ه آن انس گرفته و آن را حق مي گمارد، در حالي که آن چيزي نيست. 
بنابراين فرمود: (وَمَا يَتَّبِعُ أَكْثَرُهُمْ إِلاَّ ظَنًّا) و بيشتر کساني که همراه با خدا شريکاني را به فرياد مي خوانند جز از گمان پيروي نمي کنند . يعني در حقيقت آنها از شريکاني که براي خدا قرار داده اند پيروي نمي کنند، زيرا خداوند اصلاً شريکي ندارد، بلکه آنان از گمان خود پيروي مي کنند و ( إَنَّ الظَّنَّ لاَ يُغْنِي مِنَ الْحَقِّ شَيْئًا) به درستي که ظن و گمان انسان را از حق بي نياز نمي کند. پس آنان معبودان باطل را خدا ناميده و آنان را همراه با او پرستش کردند. (ان هي الا اسماء سميتموها انتم و اباوکم ما انزل الله بها من سلطان) اين معبودان جز نام هايي نيستند که شما و پدرانتان نام نهاده ايد. و خداوند بر (حقانيت) آنها هيچ دليلي نازل نکرده است. (إِنَّ اللّهَ عَلَيمٌ بِمَا يَفْعَلُونَ ) به راستي خداوند به آنچه مي کنند آگاه است. و به شدت آنان را بر اين کار عقوبت مي دهد. وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ وَلَـكِن تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ممکن نيست که اين قرآن از سوي غير خدا ساخته و پرداخت شود، بلکه تصديق کنندۀ آن دسته از کتابهاي آسماني است که پيش از آن نازل شده اند، و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبار راستين است که شکي در آن نيست و از سوي پروردگار جهانيان است. 
أَمْ يَقُولُونَ افْتَرَاهُ قُلْ فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ آيا مي گويند: «پيامبران آن را به دروغ به خدا نسبت  داده است؟» بگو: «اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد و در اين کار هر کس را که مي توانيد به جز خدا به فرياد بخوانيد و به کمک بطلبيد».
بَلْ كَذَّبُواْ بِمَا لَمْ يُحِيطُواْ بِعِلْمِهِ وَلَمَّا يَأْتِهِمْ تَأْوِيلُهُ كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ  بلکه آنان چيزي را تکذيب کردند که آگاهي کامل از آن پيدا نکرده و هنوز تاويلش به آنان نرسيده است، بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه خواهد شد؟
وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ وَمِنْهُم مَّن لاَّ يُؤْمِنُ بِهِ وَرَبُّكَ أَعْلَمُ بِالْمُفْسِدِينَ و برخي از آنان به آن ايمان مي آورند و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حال تبهکاران داناتر است. 
وَإِن كَذَّبُوكَ فَقُل لِّي عَمَلِي وَلَكُمْ عَمَلُكُمْ أَنتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَأَنَاْ بَرِيءٌ مِّمَّا تَعْمَلُونَ و اگر تو را تکذيب کردند، بگو: «عمل من از آن خودم و عمل شما از آن خودتان است، شما از آنچه من مي کنم بيزاريد و من (نيز) از آنچه شما مي کنيد بيزارم».
خداوند متعال مي فرمايد: (وَمَا كَانَ هَـذَا الْقُرْآنُ أَن يُفْتَرَى مِن دُونِ اللّهِ) ممکن و قابل تصور نيست که اين قرآن به دروغ به خدا نسبت داده شود، چون آن کتاب بزرگي است که (لا ياتيه البطل من بين يديه و لا من خلفه تنزيل من حکيم حميد) باطل از جلو و پشت به آن راهي ندارد، بلکه از جانب خداوند حکيم و ستوده نازل شده است. و آن کتابي است که (لئن اجتمعت الانس و الجن علي ان ياتوا بمثل هذا القران لا ياتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهيرا) اگر انسانها و جنيان جمع شوند تا مانند آن را بياورند، نمي توانند مانند آن را بياورند، گرچه برخي پشتيبان برخي ديگر باشند. و آن کتابي است که پروردگار جهانيان با آن سخن گفته است. پس چگونه کسي از مردم مي تواند مانند آن را بگويد؟ و سخن، پيرو عظمت و صفت گويندۀ آن است. 
