 سخن چیزی را به خدا نسبت دادند که سزاوار بزرگی و عظمت او نیست، و آنها کار بی نهایت بدی را مرتکب شدند و برخود ستم ورزیدند و خداوند، بر این کارشان شکیبا است و بر آنها بردبار است، و از آنها گذشت می کند و به آنان روزی می دهد با اینکه آنها در حق او کوتاهی کردند. «سُبحَنَهُ» منزه و پاک است از هر آنچه مشرکان و ستمکاران او را بدان متصف می کنند و شایسته عظمت او نیست، پس پاک است خداوند که از همه وجود کامل است و نقصی در او راه نمی یابد.
خداوند ضمن اینکه سخنانشان را رد نمود، بر پاک و منزه بودن خویش از آنچه که وی را بدان متصف می کردند حجت و برهان اقامه کرده و می فرماید: « بَل لَّهُ مَا فِي السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» بلکه آنچه در آسمان ها و زمین است از آن او است. یعنی همه ملک و بنده او هستند و همانند مالک در زیر دستان خود تصرف می نماید، و آنها در برابر او فرمانبردار و رام هستند. و مادامی که همه  بندگان به او نیازمندند و او از آنها بی نیاز است چگونه یکی از آنها می تواند فرزند او  باشد؟ زیرا  فرزند باید از جنس پدر باشد، چون او بخشی از آن است. و خداوند پادشاه غالب و پیروزمند است و شما زیردستان مغلوب، واو بی نیاز و شما نیازمند هستید. پس چگونه با این وصف خداوند فرزند دارد؟ و این باطل ترین و یاوه  ترین سخن است.
فرمانبرداری بر دو نوع است: فرمانبرداری عام، و آن فرمانبرداری همه مخلوقات و مطیع بودن همه آنها و پذیرش تدبیر آفریننده است . و اطاعت و فرمانبرداری خاص ، و آن انجام دادن عبادت است. پس نوع اول در این آیه آمده است، و نوع دوم در این فرموده الهی: « وَقُومُوا لِلَّهِ قَنِتِنَ » و خاضعانه برای خدا به اطاعت بایستید.
سپس فرمود: « بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَالأَرْضِ» پدیدآورنده آسمان ها و زمین است، و آنها را محکم و زیبا آفریده است بدون اینکه از قبل مانند و نمونه داشته باشند. « وَالأَرْضِ وَإِذَا قَضَى أَمْراً فَإِنَّمَا يَقُولُ لَهُ كُن فَيَكُونُ» و هرگاه به امری فرمان دهد،  به آن می گوید: بشو، پس می شود و هیچ امری برای او سخت و ممتنع نیست و  فرمان او ابا نمی ورزد.كَالَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ كَانُواْ أَشَدَّ مِنكُمْ قُوَّةً وَأَكْثَرَ أَمْوَالاً وَأَوْلاَدًا فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ فَاسْتَمْتَعْتُم بِخَلاَقِكُمْ كَمَا اسْتَمْتَعَ الَّذِينَ مِن قَبْلِكُمْ بِخَلاَقِهِمْ وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ أُوْلَـئِكَ حَبِطَتْ أَعْمَالُهُمْ فِي الُّدنْيَا وَالآخِرَةِ وَأُوْلَئِكَ هُمُ الْخَاسِرُونَ؛ همانند کساني  که  پيش  از شما بودند ، با نيروي  بيشتر و دارايي  و، فرزندان بيشتر  ايشان  از نصيب  خويش  بهره  مند شدند  شما نيز از نصيب   خويش  بهره  مند شده  ايد ، همچنان  که  کساني  که  پيش  از شما بوده  اند ، از  نصيب  خويش  بهره  مند شده  بودند  شما سخنان  ناپسند گفتيد ، همچنان  که   ايشان  سخن ناپسند مي  گفتند  اعمال  آنان  در دنيا و آخرت  ناچيز گرديد و  زيانمند شدند.
أَلَمْ يَأْتِهِمْ نَبَأُ الَّذِينَ مِن قَبْلِهِمْ قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا خبر کساني  که  پيش  از آنها بوده  اند چون  قوم  نوح  و عاد و ثمود و، قوم ابراهيم  و اصحاب  مدين  و مؤتفکه  را نشنيده  اند که  پيامبرانشان  با  نشانه هاي  آشکار بر آنها مبعوث  شدند ? خدا به  آنها ستم  نمي  کرد ، آنان   خود برخود ستم  مي  کردند.
