َهُمْ بِسِيمَاهُمْ قَالُواْ مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ وَمَا كُنتُمْ تَسْتَكْبِرُونَ ؛ ساکنان  اعراف  مرداني  را که  از نشانيشان  مي  شناسند آواز دهند و گويند :آن  خواسته  که  گرد آورده  بوديد و آن  همه  سرکشي  که  داشتيد شما را فايده  اي نبخشيد.
أَهَـؤُلاء الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ؛ آيا اينان  همان  کسانند که  شما سوگند خورده  بوديد که  رحمت  خداوند، نصيبشان  نمي  شود ? داخل  در بهشت  شويد ، نه  بيمي  بر شماست  و نه  غمگين   مي  شويد.
بين اهل بهشت و اهل دوزخ مانعي وجود دارد که به آن اعرافگفته مي شود؛ نه از بهشت است و نه از جهنم و بر بالاي هر دو سرا قرار دارد و هرکس که روي آن باشد هر دو گروه را نگاه مي کند. و بر بالاي اين مانع مرداني هستند که هر يک از اهل بهشت و اهل جهنم را با سيمايشان يعني با نشانه ها و علامت هايي که با آن شناخته مي شوند، مي شناسند. پس وقتي به اهل جنت نگاه مي کنند آنا را صدا مي زنند که ، « أَن سَلاَمٌ عَلَيْكُمْ» درودتان باد. يعني آنان را سلام مي کنند، و آنان هنوز وارد بهشت نشده اند اما اميدوارانه وارد آن شوند و خداوند اميد ورود به بهشت را در دلهايشان قرار داده است، چون مي خواهد آنها را از بخشش خويش بهره مند سازد.
« وَإِذَا صُرِفَتْ أَبْصَارُهُمْ تِلْقَاء أَصْحَابِ النَّارِ» و وقتي که چشمهايشان متوجه اهل دوزخ مي شود و منظره اي زشت و هولناک را مي بينند، « قَالُواْ رَبَّنَا لاَ تَجْعَلْنَا مَعَ الْقَوْمِ الظَّالِمِينَ» مي گويند: پروردگارا! ما را همراه قوم ستمکار قرار مده. وقتي اهل اعراف اهل بهشت را ببينند، اميدواراند همراه آنها به بهشت درآيند، و به آنان سلام مي کنند. و هنگامي که بدون اختيار چشمشان به سوي اهل دوزخ برگردانده مي شود از حالت آنها بصورت عام به خدا پناه مي برند.
سپس « خاص» را پس از « عام » بيان کرد و فرمود:« وَنَادَى أَصْحَابُ الأَعْرَافِ رِجَالاً يَعْرِفُونَهُمْ بِسِيمَاهُمْ» و اهل اعراف مرداني را صدا مي زنند که آنا را از سيمايشا مي شناسند و آنها اهل دوزخند که در دنيا داراي اُبّهت و شرافت و اموال و فرزندان بودند. اهل اعراف وقتي آنها را در عذاب، تنها و بدون ياور و فريادرس مي بينند به آنها مي گويند:« مَا أَغْنَى عَنكُمْ جَمْعُكُمْ» جمعيت و گروهبندي شما در دنيا که بوسيله آن ناگواري ها را دور مي کرديد و به خواست هايتان مي رسيديد، امروز از بين رفته است و چيزي را از شما دور نمي  کند. همچنين تکبر ورزيدنتان بر حق و خود را بالاتر دانستن از پذيرش آن و از کسي که آن را وارد و از کسي که از آن پيروي کرد چه سودي به شما داد.
سپس آنها به سوي مردمي از اهل بهشت اشاره مي کنند که در دنيا فقير و ناتوان بودند و دوزخيان در دنيا آنها را مسخره مي  کردند، پس به اهل جهنم مي گويند:« أَهَـؤُلاء» آيا اينان که خداوند آنها را وارد بهشت نموده است، « الَّذِينَ أَقْسَمْتُمْ لاَ يَنَالُهُمُ اللّهُ بِرَحْمَةٍ» کساني نيستند که شما سوگند مي خورديد خداوند چيزي از رحمت خويش را به ايشان نمي رساند؟! و شما آنها را تحقيرمي کرديد و به خود مي باليديد؟! همانا سوگندهايتان شکسته شد و چيزي از جانب خدا برايتان آشکار گرديد که فکرش را نمي کرديد.
