ستايش بگو و سپاس او را به جاي آور و بر دينش استوار باش و بر راه راست که در پيش گرفته اي و بر دعوت به سوي او شکيبايي کن(إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِينَ ) همانا سرانجام (نيک) از آن پرهيزگاران است؛ کساني که از شرک و ساير گناهان دوري مي کنند. پس همان طور که سرانجام و پايان نيک از آن نوح شد، تو هم سرانجام بر قومت پيروز مي شوي.وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ و به سوي عاد برادرشان هود را فرستاديم، گفت: «اي قوم من! خدا را بپرستيد که جز او معبودي نداريد. شما دروغگوياني بيش نيستيد. 
يَا قَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ اي قوم من! در برابر (تبليغ رسالت و بيان) آن پاداشي از شما نمي خواهم، پاداش من تنها بر عهدۀ کسي است که مرا آفريده است؛ آيا نمي فهميد؟
وَيَا قَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ و اي قوم من! از پروردگارتان آمرزش بخواهيد، آنگاه به سوي او برگرديد تا آسمان را بر شما ريزنده و بارنده کند و تواني بر توانتان بيافزاييد و گناهکارانه روي برنتابيد. 
قَالُواْ يَا هُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ وَمَا نَحْنُ بِتَارِكِي آلِهَتِنَا عَن قَوْلِكَ وَمَا نَحْنُ لَكَ بِمُؤْمِنِينَ گفتند: «اي هود! تو دليلي براي ما نياورده اي و ما به خاطر سخن تو خدايان خود را ترک نخواهيم کرد و به تو ايمان نمي آوريم».
(وَإِلَى عَادٍ أَخَاهُمْ هُودًا ) و به سوي عاد قبيلۀ معروفي که در احقاف يمن زندگي مي کردند برادرشان هود را فرستاديم تا بتوانند از او ياد بگيرند و در صداقت و درستي او علم حاصل کنند. ( قَالَ يَا قَوْمِ اعْبُدُواْ اللّهَ مَا لَكُم مِّنْ إِلَـهٍ غَيْرُهُ إِنْ أَنتُمْ إِلاَّ مُفْتَرُونَ) گفت: اي قوم من! خدا را بپرستيد که جز او معبود بر حقي نداريد. شما دروغگوياني بيش نيستيد. يعني آنها را به پرستش خدا دستور داد، و از پرستش غير او که بر آن بودند نهي کرد، و به آنان خبر داد که آنها در عبادت کردن غير خدا به او دروغ مي بندند، و در روا دانستن آن دروغگو هستند . و براي آنها توضيح داد که پرستش خدا واجب وعبادت غير او باطل است. 
سپس به بيان اين مطلب پرداخت که هيچ مانعي براي اطاعت نکردن آنها وجود ندارد و گفت: (يَقَوْمِ لا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا ) اي قوم من! در برابر دعوت چيزي از امولتان را نمي گيرم تا مبادا بگوييد مي خواهد مالهاي ما را بگيرد، بلکه شما را بدون هيچ توقع و انتظاري دعوت و تعليم مي دهم. (إِنْ أَجْرِيَ إِلاَّ عَلَى الَّذِي فَطَرَنِي أَفَلاَ تَعْقِلُونَ ) پاداش من تنها بر عهدۀ کسي است که مرا آفريده است؛ آيا آنچه را که شما را به سوي آن فرا مي خوانم، درک نمي کنيد و نمي دانيد که اين چيزها موجب قبول کردن دعوت من است و دليلي براي عدم پذيرش آن وجود ندارد؟ 
(وَيَقَوْمِ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّكُمْ ) و اي قوم من! از پروردگارتان به خاطر گناهان گدشتۀ خود آمرزش بخواهيد، (ثُمَّ تُوبُواْ إِلَيْهِ ) سپس در باقيمانده ي عمر خويش با توبۀ واقعي از گناهان به سوي خدا برگرديد. 
زيرا وقتي اين کار را بکنيد(يُرْسِلِ السَّمَاء عَلَيْكُم مِّدْرَارًا ) آسمان را بر شما ريزنده و بارنده مي کند. يعني بارانهاي زياد بر شما فرود خواهد امد که زمين را آباد کرده و خير آن را فراوان مي نمايد. (وَيَزِدْكُمْ قُوَّةً إِلَى قُوَّتِكُمْ ) و تواني بر توانتان مي افزايد. و آنها قويترين مردم بودند، بنابراين گفتند: (من اشد منا قوه) چه کسي از ما قويتر و نيرومندتر است؟ بنابراين خداوند به آنها وعده داد که اگر ايمان بياورند توانايي آنها دو چندان خواهد شد. (وَلاَ تَتَوَلَّوْاْ مُجْرِمِينَ ) و با سرباز زدن از پرستش خدا و جرات بر ارتکاب امور حرام، گناهکارانه از پروردگارتان روي برنتابيد. 
آنان سخن هود را رد کردند و گفتند: (يَهُودُ مَا جِئْتَنَا بِبَيِّنَةٍ ) اي هود! تو دليلي براي ما نياورده اي اگر منظورشان دليلي بود که آنها پيشنهاد مي کردند، لزومي ندارد چنين دليلي ارائه شود، بلکه پيامبر بايد دليل بياورد که بر صحت و درستي آنچه آورده است دلالت نمايد. و اگر منظورشان اين بود که هود دليل براي آنها نياورده است که بر صحت و درتي آنچه به او گفته است دلالت نمايد، دروغ گفته اند، زيرا هيچ پيامبري براي قومش نيامده است مگر اينکه خداوند نشانه ها و دلايلي در دست او قرار داده که با مشاهدۀ آنها انسان ايمان مي آورد. 
هود آنها را به داشتن اخلاص در دين و عبادت خداوند بي شريک دعوت کرد و آنها را به هر کار شايسته و اخلاق زيبايي فرمان داد و از هر اخلاق ناپسند از قبيل شرک ورزيدن به خدا، و زشتي ها و ستم، و انواع منکرات نهي کرد. اين موضوع و ويژگي هايي که هود دارا بود و کسي جز بندگان برگزيدۀ خدا و راستگوترين آنان از آن برخوردار نيست بهترين دليل و نشانه بر صداقت او مي باشد. 
و از نظر عقلا و خردمندان اين نشانه از ارائۀ معجزه و ا