پس اگر کسي در بزرگي و داشتن صفت هاي کمال، مشابه خداوند است، مي تواند مانند اين قرآن را بياورد. و اگر به فرض کسي به دروغ آن را به خدا نسبت مي داد خداوند فوراً او را عذاب مي کرد. ( وَلَـكِن) اما خداوند اين کتاب را به عنوان رحمت، و به منظور اتمام حجت بر تمام بندگان فرو فرستاده است. ( تَصْدِيقَ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ) خداوند آن را فرو فرستاده و تصديق کنندۀ کتاب هاي آسماني است که پيش از آن بوده اند، به اين صورت که با آنها همسو بوده و آنچه را که آن کتاب ها به آن گواهي داده و به نزول آن مژده داده اند، تصديق مي کند. ( وَتَفْصِيلَ الْكِتَابِ) و بيانگر حلال و حرام و احکام ديني و قدري و اخبارهاي راستين است. ( لاَ رَيْبَ فِيهِ مِن رَّبِّ الْعَالَمِينَ ) به هيچ صورتي در آن شک و ترديدي نيست، بلکه آن حق و يقين است.
(تنزيل من رب العلمين) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است؛پروردگاري که همۀ هستي را با نعمت هاي خود پرورش مي دهد. و بزرگترين پرورش او عبارت است از اينکه اين کتاب را بر آنان نازل فرمود که منافع ديني و دنيوي بندگان در آن است و مشتمل بر اخلاق و اعمال نيک مي باشد. 
(أَمْ يَقُولُونَ) يا کساني که آن را از روي سرکشي و ستمگري و عناد تکذيب مي کنند، مي گويند: ( افْتَرَاهُ) محمد(ص) آن را به دروغ به خدا نسبت داده و آن را از طرف خودش آورده است؟
(قُلْ) (حجت را بر آنان تمام کن و)بگو: ( فَأْتُواْ بِسُورَةٍ مِّثْلِهِ وَادْعُواْ مَنِ اسْتَطَعْتُم مِّن دُونِ اللّهِ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ) اگر راست مي گوييد سوره اي مانند آن بياوريد، و در اين کار هر کس را که مي توانيد به فرياد بخوانيد، و به کمک بطلبيد تا شما را برآوردن سوره اي مانند آن ياري دهد و اين محال است ، و اگر ممکن بود آنها ادعا مي کردند که توانايي اين را دارند و مانند آن را مي آورند. اما وقتي ناتواني آنان روشن شد، مشخص گرديد که آنچه گفته اند باطل است، و هيچ دللي بر صحت آن ندارند. آنچه را که آنان را به تکذيب کردن قرآن که مشتمل بر حق است و حقي بالاتر از آن وجود ندارد، واداشت اين بود که کاملاً به آن آگاهي مي داشتند و آن را به حق مي فهميدند يقيناً آنرا تصديق مي کردند و هنوز تاويل آن مبني بر اين که عذاب بر آنها فرود مي آيد برايشان نيامده است . و اين تکذيب آنان از نوع تکذيب کساني است که پيش از آنان بوده اند. بنابراين فرمود: (كَذَلِكَ كَذَّبَ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ فَانظُرْ كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الظَّالِمِينَ ) بدينسان کساني هم که پيش از آنان بودند تکذيب کردند، پس بنگر که سرانجام ستمکاران چگونه بوده است. سرانجامشان هلاکت بود و هيچ کس از آنان باقي نماند. پس اينان بايد بپرهيزند از اينکه به تکذيبشان ادامه دهند، زيرا در اين صورت همان عذابي که بر ملت هاي تکذيب کننده و نسل هاي هلاکت شده فرود آمد بر آنان هم فرود خواهد آمد. 
از اين آيه بر مي آيد که در کارها بايد تحقيق کرد، و اينکه شايسته نيست انسان قبل از اينکه از ماهيت چيزي کاملاً آگاهي پيدا کند به پذيرفتن يا نپذيرفتن آن مبادرت ورزد.  
(وَمِنهُم مَّن يُؤْمِنُ بِهِ) و برخي به آن ايمان نمي آورند، و پروردگارت به حا