« ادْخُلُواْ الْجَنَّةَ» پس به سبب آنچه مي کرديد وارد بهشت شويد. يعني به عنوان احترام و بزرگداشت به اين ناتوانان گفته مي شود: به سبب اعمال صالح و کارهاي شايسته تان وارد بهشت شويد، « لاَ خَوْفٌ عَلَيْكُمْ» شما نه از ناگواري هاي آينده ترسي داريد، « وَلاَ أَنتُمْ تَحْزَنُونَ» و نه بر گذشته اندوهگين مي شويد، بلکه در امنيت و آسايش و اطمينان خاطر قرار داريد و از خوبي و برکتي که بر شما داده شده است خوشحال مي گرديد. و اين مانند گفته خداوند متعال است که فرموده است:« إِنَّ الَّذينَ أَجرَمُوا کَانُوا مِنَ الَّذِينَ ءَامَنُوا يضحَکُونَ، وَإِذا مَرُّوا بِهِم يتَغامَزُونَ» همانا کساني که جنايت پيشه بودند به مومنان مي خنديدند، و هرگاه مومنان از کنارشان مي گذشتند با چشم به آنان اشاره مي کردند . تا اينکه مي فرمايد:« فَاليومَ الذَِّينَ ءَامنَوُا مِنَ الکُفَّارِ يضحَکُونَ، عَلَي الأَرَآئِکِ ينظُرُونَ» پس امروز کساني که ايمان آوردند، به کافران مي خندند و بر تخت ها تکيه زده و نگاه مي کنند.
و اهل علم در مورد اينکه اهل اعراف چه کساني هستند و کارشان چيست، اختلاف کرده اند. و صحيح آن است که اهل اعراف گروهي هستند که نيکي و بدي هايشان برابر است، پس نه بديهايشان بيشتر است که وارد جهنم شوند و نه نيکي هايشان بيشتر است تا وارد بهشت بگردند. پس در اعراف مانده اند تا وقتي که خدا بخواهد، سپس خداوند متعال آنها را به سبب رحمت خويش وارد بهشت مي نمايد، زيرا رحمت او بر خشم و غضبش پيشي گرفته و غالب آمده است و رحمت او هر چيزي را در بر مي گيرد.وَنَادَى أَصْحَابُ النَّارِ أَصْحَابَ الْجَنَّةِ أَنْ أَفِيضُواْ عَلَيْنَا مِنَ الْمَاء أَوْ مِمَّا رَزَقَكُمُ اللّهُ قَالُواْ إِنَّ اللّهَ حَرَّمَهُمَا عَلَى الْكَافِرِينَ ؛ دوزخيان  بهشتيان  را آواز دهند که  اندکي  آب  يا از چيزهايي  که  خدا به  شماارزاني  کرده  است  بر ما فرو ريزيد  گويند : خدا آنها را بر کافران  حرام کرده  است.
الَّذِينَ اتَّخَذُواْ دِينَهُمْ لَهْوًا وَلَعِبًا وَغَرَّتْهُمُ الْحَيَاةُ الدُّنْيَا فَالْيَوْمَ نَنسَاهُمْ كَمَا نَسُواْ لِقَاء يَوْمِهِمْ هَـذَا وَمَا كَانُواْ بِآيَاتِنَا يَجْحَدُونَ  ؛ امروز آنان  را که  دين  خويش  لهو و بازيچه  پنداشتند و زندگي  دنيا  فريبشان داده  بود فراموش  مي  کنيم  ، همچنان  که  آنها نيز رسيدن  به  اين  روز را ازياد برده  بودند و آيات  ما را تکذيب  مي  کردند.
وَلَقَدْ جِئْنَاهُم بِكِتَابٍ فَصَّلْنَاهُ عَلَى عِلْمٍ هُدًى وَرَحْمَةً لِّقَوْمٍ يُؤْمِنُونَ؛ براي  هدايت  مؤمنان  و بخشايش  به  ايشان  کتابي  آورديم  که  در آن  هر چيز، رااز روي  دانش  به  تفصيل  بيان  کرده  ايم.
هَلْ يَنظُرُونَ إِلاَّ تَأْوِيلَهُ يَوْمَ يَأْتِي تَأْوِيلُهُ يَقُولُ الَّذِينَ نَسُوهُ مِن قَبْلُ قَدْ جَاءتْ رُسُلُ رَبِّنَا بِالْحَقِّ فَهَل لَّنَا مِن شُفَعَاء فَيَشْفَعُواْ لَنَا أَوْ نُرَدُّ فَنَعْمَلَ غَيْرَ الَّذِي كُنَّا نَعْمَلُ قَدْ خَسِرُواْ أَنفُسَهُمْ وَضَلَّ عَنْهُم مَّا كَانُواْ يَفْتَرُونَ ؛ آيا جز نتيجه  اعمال  انتظاري  دارند ? روزي  که  نتيجه  اعمال  پديدار شود ،  کساني  که  آن  روز را از ياد برده  بودند مي  گويند : پيامبران  پروردگار ما  به حق  آمدند  آيا شفيعاني  هستند که  ما را شفاعت  کنند ? يا آنکه  کسي   هست که  ما را بازگرداند تا کارهاي  ديگري  جز آن  کارها که  مي  کرديم  ،  انجام  دهيم  ? به  خود زيان  رسانيدند و آن  بتان  را که  شريک  خدا مي خواندند اينک  ازدست  داد