خداوند متعال منافقان را از عذاب هايي که به امت هاي تکذيب  کننده رسيده است برحذر داشته و مي فرمايد:« قَوْمِ نُوحٍ وَعَادٍ وَثَمُودَ وَقَوْمِ إِبْرَاهِيمَ وِأَصْحَابِ مَدْيَنَ وَالْمُؤْتَفِكَاتِ» قوم نوح و عاد و ثمود و قوم ابراهيم و اصحاب مدين و روستاهاي زيرو رو شده قوم لوط، همه اينها« أَتَتْهُمْ رُسُلُهُم بِالْبَيِّنَاتِ» پيامبرانشان با حق واضح و آشکار نزدشان آمدند، اما آنان را تکذيب کردند و در نتيجه به سرانجامي گرفتار شدند که خداوند براي ما تعريف نموده است. پس اعمال شما به اعمال آنان شبيه است.
« فَاسْتَمْتَعُواْ بِخَلاقِهِمْ» و شما هم از نصيب خود در دنيا بهره مند شديد، و آن را در قالب لذت و شهوت به دست آورديد، و اين نعمت ها را در جهت جلب رضاي خدا بکار نبرديد، بلکه آن را در راه نافرماني خدا صرف نموديد، و همت و اراده شما  فقط صرف خوشگذراني و لهو و لعت شد، همانطور کساني که پيش از شما بودند چنين کردند. « وَخُضْتُمْ كَالَّذِي خَاضُواْ» و شما در باطل و دروغ فرو رفتيد، و در اين زمينه به  مجادله پرداختيد تا حق را در هم شکسته و نابود کنيد. سپس اين بود کردار و دانش آنها؛ بهره مندي از لذايذ دنيا، و فرو رفتن در باطل.
بنابراين سزاوار عقوبت و هلاکتي شدند تا کساني که پيش از آنها بودند و کارهايي مانند کارهاي آنان انجام دادند سزاوار آن گرديدند. و اما مومنان که از بهره و نعمت هاي دنيا  بهره مند مي شوند اين نعم ها را در مسير طاعت خدا بکار مي گيرند، و دانش آنان دانش پيامبران است و آن رسيدن به يقين در تمامي خواسته هاي عالي، و استفاده از «  مجادله ي حق» براي نابود کردن باطل است. « فَمَا كَانَ اللّهُ لِيَظْلِمَهُمْ» پس خداوند وقتي که عذاب خود را بر آنان فرود آورد براي اين نبود که بر آنان ستم کند. « وَلَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ» بلکه آنان خودشان بر خويشتن ستم کردند و به خود جرات دادند که مرتکب گناهان شوند. و از پيامبران سرپيچي کردند و از فرمان هر سرکش کينه توزي اطاعت  نمودند.وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاء بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ وَيُقِيمُونَ الصَّلاَةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَيُطِيعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَيَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ ؛ مردان  مؤمن  و زنان  مؤمن  دوستان  يکديگرند  به  نيکي  فرمان  مي  دهند و از، ناشايست  باز مي  دارند ، و نماز مي  گزارند و زکات  مي  دهند و از خدا و  پيامبرش  فرمانبرداري  مي  کنند  خدا اينان  را رحمت  خواهد کرد ، خدا  پيروزمند و حکيم  است.
وَعَدَ اللّهُ الْمُؤْمِنِينَ وَالْمُؤْمِنَاتِ جَنَّاتٍ تَجْرِي مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِينَ فِيهَا وَمَسَاكِنَ طَيِّبَةً فِي جَنَّاتِ عَدْنٍ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ أَكْبَرُ ذَلِكَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ؛ خدا به  مردان  مؤمن  و زنان  مؤمن  بهشتهايي  را وعده  داده  است  که  جويها درآن  جاري  است  ، و بهشتيان  همواره  در آنجايند و نيز خانه  هايي  نيکو در  بهشت  جاويد  ولي  خشنودي  خدا از همه  برتر است  که  پيروزي  بزرگ  ،  خشنودي  خداوند است.
وقتي بيان کرد که منافقان از يکديگرند، بيان داشت مومنان نيز دوستان يکديگرند، و آنها را