ِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ و ( به من فرمان داده شده است) كه به آييني رو كن كه خالي از هرگونه شرك و انحرافي است، و از مشركان مباش. 
(وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ فَإِن فَعَلْتَ فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ(  و به غير از خدا كسي (و چيزي) را مخوان كه سودي به تو نمي بخشد و زياني به تو نمي رساند، اگر چنين كني از ستمكاران و مشركان خواهي شد. 
خداوند متعال به پيامبرش ، سرور پيامبران، و پيشواي پرهيزگاران و بهترين يقين كنندگان، محمد عليه السلام مي فرمايد: (قُلْ يَا أَيُّهَا النَّاسُ إِن كُنتُمْ فِي شَكٍّ مِّن دِينِي ) بگو: اي مردم اگر شما دربارةآيين من در شك و ترديد هستيد، من در مورد آن شكي ندارم، بلكه به يقين مي دانم آن حق است، و آنچه كه شما به غير از خداوند مي خوانيد باطل است، و من در اين مورد دلايل روشن و حجت هاي قاطع دارم.
بنابراين خداوند متعال فرمود: (فَلاَ أَعْبُدُ الَّذِينَ تَعْبُدُونَ مِن دُونِ اللّهِ ) پس آنچه از بت ها همتايان و غيره را كه به غير از خدا مي پرستيد، نمي پرستم، چون آنها چيزي را نمي آفرينند و كسي را روزي نمي دهند و هيچ كاري را تدبير نمي كنند، بلكه آنها مخلوقات مسخري هستند و چيزي ندارند كه مقتضي پرستش آنان باشد. 
(وَلَـكِنْ أَعْبُدُ اللّهَ الَّذِي يَتَوَفَّاكُمْ ) بلكه خداوندي را مي پرستم كه شما را مي ميراند. يعني او خداوندي است كه شما را آفريده است و شما را مي ميراند، سپس شما را بر مي انگيزد تا طبق اعمالتان سزا و جزايتان بدهد. پس او كسي است كه سزاوار پرستش است و براي او نماز بگذاريد و در برابر او سر سجده بر زمين آريد. (وَأُمِرْتُ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْمُؤْمِنِينَ وَأَنْ أَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنِيفًا ) و فرمان يافته ام كه از مؤمنان باشم، و به من فرمان داده شده است كه به آييني رو كنم كه خالي از هر شرك و انحرافي است . يعني كارهاي ظاهري و باطني خود را براي خدا خالص بگردان و با روي آوردن به خدا و روي گرداندن از غير خدا، همة قوانين دين را بر پا بدار. (وَلاَ تَكُونَنَّ مِنَ الْمُشْرِكِينَ ) و از مشركان مباش؛ حالت آنها را به خود مگير و با آنان همراهي مكن (وَلاَ تَدْعُ مِن دُونِ اللّهِ مَا لاَ يَنفَعُكَ وَلاَ يَضُرُّكَ ) و به غير ازخدا كسي و چيزي را به فرياد مخوان كه به تو سودي نمي بخشد و زياني نمي رساند. و هيچ مخلوقي نمي تواند زياني برساند و يا سودي دهد، بلكه فايده دهنده و زيان رسانند تنها خداوند متعال است. 
(فَإِن فَعَلْتَ ) پس اگر چنين كردي و به جاي خدا آنچه را كه نمي تواند به تو فايده و زياني برساند وبه فرياد خواندي، (فَإِنَّكَ إِذًا مِّنَ الظَّالِمِينَ(  همانا آنگاه از كساني خواهي شد كه با هلاك ساختن خود به خويشتن زيان رسانده اند. و منظور از اين ستم شرك ورزيدن است، همانطور كه خداوند متعال فرموده است: (ان الشرك لظلم عظيم) بي گمان شرك ستم بزرگي است. پس وقتي كه بهترين فرد (= رسول اكرم عليه السلام) اگر با خداوند غير از او را بخواند از ستمكاران مشرك خواهد شد، ديگران چطور خواهند بود؟وَإِن يَمْسَسْكَ اللّهُ بِضُرٍّ فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ وَهُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ و اگر خداوند زياني به تو برساند هيچ كس جز او نمي تواند آن را برطرف گرداند، و اگر خيري در حق تو بخواهد هيچ كس نمي تواند فضلش را از تو برگرداند، آن را به هر كس از بندگانش كه بخواهد مي رساند و او آمرزنده و مهربان است. 
اين بزرگترين دليل است بر اين كه تنها خداوند سزاوار عبادت است، زيرا او نفع دهنده و زيان رساننده و بخشنده و محروم كننده مي باشد، و هرگاه زياني از قبيل فقر و بيماري و مانند آن را بياورد، (فَلاَ كَاشِفَ لَهُ إِلاَّ هُوَ ) جز او هيچ كس نمي تواند آن را برطرف گرداند، چون اگر همه مردم جمع شوند تا فايده اي برسانند، نمي توانند فايده اي برسانند جز آنچه خداوند نوشته است، و اگر همه جمع شوند تا به كسي زياني برسانند نمي توانند هيچ زياني به او برسانند مگر اين كه خداوند بخواهد . بنابراين فرمود: (وَإِن يُرِدْكَ بِخَيْرٍ فَلاَ رَآدَّ لِفَضْلِهِ) و اگر (خدا) خيري در حق تو بخواهد هيچ كس نمي تواند بخشش و احسان او را رد كند. همانطور كه خداوند متعال فرموده است (ما يفتح الله للناس من رحمه فلا ممسك لها و ما يمسك فلامرسل له من بعده) رحمتي كه خداوند براي مردم مي گشايد هيچ كس نمي تواند آن را باز دارد، و آنچه را باز دارد هيچ كس نمي تواند بعد از او آنرا روانه كند. (يُصَيبُ بِهِ مَن يَشَاء مِنْ عِبَادِهِ ) رحمت خويش را به هر كس از خلق خود كه بخواهد اختصاص مي دهد، و خداوند داراي فضل و بخشش بزرگ است. 
(وَهُوَ الْغَفُورُ ) و او آمرزندة همة لغزشهاست، و بنده اش را براي كسب اسباب آمرزش خود توفيق مي دهد، سپس وقتي بنده آن اسباب را فراهم نموده خداوند گناهان كوچك و بزرگش را مي آمرزد. (الرَّحِيمُ) مهربان است و رحمت و مهرباني او هر چيزي را فرا گرفته، و احسان او به همة موجودات رسيده است، طوري كه همة موجودات نمي توانند براي يك لحظه از احسان او بي نياز باشند. پس وقتي كه بنده به يقين دانست كه تنها خدا نعمت ها را داده و تنها او رنجها را دور مي نمايد، خوبي ها را عطا كرده، و بدي ها و اندوه ها رادور مي كند، و دانست كه هيچ مخلوقي اختياري ندارد، و هيچ چيزي در دستشان نيست مگر آنچه كه خداوند اراده كند، يقين خواهد كرد كه خداوند حق است و آنچه را كه به غير از او مي خوانند باطل است. بنابراين پس از آنكه دليل روشن را بيان كرد فرمود:<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="folder" href="w:html:8.xml">جزء 1 (آیه 1 الي 141)</a><a class="folder" href="w:html:76.xml">جزء 2 (آیه 142 الي 252)</a><a class="folder" href="w:html:146.xml">جزء 3 (آیه 253 الي 286)</a></body></html>قُولُواْ آمَنَّا بِاللّهِ وَمَآ أُنزِلَ إِلَيْنَا وَمَا أُنزِلَ إِلَى إِبْرَاهِيمَ وَإِسْمَاعِيلَ وَإِسْحَقَ وَيَعْقُوبَ وَالأسْبَاطِ وَمَا أُوتِيَ مُوسَى وَعِيسَى وَمَا أُوتِيَ النَّبِيُّونَ مِن رَّبِّهِمْ لاَ نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِّنْهُمْ وَنَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ، بگویید: « ایمان آوردیم به خدا و به آنچه برای ما فرستاده شده و آنچه برای ابراهیم و اسماعیل و اسحاق و یعقوب و نوادگان یعقوب نازل گشته، و آنچه به موسی و عیسی داده شده، و به آنچه پیامبران از جانب پروردگارشان دریافت  کرده اند، و میان هیچ یک از آنان فرق نمی گذاریم و ما فرمانبردار او هستیم.»
این آیه کریمه در برگیرنده تمام چیزهایی است که  ایمان آوردن به آن واجب است. و ایمان عبارت است از اینکه از صمیم قلب این اصول و کلیات را تصدیق نمود و به آن باور داشت. و اعتقاد به ا ین اصول و کلیات متضمن برخورداری ازاعمال قلوب از قبیل خوف، رجا، تعظیم و ... است. همچنانکه در عمل و رفتار نیز باید به خلاف آن ایما